بازگشت یکی از اساطیر فراموششدهی سگا، نه یک احیای صرف، بلکه استانداردی جدید در تلفیق نوستالژی و مدرنیته است. با گیم پالت همراه باشید تا به کالبدشکافی هنر انتقام جو موساشی در بازی اکشن پلتفرمر Shinobi: Art of Vengeance بپردازیم.
در تالار مشاهیر صنعت بازیهای ویدیویی، نامهایی حک شدهاند که روزگاری نبض بازار را در دستان خود داشتند، اما در گذار بیرحمانه زمان و پیشرفت تکنولوژی، به خاطراتی غبارگرفته در ذهن نسلهای قدیمیتر بدل گشتند. سری Shinobi، محصول دوران طلایی کمپانی سگا، یکی از همین نامهای اساطیری است. یک بازی اکشن نینجا با مبارزات سریع که در دهه ۸۰ میلادی، همگام با موج محبوبیت نینجاها در فرهنگ عامه، متولد شد و با گیمپلی چالشبرانگیز خود، میلیونها پلیر را شیفتهی خود کرد. اما این شینوبی چابک نیز نتوانست از گردباد سهبعدیسازی جان سالم به در ببرد و تلاشهای پراکنده برای بازگرداندن آن به دوران اوج، هرگز به ثمر ننشست.
حال، در دورانی که بازسازی و احیای بازیهای کلاسیک به یک شمشیر دولبه تبدیل شده، استودیویی فرانسوی به نام لیزارد کیوب (Lizardcube) قد علم کرده است. این تیم هنرمند که پیشتر با شاهکار Streets of Rage 4، توانایی خود در دمیدن روحی تازه به کالبد کلاسیکها را به رخ جهانیان کشیده بود، بار دیگر ماموریتی خطیر را بر عهده گرفته که از نظر من، به خوبی از پس آن بر آمد. بازگرداندن جو موساشی از تبعید طولانی مدتش با بازی Shinobi: Art of Vengeance (به اختصار AoV)! این بازی، صرفاً یک ادای دین به گذشته نیست که بگوییم برای بازیکنان بزرگ سال ساخته شده تا آنها با خاطراشان جهان را سیر کنند. بلکه ثابت میکند یک ایدهی اصیل، اگر در دستان هنرمندان واقعی قرار گیرد، میتواند فراتر از زمان خود ظاهر شود. بازی مبارزهای سریع Shinobi شاهدی بر این است که چگونه میتوان به ریشههای قدیمی وفادار ماند و در عین حال، تجربهای عمیقاً مدرن و بینقص را خلق کرد.

داستان و شخصیتها؛ شمشیر انتقام در سپیدهدمی خونین
روایت در بازی Shinobi: Art of Vengeance از یک فرمول کلاسیک، اما جاودانه پیروی میکند. آرامش قبل از طوفان و سپس، خیزش برای انتقام که واقعاً نسبت به ژانری که دارد، پخته از آب درآمده است. داستان، بازیکن را در نقش جو موساشی، رهبر افسانهای قبیله نینجاهای اوبورو (Oboro) قرار میدهد. او که به همراه همسر خود در پناهگاهی مخفی در دل کوهستان به آرامش رسیده، آن هم غافل از این که سایهی شوم سازمان ENE بر فراز جهان گسترده شده است. این سازمان نظامی-صنعتی، تحت رهبری شخصیتی مرموز به نام لرد روس (Lord Ruse)، با فناوریهای پیشرفتهی خود در حال به زانو درآوردن دنیا است و تنها مانع بر سر راه سلطهی کامل خود را، قبیلهی اوبورو میداند.
تراژدی خیلی زود از راه میرسد. نیروهای ENE با یورشی بیرحمانه، پناهگاه قبیله را به خاک و خون میکشند و تقریباً تمام اعضای آن را قتلعام میکنند. این تهاجم قطعاً یک نمایش قدرت نظامی نیست. ENE با تسلط بر نژاد یوکایها (شیاطین اساطیری ژاپن)، ارتشی اهریمنی را نیز به خدمت گرفته که بر عمق فاجعه میافزاید. اکنون جو موساشی، به عنوان آخرین بازماندهی یک میراث پرافتخار، تنها یک هدف دارد و آن هم انتقام است. او باید با عبور از لشکریان ENE و شیاطین تحت امرشان، خود را به لرد روس رسانده و آرامش را به جهان بازگرداند.
شاید در نگاه اول، این نحوه روایت، داستانی ساده و حتی کلیشهای داشته باشد، اما قدرت روایت بازی Shinobi دقیقاً در همین سادگی و صراحت نهفته است. تیم سازنده در استودیوی بازیسازی لیزارد کیوب به درستی دریافتهاند که در یک عنوان اکشن پلتفرمر خالص، داستان باید در خدمت گیمپلی باشد، نه باری بر دوش آن که عملاً بازیکن را از چپ به راست بکشاند. در بازی از دیالوگهای طولانی، میانپردههای کشدار و پیچشهای داستانی بیهوده خبری نیست. همه چیز خلاصه، مستقیم و هدفمند است. این رویکرد مینیمالیستی باعث میشود که انگیزهی شخصیت اصلی برای بازیکن کاملاً ملموس و قابل درک باشد و تمام تمرکز بر روی تجربهی اصلی، یعنی گیمپلی، باقی بماند. داستان بازی Shinobi: Art of Vengeance از یک چارچوب مستحکم و ضروری بهرهمند است که به هر ضربهی شمشیر و هر پرش آکروباتیک، معنا و وزن میبخشد.

گیمپلی و مبارزات سریع: قلب تپنده بازی Shinobi
جایی که بازی Shinobi: Art of Vengeance از یک بازی خوب به یک شاهکار بیبدیل تبدیل میشود، هستهی اصلی آن، یعنی گیمپلی است. استودیوی لیزارد کیوب که پیشتر هم ایدههای ذهنی خودش را به صورت ناقص در بازیها قبلی آزمایش کرده بود، اما در AoV این هنر را به اوج تکامل رسانده است. گیمپلی بازی بر دو ستون استوار است که به شکلی هنرمندانه در هم تنیده شدهاند. این دو ستون چیست؟ المان پلتفرمینگ و البته هک اند اسلش.
المانهای پلتفرمینگ و مترویدوانیا
اولین چیزی که توجه را جلب میکند، کنترل بینقص و روان جو موساشی است. او واقعاً مثل یک سایه، با سرعت و چابکی مثالزدنی در محیط حرکت میکند. انیمیشنهای نرم و استایلیش دویدن، پریدن، بالا رفتن از دیوارها و عبور از موانع، حس نینجا بودن را به بهترین شکل ممکن به بازیکن منتقل خواهد کرد. گیم پلی پلتفرمینگ بازی Shinobi صرفاً پرشی از نقطه A به B نیست؛ بلکه یک چالش ذهنی و فیزیکی است که با پیشرفت در بازی، پیچیدهتر و جذابتر میشود. با کسب قابلیتهای جدید، موانعی که پیشتر غیرقابل عبور به نظر میرسیدند، به مسیرهایی تازه برای اکتشاف تبدیل میشوند.
اینجاست که ساختار مترویدوانیای گیمپلی خودش را به خوبی و استادانه نشان میدهد. اگرچه این المانها به عمق بازیهای شاخص این سبک نیستند، اما به شکلی هوشمندانه پیادهسازی شدهاند تا ارزش تکرار مراحل را بالا ببرند. بازیکن تشویق میشود تا با تواناییهای جدید خود به مراحل قبلی بازگردد و مسیرهای مخفی، صندوقچههای پنهان و چالشهای دشوارتری را کشف کند. سیستم چک پوینت و نقشه جهانی نیز به گونهای طراحی شده که این بازگشت به عقب، هرگز به تجربهای خستهکننده تبدیل نشود و مخاطب بتواند به سرعت بین نقاط مختلف جابجا شود.

اجرای کمبوها و حرکات Execution
سیستم مبارزات بازی Shinobi: Art of Vengeance مهمترین وجه ممکن آن در طول گیمپلی خواهد بود. این بخش، اقیانوسی از عمق و تنوع است که به گیمر اجازه میدهد سبک مبارزهی منحصربهفرد خود را پیدا کند. کاتانای جو موساشی تنها یکی از ابزاری است که به صورت یار همیشگی، همراهتان خواهد بود. شما زرادخانهای مملو از گزینههای مختلف خواهید داشت که هر کدام کاربرد استراتژیک خود را دارند. از شوریکنهای کلاسیک برای حمله از راه دور گرفته تا نینپوهای ویرانگر که میتوانند ورق را در سختترین شرایط برگردانند.
- سیستم کمبو: مبارزات حول محور اجرای کمبوهای طولانی و خلاقانه میچرخد. میتوانید دشمنان را به هوا پرتاب کنید، در آسمان به آنها ضربه بزنید و قبل از فرود، با یک حرکت آکروباتیک بر سر دشمن دیگری خراب شوید.
- حرکت Execution: دشمنانی که آسیب زیادی دیدهاند، با یک نشانه مشخص میشوند. اجرای حرکت Execution بر روی آنها، علاوه بر نابودی کامل، بخشی از نوار سلامتی شما را بازیابی میکند. تسلط بر این مکانیزم، بهخصوص زمانی که با گروه بزرگی از دشمنان مواجه هستید، کلید بقا خواهد بود. اجرای این حرکت بر روی چندین دشمن به صورت همزمان، پاداشی بزرگ به همراه دارد و شما را مجبور میکند تا همیشه حواستان به این پارامتر باشد.
- شخصیسازی و ارتقاء موساشی: با شکست دادن دشمنان و یافتن گنجینهها، سکههای طلا به دست میآورید. این سکهها در فروشگاهی ویژه درون بازی قابل استفاده هستند که در آن میتوانید تکنیکهای مبارزاتی جدید، آمولتها (طلسمهای با قابلیتهای پسیو) و تجهیزات متنوع را خریداری کنید. این سیستم به شما اجازه میدهد تا جو موساشی را مطابق با سبک بازی خودتان شخصیسازی کرده و مسیر را آن طور که میخواهید، فتح کنید.
- دشمنان و باسفایتها: تنوع دشمنان بسیار خوب است و هر کدام الگوهای حملهی خاص خود را دارند که شما را مجبور به استفاده از تمام قابلیتهایتان میکند. در پایان هر مرحله نیز، یک باسفایت چالشبرانگیز در انتظار شما است. این باسها آزمون نهایی مهارتهای شما هستند و برای شکست دادنشان باید نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کرده و استراتژی مناسبی را به کار بگیرید.

ترکیب هنرمندانهی عناصر پلتفرمینگ و مبارزات هک اند اسلش، ریتم و ضربآهنگ بازی را همواره تازه و هیجانانگیز نگه میدارد. یک لحظه در حال عبور از تلههای مرگبار هستید و لحظهای دیگر در محاصرهی دهها دشمن که همین موضوع، هیچ چیزی را قابل پیشبینی نمی گذارد این تعادل بینقص، از ابتدا تا انتهای تجربهی ۱۰ ساعتهی بازی، مانع از بروز هرگونه حس تکرار یا خستگی میشود.
به هر حال، حتی بهترین بازیها هم برای خودشان نقطه ظعف دارند. هرچند که از تجربه کلی این اثر بسیار لذت بردم، اما بخش گیم پلی نکات منفی جزئی و قابل چشم پوشی هم دارد. ساختار مترویدوانیا-گونهی بازی، با اینکه به خوبی ارزش تکرار مراحل را برای کشف مناطق مخفی بالا میبرد، اما در مقایسه با بزرگان این سبک، عمق کمتری دارد و بیشتر شبیه به یک لایهی تشویقی برای اکتشاف عمل میکند. یعنی شما ترغیب میشوید که به نقشههای قبلی برگردید تا فلان گنج در فلان نقطه را باز کنید و مسیری که انتخاب کردهاید، هیچ تغییری نمیکند. علاوه بر این، در برخی از مبارزات بسیار شلوغ و پر زد و خورد، انبوهی از افکتهای بصری زیبا و دشمنان متعدد میتواند به طور لحظهای باعث ایجاد کمی آشفتگی بصری شود و خواندن حرکات برخی دشمنان را دشوار سازد. البته این موارد خراشهای بسیار جزئی بر ساختار یک شاهکار هستند و به هیچ وجه از لذت وصفناپذیر رقص مرگبار با کاتانای جو موساشی کم نمیکنند.

گرافیک هنری که چشمها را نوازش میکند!
تیم هنری استودیوی بازیسازی لیزارد کیوب با Streets of Rage 4 نشان داده بود که در خلق آثار بصری دوبعدی، در سطح استادی قرار دارد و بازی Shinobi: Art of Vengeance نیز خودش، گواهی دیگری بر این ادعا است. از همان لحظهی اول، بازی یک تابلوی نقاشی متحرک و خیرهکننده از نگاه هر مخاطب خواهد بود. طراحیهای دستی پسزمینهها سرشار از جزئیات و لایههای متعدد هستند که با وجود دوبعدی بودن، عمق و عظمتی شگرف را به تصویر میکشند. از معابد باستانی غرق در مه گرفته تا شهرهای آوارگی روستا که زیر بارانهای آرام میدرخشند. اینطور بگویم که هر مرحله هویت بصری منحصربهفرد خود را دارد.
رنگبندی بازی یک کلاس درس واقعی است. پالت رنگی به شدت چشمنواز و هوشمندانه انتخاب شده تا اتمسفر هر محیط را به بهترین شکل منتقل کند. رنگهای زنده و اشباع شده در کنار سایههای تیره، تضادی زیبا خلق کردهاند که هم حس و حال کلاسیک سری را زنده میکند و هم کاملاً مدرن به نظر میرسد.
با این حال، نقطهی اوج کار تیم هنری، انیمیشنها هستند. هر حرکت جو موساشی، از سادهترین قدم برداشتن تا پیچیدهترین کمبوی هوایی، با چنان نرمی و ظرافتی طراحی شده که تماشای آن به تنهایی لذتبخش است. البته مشکلی که در این بخش دیده میشود و سابقاً در بخش گیم پلی هم به آن اشاره کردیم، مربوط به افکت مرگ و میر شخصیتها و دشمنها است. بعضی از آنها آنقدر نورانی میمیرند که همه توجهات بازیکن را به خود جلب میکند. همین مولفه، باعث میشود بقا در مبارزات شلوغ بشدت سخت باشد. با این حال، این نکته اذیت کنندهای نیست و میتوان از آن چشم پوشی کرد.

موسیقیهایی که محرک اصلی بازیکن در پیش بردن داستان است
یک بازی اکشن پلتفرمر فوقالعاده، به یک موسیقی متن فوقالعاده نیاز دارد و بازی AOV در این زمینه نیز ناامیدتان نمیکند. موسیقی بازی Shinobi ترکیبی استادانه از المانهای سنتی ژاپنی با ضربآهنگهای الکترونیک و پرانرژی مدرن است. این تلفیق، هویت صوتی بینظیری برای بازی خلق کرده که کاملاً با اتمسفر آن همخوانی دارد. در لحظات آرام و اکتشافی، موسیقی حالتی رازآلود به خود میگیرد و در هنگام مبارزات، با ریتمهای تند و هیجانانگیز خود، آدرنالین خون شما را به بالاترین سطح میرساند تا بتوانید راحتتر بر مبارزات و تعداد دشمنان غلبه کنید.
موسیقی متن هرگز خستهکننده یا تکراری نمیشود و به خوبی با جریان بازی هماهنگ است. این قطعات گوشنواز، به ابزار محرکه شما تبدیل میشوند. اصولاً در بازیهای دو بعدی پلتفرمینیگ، از آنجایی که جزئیات زیاد به چشم نمیآید، قدرت موسیقی و صداگذاری میتواند مخاطب را نسبت به وقایعی که در انتظارش است، هیجان زده کرده یا ناامید کند. صحبت از صداگذاری شد!
صداگذاری نیز با کیفیت بالایی انجام شده و صدای برخورد کاتانا، انفجار نینپوها و فریاد دشمنان، همگی به خوبی حس قدرت و تأثیرگذاری حرکات شما را منتقل میکنند. خبر خوب اینکه، به جز شخصیت اصلی، تمام شخصیتهایی که با آنها ملاقات میکنید، دیالوگهای نریشن دارند. با توجه به این موضوع که احتمالاً برای بازیهای این شکلی زیاد در زمینه دیالوگ و صداگذاری هزینه نمیشود، اما استودیوی بازیسازی لیزارد کیوب به خوبی نشان داد که برای هر جزء از بازی Shinobi: Art of Vengeance ارزش قائل بوده و سرمایهگذاری خاص خودش را انجام داده است.
جمعبندی
در یک کلام بدون اتلاف وقت بگویم که بازی Shinobi: Art of Vengeance، نامهای عاشقانه به یکی از بهترین بازیهای مبارزهای هک اند اسلش تاریخ و در عین حال، یک اثر کاملاً مدرن و پیشرو است. استودیوی لیزارد کیوب بار دیگر ثابت کرد که کمتر استودیویی بهتر از آنها میتواند روح یک عنوان کلاسیک را درک کرده و آن را برای مخاطبان امروزی بازآفرینی کند. این بازی، یک بستهی کامل و بینقص است که حتی آن را به کسانی که به عناوین پلتفرمینگ علاقه ندارند هم شخصاً پیشنهاد میکنم. گیمپلی عمیق، مبارزات سریع و اعتیادآور، گرافیک هنری خیرهکننده، موسیقی متن به یاد ماندنی و داستانی که به اندازهی کافی برای پیشبرد بازی، انگیزه ایجاد میکند، همه چیز را در سطح بالایی به مخاطب ارائه خواهند داد.
ناشر بازی (Sega) نسخه PS5 این اثر را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است.

بازی AOV نه تنها بهترین نسخه در کل سری Shinobi است، بلکه به راحتی در میان برترین عناوین اکشن پلتفرمر تمام دوران قرار میگیرد. این بازی یک پیروزی مطلق برای طرفداران قدیمی و یک نقطهی ورود بینظیر برای نسل جدید است. تجربهی آن بر هر علاقهمند به بازیهای ویدیویی، واجب است.
نظر شما در خصوص نقد و بررسی بازی Shinobi: Art of Vengeance چیست؟ به نظر شما، بزرگترین فاکتوری که بازیهای پلتفرمینگ این روزها در برابر بازیهای بزرگتر از خودشان به شدت موفق میشود، چیست؟ نظرات خود را با ما به اشتراک گذاشته و سایر اخبار و مقالات مرتبط با نقد و بررسی بازیهای ویدیویی را از طریق صفحه اصلی پیگیری و مطالعه کنید.
نقد و بررسی
Shinobi: Art of Vengeance
استودیو لیزارد کیوب با Shinobi: Art of Vengeance یک شاهکار بیبدیل خلق کرده است. این بازی با تلفیق هنرمندانهی گیمپلی، مبارزات عمیق و سیستم یک نواخت پلتفرمینگ سرعتی، در کنار گرافیک هنری خیرهکننده و موسیقی متن به یاد ماندنی، نه تنها سری شینوبی را به شکوهی فراتر از گذشته بازمیگرداند، بلکه استانداردهای جدیدی را برای سبک اکشن پلتفرمر تعریف میکند. بازی یادشده یک تجربهی بینقص و ضروری برای تمام علاقهمندان واقعی به دنیای بازیهای ویدیویی است.
مثبت
- گیمپلی متکی بر شرایط و چالشهای متنوع
- طراحی هنرمندانه محیط و دشمنان
- انیمیشنهای بسیار روان و زیبا که با هر شرایط محیطی تغییر میکند
- موسیقی متن پرانرژی و کاملاً هماهنگ با اتمسفر بازی
- بخش داستانی قابل توجه و خوب
- صداگذاری باکیفیت شخصیتها
منفی
- افکتهای تصویری که باعث حواس پرتی مخاطب میشود
- عدم استفاده از قابلیتهای کنترلر دوالسنس

