• صفحه خانگی
  • اخبار بازی
  • نقد و بررسی بازی ها
  • مقالات بازی
    • بیوگرافی
    • تاریخچه بازی‌ ها
    • داستان بازی
    • نیم نگاه
    • معرفی کتاب
  • راهنمای بازی
  • ویدیو
    • بازی برتر
    • بررسی فنی
    • تریلر بازی ها
    • روزی روزگاری
    • گیم فکت
    • نقد ویدیویی
  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • ورود
  • ثبت نام
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
رسانه خبری تحلیلی گیم پالت
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
رسانه خبری تحلیلی گیم پالت
صفحه اصلی PlayStation 5

داستان بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced | روایت کامل داستان ادوارد کنوی

سعید حلاجیان توسط سعید حلاجیان
سپتامبر 8, 2026
در PlayStation 5, Xbox Series X/S, داستان بازی, PC
0 0
0
داستان بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced | روایت کامل داستان ادوارد کنوی

ادوارد کنوی برای اینکه تبدیل به یک اساسین شود، اول یک اساسین را کشت!  در این مقاله داستان کامل بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced را بررسی می‌کنیم؛ از کشتن اساسینزها و تلاش برای به دست آوردن یک گنج بزرگ تا اتفاقاتی که او را به Assassin افسانه‌ای تبدیل می‌کند. با روایت کامل داستان، شخصیت‌ها، اتفاقات مهم و پایان‌بندی این بازی همراه باشید.

داستان Assassin’s Creed Black Flag درباره ادوارد کنوی است؛ مردی که نه اساسین است، نه قهرمان و نه حتی آدم چندان خوبی. او فقط یک دزد دریایی است که دنبال پول می‌گردد تا بتواند یک زندگی راحت برای خودش و همسرش، کارولین، بسازد.

کارولین نگران است که زندگی دزدی دریایی ادوارد خطرناک باشد و از او می‌پرسد تا چه زمانی قرار است در این مسیر بماند. ادوارد به او قول می‌دهد که بیشتر از دو سال در دریا نخواهد بود. او می‌خواهد ثروتمند شود؛ نه فقط برای تجملات، بلکه برای اینکه دیگر مجبور نباشد برای داشتن یک زندگی معمولی، سختی بکشد. اما سرنوشت برنامه‌های دیگری برای او دارد.

آغاز ماجرا؛ مرگ دانکن والپول

پس از حمله‌ای که باعث نابودی کشتی‌اش می‌شود، ادوارد کنوی در جزیره‌ای دورافتاده گرفتار می‌شود. در آنجا با مردی به نام دانکن والپول روبه‌رو می‌شود؛ یک اساسین که در حال فرار است.

داستان بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag

ادوارد والپول را تعقیب می‌کند و در نهایت او را می‌کشد. سپس هنگام جست‌وجوی جسد، نامه‌ای پیدا می‌کند که خطاب به دانکن والپول نوشته شده است. نامه از طرف فرماندار کوبا، لائورانو تورس، ارسال شده و در آن به والپول وعده داده شده است که در ازای تحویل چند نقشه ارزشمند، پاداش قابل‌توجهی دریافت خواهد کرد.

ادوارد در اینجا فرصتی می‌بیند که نمی‌تواند از آن بگذرد. او لباس‌های والپول را برمی‌دارد و تصمیم می‌گیرد خودش را جای او جا بزند. به این ترتیب، ادوارد کنوی، یک دزد دریایی که هیچ ارتباطی با اساسین‌ها ندارد، با هویت دانکن والپول راهی هاوانا می‌شود.

هاوانا و راز رصدخانه

ادوارد در هاوانا با فرماندار تورس و چند تن از همراهانش ملاقات می‌کند. او خیلی زود متوجه می‌شود که این افراد عضو فرقه تمپلارها هستند و به دنبال مکانی افسانه‌ای به نام رصدخانه (The Observatory) می‌گردند.

رصدخانه سازه‌ای باستانی است که می‌تواند با استفاده از خون یک فرد خاص، موقعیت هر شخصی را در هر نقطه‌ای از جهان پیدا و ردیابی کند. اما برای فعال کردن این مکان، تمپلارها به خون فردی نادر و خاص نیاز دارند؛ فردی که به او Sage گفته می‌شود.

ادوارد که تصور می‌کند با کمک به تمپلارها می‌تواند ثروت زیادی به دست بیاورد، پیشنهاد آن‌ها را می‌پذیرد. او حتی با هویت جعلی دانکن والپول مورد استقبال تمپلارها قرار می‌گیرد. صبح روز بعد، ادوارد به همراه تمپلارها مأمور می‌شود تا Sage را به عمارت فرماندار تورس منتقل کند. هویت این فرد بارتولومئو رابرتس است.

شخصیت های بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag

اما پیش از آنکه کاروان به مقصد برسد، اساسین‌ها به آن حمله می‌کنند. رابرتس در جریان حمله موفق به فرار می‌شود، اما ادوارد با اساسین‌ها مبارزه می‌کند و در نهایت Sage را دستگیر می‌کند.

با وجود موفقیت در انجام مأموریت، ادوارد از پاداشی که دریافت کرده راضی نیست. او باور دارد که می‌تواند پول بسیار بیشتری به دست بیاورد. به همین دلیل تصمیم می‌گیرد رابرتس را آزاد کند و درباره رصدخانه اطلاعات بیشتری به دست آورد. اما وقتی مخفیانه به عمارت تورس بازمی‌گردد، متوجه می‌شود سلول رابرتس خالی است.

پیش از آنکه بفهمد چه اتفاقی افتاده، تمپلارها هویت واقعی او را کشف می‌کنند. ادوارد مجبور می‌شود فرار کند و به این ترتیب، ماجراجویی واقعی او آغاز می‌شود.

آغاز زندگی ادوارد به‌عنوان یک دزد دریایی

ادوارد پس از فرار، در کنار زندانی‌ای به نام آدوِاله قرار می‌گیرد. این دو با یکدیگر همکاری می‌کنند تا از کشتی فرار کنند و سایر زندانیان را نیز آزاد کنند. ادوارد پس از تصاحب کشتی، نام آن را Jackdaw می‌گذارد و آدوِاله را به‌عنوان فرمانده دوم و مسئول امور کشتی منصوب می‌کند.

حالا ادوارد برای اولین بار یک کشتی و خدمه مخصوص خودش دارد. او به ناسائو سفر می‌کند؛ جایی که با دزدان دریایی مشهوری مانند ادوارد تیچ، معروف به بلک‌برد، و بنجامین هورنیگولد ملاقات می‌کند.

ادوارد کنوری در بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag

ادوارد در همین دوران با جیمز کید نیز آشنا می‌شود. آن‌ها همراه یکدیگر نقشه حمله به یک مزرعه ثروتمند را طراحی می‌کنند. ادوارد کم‌کم در میان دزدان دریایی شهرت پیدا می‌کند. او حتی در کنار بلک‌برد برای تصاحب یک کشتی جنگی قدرتمند اسپانیایی وارد عملیات می‌شود؛ کشتی‌ای که قرار است برای دفاع از ناسائو استفاده شود.

در جریان این عملیات، ادوارد ناخدای کشتی را به قتل می‌رساند. پس از آن، جولیان دوسی، یکی از تمپلارها، کشتی را برای ناسائو تصاحب می‌کند و جزیره خصوصی ناخدا را نیز به‌عنوان پاداش برای خودش برمی‌دارد. با این حال، ادوارد هنوز هدف اصلی خود را فراموش نکرده است. او همچنان به دنبال بارتولومئو رابرتس و راز رصدخانه می‌گردد.

سفر به تولوم و آشنایی با اساسین‌ها

چند هفته بعد، ادوارد به مقر اساسین‌ها در تولوم سفر می‌کند؛ جایی که جیمز کید از او خواسته بود به آنجا برود. در تولوم، ادوارد با استاد اساسین‌ها، آتابای، ملاقات می‌کند. آتابای از او می‌خواهد برای بررسی هویت Sage وارد یک معبد باستانی مایایی شود.

اساسین‌ها می‌خواهند مطمئن شوند که بارتولومئو رابرتس همان Sage واقعی است. ادوارد پس از عبور از ویرانه‌های معبد، هویت رابرتس را تأیید می‌کند. اما وقتی از معبد خارج می‌شود، متوجه می‌شود که تاجران برده به تولوم حمله کرده‌اند و اساسین‌ها و خدمه کشتی Jackdaw را اسیر کرده‌اند.

شرح کامل داستان Assassin’s Creed IV: Black Flag

ادوارد به اردوگاه حمله می‌کند و همه را نجات می‌دهد. او همچنین با انجام این کار، بخشی از اعتماد آتابای را به دست می‌آورد و بابت مرگ اساسین‌ها در هاوانا بخشیده می‌شود. با این حال، آتابای به او می‌گوید که ادوارد هنوز عضو اخوان اساسین‌ها نیست و در تولوم جایی ندارد. ادوارد مجبور می‌شود آنجا را ترک کند.

تعقیب تورس و کشف هویت جیمز کید

ادوارد باور دارد که فرماندار تورس می‌تواند او را دوباره به رابرتس برساند. بنابراین به کینگستون سفر می‌کند و همراه لورنز پرینس، یکی از متحدان تورس، شروع به تعقیب او می‌کند. در همین زمان، ادوارد بار دیگر با جیمز کید روبه‌رو می‌شود.

کید قصد دارد تورس و پرینس را ترور کند، اما ادوارد مانع این حمله می‌شود و به این ترتیب، تورس و پرینس موفق به فرار می‌شوند. ادوارد به کید قول می‌دهد که خودش پرینس را از بین ببرد.

داستان کامل بازی بلک فلگ ریمیک

در همین زمان، جیمز کید هویت واقعی خود را آشکار می‌کند. او در حقیقت مری رید است؛ زنی که برای پنهان کردن هویت واقعی خود، با نام جیمز کید زندگی می‌کند. ادوارد در نهایت پرینس را ترور می‌کند، اما درست در آخرین لحظه، بارتولومئو رابرتس از راه می‌رسد و مری را گروگان می‌گیرد. رابرتس بار دیگر موفق می‌شود فرار کند و ادوارد نمی‌تواند مانع او شود.

سقوط ناسائو و مرگ بلک‌برد

در همین زمان، جمهوری دزدان دریایی ناسائو در حال فروپاشی است. نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا به فرماندهی وودز راجرز به منطقه آمده و به دزدان دریایی پیشنهاد عفو سلطنتی می‌دهد؛ به شرط آنکه تسلیم شوند.

بنجامین هورنیگولد این پیشنهاد را می‌پذیرد و از دزدی دریایی دست می‌کشد. او به بریتانیا می‌پیوندد و در مقابل دوستان سابقش قرار می‌گیرد. هم‌زمان، نیروی دریایی محاصره‌ای در اطراف ناسائو ایجاد می‌کند و تمام کشتی‌های دزدان دریایی را در بندر گرفتار می‌سازد.

ادوارد متوجه می‌شود که فرمانده پیتر چمبرلین قصد دارد تمام کشتی‌های موجود در بندر را نابود کند. او چمبرلین را ترور می‌کند و پیش از آنکه محاصره کامل شود، به همراه چارلز وین از جزیره فرار می‌کند. ادوارد مدتی بعد دوباره با بلک‌برد متحد می‌شود، اما دیدار دوباره آن‌ها با نیروی دریایی سلطنتی به فاجعه ختم می‌شود.

در جریان نبرد، بلک‌برد کشته می‌شود و ادوارد به‌سختی جان سالم به در می‌برد. مرگ بلک‌برد ضربه بزرگی برای ادوارد است، اما او همچنان به دنبال هدف خود ادامه می‌دهد.

خیانت جک رکهم و شکار رابرتس

ادوارد متوجه می‌شود که بارتولومئو رابرتس در کشتی‌ای به نام Princess دیده شده است. برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر، ادوارد و چارلز وین به یک کشتی حامل بردگان حمله می‌کنند. اما نقشه آن‌ها با ورود جک رکهم به هم می‌ریزد. رکهم علیه آن‌ها شورش می‌کند و در نهایت ادوارد و وین در جزیره‌ای گرفتار می‌شوند.

با گذشت زمان، چارلز وین کم‌کم کنترل خود را از دست می‌دهد و رفتارهایش غیرقابل‌پیش‌بینی می‌شود. ادوارد مجبور می‌شود با متحد سابق خود روبه‌رو شود و در نهایت، پس از فرار از جزیره، به‌تنهایی راه خود را ادامه می‌دهد.

او کشتی Jackdaw را پس می‌گیرد و خدمه‌اش را از دست جک رکهم نجات می‌دهد. ادوارد سپس به کینگستون بازمی‌گردد تا جست‌وجوی خود برای پیدا کردن رابرتس را ادامه دهد. سرانجام مشخص می‌شود که رابرتس به جزیره پرینسیپ رفته است. ادوارد راهی جزیره می‌شود و در جریان جست‌وجو، دو شکارچی دزد دریایی به نام‌های جوزایا برجس و جان کوکرن را ترور می‌کند. این اقدامات باعث می‌شود رابرتس به ادوارد اعتماد کند.

معامله با بارتولومئو رابرتس

رابرتس از ادوارد می‌خواهد در سرقت مجموعه‌ای از ویال‌های خون از یک ناوگان پرتغالی به او کمک کند. ادوارد و رابرتس با همکاری یکدیگر موفق می‌شوند ویال‌ها را به دست بیاورند. در مقابل، رابرتس به ادوارد وعده می‌دهد چیزی را به او بدهد که مدت‌هاست دنبالش بوده است: فرصت ورود به رصدخانه افسانه‌ای.

اما پیش از آنکه به رصدخانه بروند، رابرتس از ادوارد می‌خواهد یک مأموریت دیگر انجام دهد. هدف این مأموریت، بنجامین هورنیگولد است؛ کسی که مخفیانه آن‌ها را تعقیب کرده است.

ادوارد هورنیگولد را پیدا می‌کند و او را به قتل می‌رساند. هورنیگولد پیش از مرگ به ادوارد می‌گوید که او از مسیر اصلی خود فاصله گرفته و تبدیل به قاتلی شده است که دیگر چیزی جز خشونت و طلا برایش باقی نمانده است. اما ادوارد معتقد است تمپلارها با دیگر دشمنانش تفاوت دارند و هدفشان با دزدان دریایی فرق می‌کند.

توضیح داستان Assassin’s Creed IV: Black Flag Resynced

با این حال، هورنیگولد به او هشدار می‌دهد که اگر به همین مسیر ادامه دهد، در نهایت تنها خواهد ماند و سرنوشتش چیزی جز طناب دار نخواهد بود. ادوارد با وجود این هشدار، او را می‌کشد.

خیانت رابرتس و ورود به رصدخانه

ادوارد به کشتی Jackdaw بازمی‌گردد و به آدوِاله می‌گوید که قصد دارد پس از رسیدن به رصدخانه، آن را به بالاترین پیشنهاد دهنده بفروشد. آدوِاله از این تصمیم عصبانی می‌شود. او باور دارد چنین مکان خطرناکی نباید در اختیار ثروتمندترین فرد جهان قرار بگیرد و اساسین‌ها باید از آن محافظت کنند.

اما ادوارد هنوز به حرف‌های او گوش نمی‌دهد. سرانجام ادوارد و رابرتس به رصدخانه می‌رسند. ادوارد با دیدن فناوری باستانی این مکان متوجه می‌شود که با چیزی بسیار فراتر از یک افسانه روبه‌رو است. رصدخانه می‌تواند با استفاده از خون افراد، موقعیت آن‌ها را در هر نقطه‌ای از جهان پیدا کند.

داستان بازی اساسینز کرید

ادوارد تصور می‌کند با چنین قدرتی می‌تواند ثروت زیادی به دست بیاورد و حتی بر دریاها حکومت کند. اما رابرتس به او خیانت می‌کند. او به ادوارد می‌گوید که هیچ تعهدی برای وفاداری به او ندارد و همکاری‌شان به پایان رسیده است.

رابرتس ادوارد را اسیر می‌کند و تصمیم می‌گیرد او را تحویل مقامات بدهد تا جایزه‌ای که برای سرش تعیین شده را دریافت کند. ادوارد این بار نه‌تنها رصدخانه را از دست می‌دهد، بلکه تمام نقشه‌هایش نیز شکست می‌خورند.

زندان و مرگ مری رید

ادوارد در زندان پورت رویال زندانی می‌شود. در زمان حضور در زندان، او شاهد محاکمه مری رید و آنه بانی است. مری و آنه به دلیل فعالیت‌هایشان به اعدام محکوم شده‌اند، اما در جریان محاکمه مشخص می‌شود که هر دو باردار هستند.

به همین دلیل اجرای حکم اعدام آن‌ها به تعویق می‌افتد. چند ماه بعد، استاد اساسین آتابای به زندان حمله می‌کند و ادوارد را آزاد می‌کند. او به ادوارد می‌گوید که برای نجات مری و آنه آمده است. ادوارد به او کمک می‌کند و در نهایت مری را پیدا می‌کند. اما مری در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. ادوارد تلاش می‌کند او را نجات دهد، اما مری از دنیا می‌رود. مرگ مری تأثیر عمیقی بر ادوارد می‌گذارد.

نقد داستان Assassin’s Creed IV: Black Flag Resynced

او خود را مسئول مرگ مری می‌داند و پس از این اتفاق، کاملاً فرو می‌ریزد. ادوارد به نوشیدن الکل روی می‌آورد و زندگی‌اش را رها می‌کند. مردی که تا آن زمان همیشه در حال تعقیب پول، قدرت و هدفی جدید بود، حالا دیگر هیچ انگیزه‌ای برای ادامه دادن ندارد. سرانجام آدوِاله او را بیهوش روی ساحلی پیدا می‌کند و به او کمک می‌کند دوباره روی پای خود بایستد.

ادوارد و پیوستن به اخوان اساسین‌ها

آدوِاله به ادوارد می‌گوید که دیگر نمی‌تواند به زندگی سابق خود ادامه دهد. او از ادوارد می‌خواهد زمانی که ذهن و قلبش آماده شد، به سراغ اساسین‌ها برود. ادوارد در اینجا متوجه می‌شود که نمی‌تواند تا ابد فقط برای پول زندگی کند.

بررسی Assassin’s Creed IV: Black Flag Resynced

او به تولوم بازمی‌گردد تا از اساسین‌ها طلب بخشش کند. در نهایت، ادوارد اعتماد آتابای را به دست می‌آورد و به متحد اخوان اساسین‌ها تبدیل می‌شود. این نقطه، آغاز تحول واقعی ادوارد است. او دیگر برای به دست آوردن پول و ثروت به دنبال تمپلارها نیست. حالا هدفش این است که تمپلارهای باقی‌مانده را متوقف کند و مانع استفاده آن‌ها از قدرت رصدخانه شود.

شکار وودز راجرز

ادوارد به کینگستون می‌رود و وودز راجرز را ترور می‌کند. راجرز در گذشته یک دزد دریایی بوده، اما بعداً به نیروی دریایی بریتانیا پیوسته است. او به ادوارد می‌گوید که اساسین‌ها و تمپلارها هر دو برای رسیدن به اهداف خود دست به قتل می‌زنند.

زندگینامه اداورد کنوی در بلک فلگ

ادوارد در پاسخ می‌گوید که رصدخانه را دیده و قدرت آن را می‌شناسد. او می‌داند تمپلارها می‌توانند از این دستگاه برای جاسوسی، باج‌گیری و نابودی دشمنان خود استفاده کنند. راجرز معتقد است استفاده از چنین قدرتی می‌تواند برای برقراری عدالت و از بین بردن دروغ‌ها مفید باشد. اما ادوارد باور دارد هیچ انسانی نباید چنین قدرتی در اختیار داشته باشد. پس از این گفت‌وگو، ادوارد وودز راجرز را به قتل می‌رساند.

پایان بارتولومئو رابرتس

هدف بعدی ادوارد، بارتولومئو رابرتس است. او به جزیره پرینسیپ سفر می‌کند و رابرتس را پیدا می‌کند. ادوارد در نهایت Sage را به قتل می‌رساند و به تعقیب طولانی خود برای یافتن رصدخانه پایان می‌دهد.

رابرتس پیش از مرگ درباره زندگی، عشق و حسرت‌هایش صحبت می‌کند. او می‌گوید که در تمام سال‌هایی که در دریاها سفر کرده، عشق یک زن همیشه او را به جلو رانده است. او آرزو می‌کند که می‌توانست بار دیگر آن زن را ببیند، حتی اگر فقط برای مدت کوتاهی.

سرنوشت ادوارد کنوی در Assassin’s Creed IV: Black Flag Resynced

ادوارد نیز اعتراف می‌کند که به دنبال آرامش نیست. او باور دارد آرامش شاید چیزی جز فاصله‌ای کوتاه میان دو جنگ نباشد. با این حال، ادوارد می‌داند که یک روز دوباره همسرش را خواهد دید. و این، پاداشی است که برای بازگشت به مسیر درست زندگی برای خود در نظر گرفته است.

آخرین هدف؛ فرماندار تورس

آخرین هدف ادوارد، فرماندار لائورانو تورس است. تورس در نهایت خود را به رصدخانه رسانده است. ادوارد نیز به آنجا می‌رود و با او روبه‌رو می‌شود. تورس به ادوارد می‌گوید که او دیگر خانواده، دوست و آینده‌ای ندارد و تمام چیزهایی را که برایش اهمیت داشته، از دست داده است. اما ادوارد پاسخ می‌دهد که کشتن تورس، اشتباهی بزرگ‌تر از تمام اشتباهاتی است که خودش در زندگی مرتکب شده است.

تورس باور دارد انسان‌ها باید در جهانی منظم و کنترل‌شده زندگی کنند؛ جهانی که در آن همه‌چیز امن و قابل پیش‌بینی باشد. ادوارد اما معتقد است چنین جهانی، در حقیقت چیزی جز یک زندان بزرگ نیست. پس از این گفت‌وگو، ادوارد تورس را ترور می‌کند. پس از مرگ استاد اعظم تمپلارها، ادوارد و اساسین‌ها رصدخانه را برای همیشه مهر و موم می‌کنند تا قدرت آن دیگر در اختیار هیچ‌کس قرار نگیرد.

بازگشت به انگلستان و دیدار با دخترش

پس از پایان ماجرا، ادوارد نامه‌ای از انگلستان دریافت می‌کند. در این نامه به او خبر داده می‌شود که همسرش، کارولین، از دنیا رفته است. اما کارولین دختری از ادوارد به جا گذاشته است. دختری به نام جنیفر اسکات. ادوارد املاک خود در گریت ایناگوا را به اساسین‌ها واگذار می‌کند و به انگلستان بازمی‌گردد تا دخترش را ملاقات کند. در ابتدا، جنیفر نام خانوادگی مادرش را به نام ادوارد ترجیح می‌دهد.

داستان بازی‌ها

ادوارد نیز می‌داند که برای دخترش یک غریبه است؛ مردی که سال‌ها در دریاها و در میان جنگ و دزدان دریایی زندگی کرده است. با این حال، او تلاش می‌کند رابطه‌ای با دخترش بسازد. ادوارد در نهایت فرصت پیدا می‌کند تا زندگی‌ای را تجربه کند که سال‌ها از آن فرار کرده بود. یک زندگی در کنار خانواده. در همین بخش از داستان، با هیثم، پسر جوان ادوارد نیز روبه‌رو می‌شویم؛ پسری که بعدها به یکی از شخصیت‌های اصلی Assassin’s Creed III تبدیل می‌شود.

پایان‌های بازی بلک فلگ ریمیک

سرنوشت ادوارد کنوی

داستان ادوارد کنوی پس از پایان Assassin’s Creed Black Flag Resynced ادامه پیدا می‌کند. پس از بازگشت به انگلستان، ادوارد به اساسین‌های بریتانیا می‌پیوندد و در نهایت به رتبه استاد اساسین می‌رسد. او همچنین یکی از رهبران اساسین‌های لندن در کنار میکو می‌شود. ادوارد بعدها از فعالیت‌های میدانی کناره‌گیری می‌کند تا زمان بیشتری را صرف آموزش و آماده کردن پسرش برای پیوستن به اخوان اساسین‌ها کند. اما سرنوشت برای او پایان آرامی در نظر نگرفته است.

در سال ۱۷۳۵، ادوارد در املاک خانوادگی خود توسط مزدورانی که از طرف استاد اعظم تمپلارها، رگینالد برچ (Reginald Birch)، فرستاده شده‌اند، به قتل می‌رسد. هدف این مزدوران، دفتر خاطرات ادوارد است. اما پس از مرگ او، برچ از فرصت استفاده می‌کند و هیثم را به فرقه تمپلارها جذب می‌کند.

پایان بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag Resynced

به این ترتیب، پسر ادوارد کنوی، برخلاف پدرش، به یکی از اعضای مهم تمپلارها تبدیل می‌شود.  این‌گونه داستان ادوارد کنوی به پایان می‌رسد؛ مردی که در ابتدای مسیر، تنها یک دزد دریایی طمع‌کار بود و برای رسیدن به پول، هویت یک اساسین را دزدید.

او در ابتدا فقط می‌خواست ثروتمند شود. بعد به دنبال قدرت و شهرت رفت. سپس برای پیدا کردن رصدخانه، تمام دنیا را زیر پا گذاشت. اما در نهایت، پس از از دست دادن دوستان، عشق و تمام چیزهایی که برایش اهمیت داشتند، فهمید که واقعاً چه چیزی می‌خواهد. ادوارد کنوی در پایان مسیر خود دیگر آن دزد دریایی ابتدای داستان نیست. او به مردی تبدیل شده که می‌خواهد از دیگران محافظت کند، به خانواده‌اش اهمیت می‌دهد و برای چیزی بزرگ‌تر از خودش می‌جنگد.

شاید به همین دلیل است که داستان بازی بلک فلگ تنها داستان یک دزد دریایی یا یک اساسین نیست. این داستان مردی است که تمام زندگی‌اش را صرف فرار از مسئولیت کرد، تا اینکه بالاخره فهمید برای چه چیزی می‌خواهد زندگی کند.

پست قبلی

نقد و بررسی Metal Gear Solid: Master Collection Vol.2

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • مقالات بازی
  • معرفی کتاب
  • بازی های موبایل

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟ ثبت نام

ایجاد حساب جدید!

برای ثبت نام فرم های زیر را پر کنید

همه فیلدها الزامی است. ورود به سیستم

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • اخبار بازی
    • راهنمای تروفی و اچیومنت
    • نمرات بازی ها
  • نقد و بررسی بازی ها
  • مقالات بازی
    • راهنمای بازی
    • پیش نمایش
    • بازی های موبایل
    • بیوگرافی
    • تاریخچه بازی‌ ها
    • داستان بازی
    • سیستم پیشنهادی
    • معرفی کتاب
    • نیم نگاه
  • ویدیو
    • بازی برتر
    • بررسی فنی
    • تریلر بازی ها
    • روزی روزگاری
    • گیم فکت
    • نقد ویدیویی