بیش از یک دهه از عرضه Assassin’s Creed Black Flag میگذرد؛ اثری که بسیاری آن را یکی از بهترین نسخههای این مجموعه میدانند. اکنون ریمیک این عنوان با وعده بازآفرینی یکی از خاطرهانگیزترین ماجراجوییهای دنیای اساسینز بازگشته است. اما آیا این بازگشت ارزش انتظار را داشته است؟
گاهی یک بازی تنها به دلیل موفقیت تجاری یا گیمپلی سرگرمکننده در ذهن مخاطبان باقی نمیماند، بلکه به بخشی از هویت یک مجموعه تبدیل میشود. Assassin’s Creed Black Flag دقیقاً یکی از همان آثار است؛ عنوانی که مسیر مجموعه Assassin’s Creed را تغییر داد و استاندارد تازهای برای ماجراجوییهای دریایی در بازیهای ویدیویی تعریف کرد. حال پس از سالها، ریمیک این اثر با وعده ارائه همان تجربه خاطرهانگیز در قالبی مدرن بازگشته است. اما آیا این بازسازی توانسته انتظارات طرفداران قدیمی را برآورده کند و در عین حال برای مخاطبان جدید نیز تجربهای ارزشمند باشد؟ پاسخ این سؤال را در ادامه نقد بررسی خواهیم کرد.
داستان؛ روایتی فراتر از یک ماجراجویی دریایی
نخست داستان بازی جایی که همیشه سری اساسینز در آن میدرخشد، چه نسخه Shadows که دو شخصیت به یاد ماندنی یاسوکه و نائویه در آن خلق شدند و چه پیشتر در والهالا و اوریجینز که هر کدام روایتهای منحصر بفرد خود را داشتند و سهم بسزایی در معرفی و پیدایش اساسینزها ایفا نمودند. اما در این میان Black Flag در چه جایگاهی قرار میگیرد.
اگر مروری بر تمامی نسخههای پیشین اساسینز کرید داشته باشیم، درخواهیم یافت که بلک فلگ نقطه عطف داستان این سری محسوب میشود. موضوعی که اساسینز کرید بلک فلگ را خاص میکند نه فقط نحوه روایت داستانی آن بلکه شخصیت پردازی منحصربفردی است که میتوان به وضوح در یکایک شخصیتهای اصلی بازی مشاهده کرد.
تمپلارها و اساسینزها | تقابل دو ایدئولوژی
شاید در نگاه اول شخصیتهایی را مشاهده کنید که صرفا بر اساس اهداف و انگیزههای شخصی خودشان به تمپلارها یا اساسینزها ملحق شدهاند اما کمی که در دیالوگها و اتفاقات بازی عمیقتر شویم، این انگیزهها عقاید و اهداف، نه تنها سطحی کاغذی و کلیشهای نیستند بلکه رنگ و بوی جدی و گاه تلخی به خود میگیرند و معنای متفاوتی پیدا میکنند. به خودتان که بیایید متوجه میشوید تا به حال هیچ عنوانی در سری اساسینز کرید نتوانسته آنقدر واقع گرایانه و در عین حال مفصل به اهداف و انگیزههای شخصیتهای بازی بپردازد.
گویی وقتی یک شخصیت در طول بازی تصمیم میگیرد تا به اساسینزها ملحق شود دلایل و انگیزههای وی آنقدر روشن، منطقی و قابل باور است که تصمیم او را با تمام وجود میپذیرید و درک خواهید کرد. در طرف مقابل تمپلارها قرار دارند که طمع قدرت ثروت و فساد آنها را به تباهی کشانده و اتفاقات داستان بازی و خیانتهای شکل گرفته در طول آن به زیبایی بار دیگر بر این تاکید میکنند که جرا تمپلارها در جای اشتباه تاریخ ایستادهاند.
در بسیاری از نسخههای اساسینز کرید هرکدام از شخصیتها به دلیل ارزشهای اخلاقی و انگیزههایی نظیر انتقام، به نوعی اساسینزها را انتخاب میکردند اما Edward Kenway چطور؟ شخصیت اصلی بازی یک دزد دریایی و یک Privateer سابق که تنها انگیزه او پول، شهرت و زندگی بهتر است. ادوارد نه از ارزش اخلاقی خاصی پیروی میکند و نه انگیزهای آرمانگرایانه را دارد. پس چطور میتوان او را در جای درست تاریخ قرار داد.
اینجاست که روایت بازی استادانه و آرام آرام مسیر تکامل شخصیت او را طی میکند. اتفاقات داستانی و سرنوشتی که برای همراهان ادوارد رقم میخورد، شناخت او را نسبت به هردو جناح تغییر میدهد. در پایان، داستان به مانند تکههای یک پازل به یکدیگر متصل میشوند و در در نهایت پایانی فراموش نشدنی را برای این داستان پر تلاطم به تصویر میکشند.
ترکیب نوستالژی با مکانیکهای مدرن
سری اساسینز طی یک دهه گذشته یک پوست اندازی بزرگ را انجام داده است. پوست اندازی که به سبب مدرن شدن علایق و سلایق بازیبازان ایجاد شده بود. یوبیسافت در هر یک از چهار عنوان نقش آفرینی اساسینز کرید، سبک متفاوتی از مبارزات را آزمایش کرد که تقریبا تمام سلایق را در بر میگرفت. اما نکته حایز اهمیت نه تنوع مبارزات بلکه دقت و وسواس سازندگان در متناسب سازی مبارزات با ستینگ بازی است.
مبارزات دیگر از حالت خشک دو عنوان اول خارج شدند و در نسخه والهالا به دلیل حضور وایکینگها سنگینتر و خشنتر شده بود که با خوی وحشیانه آنها سازگاری داشت. اما در نسخه شدوز شاهد مبارزاتی بودیم که با حضور ساموراییها و نینجاها، بیشتر بر روی پری کردن و جاخالی دادن متمرکز بود و سرعت بالاتری داشت. به نوعی میتوان آن را نسخهای پیشرفته و مدرنتر از Assassin’s Creed Odyssey به شمار آورد.
مبارزات؛ نه به سنگینی RPGها، نه به سادگی گذشته
سری کلاسیک به دلیل مبارزات خاص خودش هنوز هم میان بازی بازان و طرفداران اساسینز محبوب است اما در زمانهای که بازیهای ویدیویی مدرن شدهاند، آن سیستم مبارزات دیگر پاسخگو نخواهد بود. اما در مورد بلک فلگ کمی قضیه متفاوت است چون دیگر با یک اساسینز نقش آفرینی طرف نیستیم بلکه با یکی از بهترین نسخههای سری کلاسیک اساسینز کرید مواجه هستیم. این بازی باید بتواند هم مخاطب کلاسیک را راضی کند هم مخاطب بازیهای نقش آفرینی.
به همین دلیل یوبی سافت با توجه به درسی که از تجربههای قبلی خود کسب کرده یود سیستم مبارزات بلک فلگ را به گونهای طراحی کرد که هم روانی و نرمی مبارزات زنجیرهای اساسینزهای کلاسیک را حفظ کرده و هم مکانیکهای دوج و پری کردن را به گونهای پیاده سازی کرده که اصلا و ابدا خشکی و سنگینی بازیهای مدرن از قبیل شدوز را هم ندارند.
چیزی که مبارزات ریمیک بازی بلک فلگ را به شدت جذاب میکند، قابلیت استفاده از تپانچه است که به نوعی مکمل مبارزات محسوب میشود. کلیدهای میانبری که برای استفاده از تپانچه تعبیه شده نیز به قدری راحت است که به هیچ عنوان سرعت مبارزات را کم نمیکند. البته ویژگی متمایز کننده دیگر بازی Black Flag Remake ادغام سازی استفاده از هیدن بلید در مبارزات است.
هیدن بلید دیگر فقط برای مخفی کاری کاربرد ندارد بلکه شما با یک Parry بی نقص و یا خالی دادن، نوار استقامت دشمنان میتوانید کار آنها را با هیدن بلید تمام کنید. ترکیب هیدن بلید به همراه تپانچه در کنار شمشیر باعث شده تا مبارزات به طرز اعجاب آوری سرگرم کننده و لذت بخش باشد. فقط در یک مبارزه شلوغ، میتوانید با این ترکیب تعداد زیادی از دشمنان را از میان بردارید، حسی دقیقا مشابه یک دزد دریایی.
دشمنان هوشمندتر، نفوذ دشوارتر
البته در بخش مخفی کاری انصافا باید به هوش مصنوعی دشمنان اشاره کرد. اگرچه موقعیتهای زیادی برای کشتن مخفیانه دشمنان وجود دارد اما بازی ابزارهای زیادی برای مخفی کاری در اختیار شما قرار نمیدهد. به غیر از هیدن بلید تنها ابزارهایی که برای کشتن مخفیانه دشمنان در اختیار دارید، طناب و دارت خواب آور یا سمی است. از طناب برای آویزان کردن دشمنان در بالای درخت میتوان استفاده کرد و از دارت هم برای بیهوش کردن نگهبانان و باز کردن مسیر برای مخفی کاری بیشتر و راحتتر.
اما نکته اینجاست که بازی بیش از حد در بخش مخفی کاری سخت گیری به عمل آورده است. عملا استفاده از طناب یا دارت بدون اینکه دشمنان اطراف متوجه این اتفاق شوند، امکان پذیر نیست حتی در استفاده از هیدن بلید هم باید بسیار هوشیار بود. زیرا حتی اگر در علفزاری یکی از دشمنان را با هیدن بلید از میان بردارید با درصد بسیار بالایی، دشمنان دیگر متوجه میشوند و به این موضوع شک می کنند.
بارها شده که با یک بار استفاده از هیدن بلید مجبور شدم چندین دشمن دیگر را هم به صورت پشت سر هم با هیدن بلید از میان بردارم. در نهایت نیز بخاطر لو رفتن با گروهی از دشمنان به صورت مستقیم درگیر شدم و نتوانستم ماموریت را با مخفی کاری به اتمام برسانم.البته این موضوع را نمیتوان یک نقطه ضعف به شمار آورد بلکه باید گفت بخاطر هوش مصنوعی بالای دشمنان عملا مخفی کاری در بازی آسان نیست و باید هوشیاری زیادی به خرج دهید.
بازی گزینههای دیگری را نیز برای نفوذ مخفیانه به یک قلعه فراهم آورده است. به مانند اساسینز کریدهای کلاسیک، شما میتوانید گروهی از دختران و حتی مردان مست را برای حواس پرتی به سمت سربازانی بفرستید تا مخفیانه به پایگاه دشمن نفوذ کنید. اما باز هم در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمیشود به هنگام ورود به قلعه و ادامه مخفی کاری باید ببسیار سنجیده عمل کنید.
نبردهای دریایی، همچنان بهترین بخش بازی
نیمی از ماموریتهای بازی در کشتی جریان دارند و بخش عمدهای از مبارزات را نبردهای دریایی تشکیل میدهند. همانند گذشته نبردهای دریایی و کشتی رانی در بازی بسیار لذت بخش و سرگرم کننده هستند کما اینکه ماجراجویی در دریا تنها به نبرد با کشتیهای دیگر محدود نمیشود. زمانی که بر روی عرشه کشتی پای میگذارید اصلا دلتان نمیخواهد دریا را رها کنید و به روی خشکی بازگردید.
کشتی رانی در روی دریا حس واقعا گرایانهای به شما میدهد. دیگر خبری از کشتیهای خشک و کاغذی نیست و این بار کنترل کشتی را بر عهده داریم که به طرز واقع گرایانهای وزن دارد و حرکت دادن آن بر روی آبهای اقیانوس بسیار لذت بخشتر شده است. اما چالشهایی هم پیش روی شما قرار دارد. به هنگام طوفانی شدن هوا، شاهد صاعقههای بزرگی هستیم و امواج خروشان و گردبادهای بزرگی در دریا تشکیل میشوند که مقابله با امواج خروشان دریا و جلوگیری از برخورد با گردبادهای دریایی، به خودی خود یک چالش بسیار بزرگ محسوب میشوند.
در زمینه نبردهای دریایی مشکلات کوچک و جزئی وجود دارد. در نسخه اصلی به دلیل کمبود منابع ما با یک اقیانوس بزرگ و وسیع روبرو بودیم که آزادانه می توانستیم کشتی را در هر جهت حرکت دهیم و همین آزادی عمل بالا باعث شد تا کشتی رانی و نبردهای دریایی نسخه اورجینال بلگ فلگ به شدت محبوب شود. اما ظاهرا سازندگان تصمیم گرفتهاند تا در نسخه ریمیک جای خالی را با صخرهها و جزیرههای بیشتری پر کنند که کمی نبردهای دریایی را به خصوص در مراحل داستانی عذاب آور میکنند.
هنگامی که شما در جریان یک نبرد با کشتی بزرگ و غول پیکر هستید، دائما باید بر روی دریا جابجا شوید و جهت کشتی را طور تنظیم کنید که بتوانید با توپهای کناری به کشتی شلیک کنید. محدود شدن زاویه دوربین بر روی عرشه کشتی را هم به این مشکل اضافه کنید. به خودتان میآیید و میبینید که وسط یک جنگ بزرگ در حالی که دست برتر را دارید و باید سریعا جابجا شوید، با کشتی به صخره ها برخورد کردید.
وجود صخرهها امکان جابجایی سریع در دریا را از شما سلب میکند. این موضوع هنگامی که در آبهای آزاد هستید، کمتر به چشم میخورد اما در برخی مراحل داستانی شما باید در یک محیط محدود شده با کشتیهای دیگر مبارزه کنید که مشکلات یاد شده باعث میشوند از مبارزات لذت کافی نبرید.
هر گوشه از کارائیب، یک ماجراجویی تازه
ماموریتهای اصلی بازی شامل نفوذ مخفیانه به پایگاه دشمنان و کشتن مخفیانه اهداف، سرقت کشتی و عمدتا نبردهای دریایی میشوند که با توجه به کوتاه بودن بخش داستانی از تنوع قابل قبولی برخوردارند. همان طور که پیشتر اشاره کردم هر ماموریت داستانی بسیار هدفمند طراحی شدهاند و هر کدام یک تکه از پازل داستانی محسوب میشوند. اما علاوه بر ماموریتهای داستانی، تعداد قابل قبولی از فعالیتهای جانبی و ماموریتهای فرعی در بازی وجود دارند.
ماموریتهای فرعی داستانی، غواصی در زیر دریا و پیدا کردن گنجهای پنهان در دنیای بازی، ماموریتهای مربوط به Assassinsها، شکار کوسه، جمع آوری اشیا، نقاشیهای عتیقه و آیتمهای کلکسیونی، تسخیر قلعهها که یکی از بخشهای جذاب بازی است، مینیگیمهای سرگرم کننده و نبردهای دریایی متفرقه از جمله این موارد هستند. بخش عمدهای از ماموریتهای فرعی خود تکمیل کننده داستان بازی هستند. این ماموریتها بسیار هوشمندانه طراحی شدهاند و بر جذابیت بازی اضافه میکنند.
بازآفرینی چشمنواز آبهای کارائیب
از نظر گرافیکی با یک جهش و پیشرفت بزرگی روبرو هستیم. یوبیسافت همواره تلاش میکرد تا گرافیک اساسینز کرید را پله به پله ارتقا دهد و تجربه شگفت انگیزی از نظر بصری ارتقا دهد. اما متاسفانه با وجود اینکه در نسخه Shadows به مراتب شاهد تغییرات و پیشرفتهای قابل توجهی بودیم، اما همچنان در مقایسه با بازیهای مدرن، اساسینز کرید حرف زیادی برای گفتن نداشت. شاید بزرگترین دلیل این موضوع وسعت بالای بازیهایی همچون شدوز بود که سازندگان منابع و زمان کافی برای این کار را در اختیار نداشتند.
اما بلک فلگ ریمیک بر روی آخرین نسخه از موتور آنویل ساخته شده و تنها شاهد یک ارتقای گرافیکی ساده نیستیم بلکه باید نام آن را یک بازسازی گرافیکی اساسی به شمار آورد که نسخه جدید اساسینز کرید را نه تنها متمایز میکند بلکه میتواند آن را در زمره بهترین بازیهای سال از نظر گرافیکی قرار دهد. این بازی زیباترین بازی Assassin’s Creed از نظر بصری است. در همان ابتدای بازی و به محض قدم گذاشتن در جزیره ابتدایی، بدون شک بهبود کیفیت تکسچرهای بازی، نورپردازی واقع گرایانه و مناظر چشمگیر بازی، چشمهای شما را به خود خیره خواهد کرد.
حتی سازندگان در طراحی چهرههای بازی هم وnrj زیادی به خرج دادهاند. جزئیات و انیمیشن چهرهها و مدل موی شخصیتها در بازی بلک فلگ ریمیک واقعا پیشرفت قابل توجهی داشتهاند و بسیار واقع گرایانهتر شدهاند. اینجا کیفیت رندر لحظهای آنقدر بالاست که دیگر میان کاتسینهای سینمایی و کاتسینهای درون بازی (سکانسهای مربوط به دیالوگ شخصیتها در گیمپلی) تفاوت بسیار اندکی وجود دارد.
یوبی سافت در این زمینه تمام تلاش خود را به کار گرفته تا مناظر طبیعی، معماری سنتی و فضاهای شهری آن دوره را با دقت و جزئیات فراوان بازسازی کند.تصور کنید بر روی عرشه کشتی در حال عبور از آبهای اقیانوس هستید، آن هم درست زمانی که خورشید دیگر در حال غروب کردن است، پرتوهای طلایی و سرخ خورشید بر روی آبهای دریا و سطح امواج منظرهای فوق العاده زیبا را خلق میکند.
در هنگامی دیگر که در خیابانهای شهر در حال قدم زدن هستید و خیابانها با بارش باران گل آلود میشوند. پس از آن با تابش نور خورشید، تجربه بصری چشم گیری خلق میشود که پیش از این فقط در بازیهایی همچون رد دد رمپشن 2 شاهد آن بودیم. هنگامی که برای غواصی و پیدا کردن گنجها به اعماق دریا میروید متوجه خواهید شد که سازندگان حتی از محیط های زیر دریا نیز غافل نشدهاند و دست به خلق یک اکوسیستم کاملا پویا در زیر دریا زده و تجربه بینظیری خلق کردهاند.
تجربهای روان روی سختافزارهای جدید
از نظر فنی، بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced سه حالت گرافیکی Quality، Performance و Balanced را ارائه میکند. بر روی حالت Performance شما قادر به اجرای بازی با 60 فریم بر ثانیه هستید ولی باید تا حدودی قید گرافیک بازی را بزنید در حالت کوالیتی گرافیک حرف اول را میزند. تکسچرها، سایهها و نورپردازی بر روی این حالت در بهترین حالت خودشان هستند اما این بار فریم ریت است که قربانی میشود و فکر نمی کنم تجربه بازی بر روی 30 فریم برای هیچ گیمری قابل قبول باشد.
اما بهترین مود بازی مود 40 فریم یا همان Balanced است که در این مود میتوانید بازی بر روی 40 فریم بازی کنید. بر روی این حالت نه گرافیک قربانی میشود و نه فریم ریت. انیمیشنهای مبارزات و حرکت شخصیتها در بازی بسیار نرمتر و روانتر هستند و شخصا حتی در مبارزات شلوغ افت فریم قابل توجهی را مشاهده نکردم. بازی بر روی این حالت حتی از مود پرفورمنس هم عملکرد بهتری دارد.
غوطهور شدن در نقش یک دزد دریایی
صداگذاری و موسیقی در بلک فلگ بخشی است که سبب غوطهوری بیشتر شما در دنیای بازی میشود. نه تنها اجرای قابل قبول شخصیتها در بازی بلکه صدای برخورد شمشیرها در مبارزات، صدایی همهمه و شلوغی سربازان در میانه نبرد و در عین حال برخورد امواج به بدنه کشتی تجربه صوتی بینظیر را خلق میکند.
موسیقی بازی در تمام لحظات خود نمایی نمیکند اما هنگامی که در مبارزات هستید با حفظ ضرباهنگ خود تنش را حفظ میکند و تجربه شنیداری بی نظیری را را به ارمغان میآورند و فضایی حماسی را خلق میکنند. از آن طرف هنگامی که بر روی عرشه کشتی در حال حرکت بر روی آبهای دریا هستید تلفیق آواز ملوانان با صدای امواج و وزش بادی که امواج را به رقص دراورده است، همه چیز دست به دست هم میدهد تا بازیکن بیش از پیش در نقش یک کاپیتان دزد دریایی فرو برود.
سخن پایانی:
ناشر بازی (Ubisoft) نسخه PS5 این اثر را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است

در نهایت، Assassin’s Creed Black Flag Resynced را میتوان نقطهای تعیینکننده در مسیر این مجموعه دانست. نسخه اصلی بلک فلگ تنها یک نسخه موفق از این مجموعه نیست، برگ بزرگی از تاریخ است که سری اساسینز را وارد عصر جدیدی کرد. حال ریمیک این اثر ایدههای نسخه اصلی را حفظ و آن را با استانداردهای مدرن امروز ترکیب کرده است. نتیجه؛ ادای احترامی شایسته به یکی از بهترین اساسینزکریدهای تاریخ است که با روایت منسجم و طراحی هوشمندانه گیمپلی خود، تعادل کمنظیری میان نوستالژی و استانداردهای امروزی برقرار میکند و تجربهای ماندگار و فراموش نشدنی را پیش روی بازیکنان قرار میدهد.
نقد و بررسی
Assassin's Creed Black Flag Resynced
Assassin's Creed Black Flag Resynced ادای احترامی شایسته به یکی از بهترین اساسینزکریدهای تاریخ است که با روایت منسجم و طراحی هوشمندانه گیمپلی خود، تعادل کمنظیری میان نوستالژی و استانداردهای امروزی برقرار میکند و تجربهای ماندگار و فراموش نشدنی را پیش روی بازیکنان قرار میدهد.
مثبت
- روایت داستانی عمیق همراه با شخصیت پردازی تاثیر گذار
- تلفیق مبارزات کلاسیک با استانداردهای مدرن
- ساید کوئستها که به داستان و گیم پلی بازی عمق بیشتری میبخشند
- نبردهای دریایی واقع گرایانه تر شده و همچنان جذاب و سرگرم کننده هستند
- صداگذاری و موسیقی بازی که سبب غوطه وری بیشتر شما رد دنیای بازی میشوند
- ارتقای چشمگیر گرافیک و کیفیت بصری بازی
- مخفی کاری دشوارتر به دلیل هوش مصنوعی بالاتر دشمنان
منفی
- وجود صخرهها، نبردهای دریایی در برخی مراحل داستانی را آزار دهنده میکند
- دوربین گاهی مانع از اجرای روان پارکور میشود















نقد وتفسیرتان بسیار عالی و منظم و رسا بود و خواننده با پیش زمینه کافی و علاقه و کنجکاوی بازی را دنبال خواهد کرد .مرسی
ممنون امیدوارم که از بازی لذت ببرید