نسخه ارجینال بازی Silent Hill 2 در سال 2001 به طور انحصاری برای کنسول PS2 عرضه شد و پس از مدتی نیز در دسترس کنسول ارجینال Xbox و دیگر کنسولهای نسل هفتمی قرار گرفت. حالا بعد از گذشت 23 سال از انتشار این بازی کلاسیک که به نوبهی خودش یکی از پدیدههای ژانر وحشت روانشناختی در آن سالها به شمار میرفت، استودیوی Bloober Team که به نوعی وارث معنوی استودیوی Team Silent محسوب میشود، نسخهی کاملا بازسازی شدهی بازی Silent Hill 2 را منتشر کرده که از قضا، دقیقا همان اثری است که تمامی طرفداران دوآتیشهی بهترین نسخه در فرنچایز سایلنت هیل یعنی بازی Silent Hill 2 انتظارش را میکشیدند. اثری بیرون آمده از دل ترسناکترین تصورات یکی از خلاقترین تیمهای بازیسازی تاریخ صنعت گیم. تیمی که ژانر وحشت روانشناختی را وارد دنیای بازیهای ویدئویی کرد و کابوس دوران نوجوانی خیلی از گیمرهای بزرگسال امروزی را به وجود آورد. در ادامهی مطلب با ما همراه شوید تا به بررسی نسخهی بازسازی شدهی بازی سایلنت هیل 2 بپردازیم و مروری هم داشته باشیم بر نقاط ضعف و قوت این بازی.

در جستوجوی مری
بازی Silent Hill 2 نه تنها از لحاظ گیمپلی و ساختار کلی جهانِ بازی، یک اثر روانشناختی و ترسناک به شمار میرود، بلکه از لحاظ روایی هم خط داستانی خودش را پر کرده از شخصیتهای غیرعادی و روانپریش. شخصیتهایی که معمولا رفتارهای نامتعارف و عجیبی از خودشان نشان میدهند و درک بسیار متفاوتی از واقعیت اطرافشان دارند.
حتی واقعیت اطرافشان هم که همان شهر سایلنت هیل (تپه خاموش) است، از هر نظر غیرعادی به نظر میرسد و کاملا مشخص نیست که آیا این شهر سایلنت هیل است که اهالیاش را تغییر داده یا این اهالی سایلنت هیل هستند که شهرشان را به این روز درآوردهاند؟
داستان بازی Silent Hill 2 حول شخصیتی به نام جیمز ساندرلند (James Sunderland) و جستوجوی ناامیدانهاش برای پیدا کردن همسرش مری (Mary Shepherd-Sunderland) جریان پیدا میکند. چند روز قبل از وقوع حوادث داستانی بازی Silent Hill 2، جیمز یک نامه از طرف همسرش مری دریافت میکند که در آن مری از او میخواهد برای دیدنش به شهر سایلنت هیل، همان شهری که در گذشته جزو جاهای موردعلاقهشان برای گردش رفتن بوده، برود و او را پیدا کند.
اما نکته تکاندهنده و عجیب در رابطه با نامهی مری این است که مری 3 سال پیش زندگیاش را از دست داده و جیمز همچنان در سوگواری غم از دست دادن همسرش به سر میبرده که نامهای از طرف او دریافت میکند و به شهر سایلنت هیل دعوت میشود.

جیمز با ورودش به شهر سایلنت هیل متوجه میشود که این یک شهر، همان شهر معمولیای که چند سال قبل به آن سفر کرده بودند نیست و انگار یک اتفاق شوم یا پدیدهای ناشناخته در پشت پردههای این شهر درحال به وقوع پیوستن است و ظاهرا همهچیز و همهکس را هم تحت تاثیر قرار داده.
از مِه بسیار غلیظی که به نظر میرسد به این زودیها قرار نیست کنار برود گرفته، تا محلههای خالی از سکنه و کمربندیهای مسدود شدهی اطراف شهر؛ دقیقا نمیتوان گفت چه چیزی، اما قطعا در این شهر یک چیزی سر جایش نیست و جیمز هم رفته رفته در این مورد مصممتر میشود و نگرانیاش هم از بابت همسرش مری و نامهای که برای جیمز نوشته، مدام بیشتر و بیشتر افزایش مییابد. چون اگر واقعا مری آن نامه را نوشته باشد، پس قطعا در این شهر امنیت ندارد و هرچه سریعتر باید او را پیدا کند. اگر هم مری آن را ننوشته، پس چه کسی اینکار را انجام داده و از کجا در رابطه با مقصد موردعلاقهی جیمز و همسرش برای سفر رفتن اطلاعات به دست آورده؟
داستان بازی Silent Hill 2 به جذابترین شکل ممکن سوالات زیادی را برای مخاطبش طرح میکند و سپس در طول 16 ساعت تجربهی نفسگیر و ترسناکش، به صورت قطرهچکانی پاسخ سوالاتش را به اشتراک میگذارد و بخش قابل توجهی را هم نزد خودش نگه میدارد و تا حد زیادی سر درآوردن از رمز و رازهای اصلی را برعهدهی خود بازیکن میگذارد.

برای کشف اولین راز بازی هم میتوانید از همینجا آغاز کنید که چرا در ابتدای بازی جیمز همسرش را ماریا خطاب میکند؟ درحالی که میدانیم نام او مری است؟ بله؛ داستان بازی Silent Hill 2 حسابی پیچیده است و درست زمانی که فکر میکنید بالاخره سر از راز فلان بخش داستان بازی درآوردهاید، با یک پیچش روایی دیگر، کارتان را بسیار سختتر میکند.
خوشبختانه پیشبینیهایمان اشتباه بودند!
راستش را بخواهید تنها زمانی که آدم نسبت به پیشبینیهای نادرست و اشتباهش حس بسیار خوبی پیدا میکند، دقیقا همچین موقعیتی است که بنا به دلایل متعددی نسبت به عملکرد خوب یک بازی بدبین هستیم و شکست خوردن آن را تا حد زیادی تضمین شده میدانیم، اما در نهایت وقتی محصول نهایی به دستمان میرسد، متوجه میشویم که تمام این مدت پیشبینیهایمان نادرست بودهاند و کل تصورمان از شکست احتمالی یک بازی، اشتباه از آب درآمده و محصول نهایی آن بازی اتفاقا خیلی هم خوب و باکیفیت از آب درآمده و سازندگان بازی توانستهاند هم بازیکنان و هم منتقدین را راضی نگه دارند.
وضعیت اکثر طرفداران سری بازیهای Silent Hill هم از زمان معرفی نسخه بازسازی شدهی بازی Silent Hill 2 دقیقا همین بوده و عدهی زیادی، کاملا منطقی و با دلایل و برهانهای قانع کننده، معتقد بودند که بازی سایلنت هیل 2 ریمیک قرار است یک شکست بزرگ را تجربه کند و بعد از عملکرد بسیار ضعیف این فرنچایز در یک دههی اخیر، حسابی باعث ناامید شدن گیمرهای جدید و امروزی، نسبت به اسم بزرگ فرنچایز سایلنت هیل شود.

در واقع یکی از دلایل اصلی ناامیدیمان از بازی Silent Hill 2 وجود اسم کمپانی Konami در پشت پروسهی ساخت و انتشار آن بود. تقریبا از همان سال 2015 که به دنبال اختلافات عمیق هیدئو کوجیما، بازیساز معروف ژاپنی و خالق سری بازیهای Metal Gear Solid با کمپانی کونامی، این بازیساز محبوب به همکاریهای خودش با شرکت کونامی پایان داد و پروسهی ساخت بازی به شدت مورد انتظار Silent Hills به کارگردانی هیدئو کوجیما نیز به طور کامل لغو شد، محبوبیت این کمپانی نیز رفته رفته نزد گیمرها کمتر و کمتر شد و چند سال متوالی، شرکت کونامی بدترین سالهای عمرش را تجربه کرد.
از طرفی دیگر، سال گذشته زمانی که برای نخستین بار از گیمپلی بازی Silent Hill 2 رونمایی شد، همه ما حسابی با دیدن انیمیشنهای خشک و مصنوعی شخصیت اصلی و سیستم مبارزات سطحی و نه چندان متنوعش غافلگیر و به شدت ناامید شدیم. حالا که به گذشته نگاه میکنیم، به نظر میرسد این اتفاق آنقدرها هم برای نسخهی بازسازی شدهی بازی Silent Hill 2 و تیم Bloober Team گران تمام نشده! چرا که این اتفاق بیشتر از هر مورد دیگری باعث کاهش سطح انتظاراتمان از بازی Silent Hill 2 شده بود و درست تا چند دقیقه قبل از به دست گرفتن کنترلر و شروع بازی نیز این بدبینی و پایین بودن سطح انتظاراتمان ادامه داشت. اما به محض اینکه بازی را آغاز میکنید و چند دقیقهی ابتداییاش را پشت سر میگذارید، متوجه میشوید که این دقیقا همان تجربهی ایدهآلی است که از ریمیک بازی سایلنت هیل 2 انتظار داشتیم. بازیای که همچنان بعد از گذشت بیش از دو دهه، میتواند با استفاده از همان المانهای منحصر به فرد و نمادینش در نسخهی ارجینال، گیمرهای علاقمند به این سبک از بازیها را حسابی با تزریق کردن قطره به قطرهی ترس و وحشت، به وجد بیاورد.

بهبودهای فنی و بصری بازی Silent Hill 2
حجم پیشرفتهای فنی و بصری نسخه ریمیک بازی Silent Hill 2 در مقایسه با نسخهی ارجینالش در سال 2001، دقیقا مثل مقایسهی دو نسخهی ارجینال و بازسازی شدهی بازی Resident Evil 2 به نظر میرسد. در هر دوی این بازیهای ریمیک، تیم سازندگان بازی به طور کامل زاویه دوربین و گیمپلی را متحول کردهاند و از حیث بصری نیز هیچ چیز به جز تم کلی محیط و اتمسفر سنگین بازی، مثل گذشته نیست. تمامی مدلهای به کار رفته در بازی به طور کامل از صفر بازطراحی شدهاند و همچنین موسیقی متنهای بازی و فایلهای صوتی به کار رفته برای صداگذاری و دوبلهی کاراکترها نیز به طور کامل از نو تولید شدهاند و قرار نیست مثل خیلی از بازیهای ریمستر شده به خاطر تنبلی یا بودجهی محدود تیم سازنده، شاهد افت کیفی برخی از المانهای موجود در بازی باشیم درحالی که دستهای دیگر از المانها و مکانیزمها به طور کامل از بیس دوباره تولید شدهاند.
در واقع میتوان گفت به جز خط داستانی بازی و بخشهایی از اِسکریپت (script) آن، ساختار کلی نقشهها و محیطهای به کار رفته در مراحل مختلف، ایدههای شاخص و نمادین به کار رفته در طراحی بعضی از کاراکترها و همچنین اتمسفر سنگین و تم گیرای بازی Silent Hill 2، تمامی محتویات موجود در این نسخهی بازسازی شده، به طور کامل از صفر توسط یک تیم کاملا جدید توسعه یافتهاند و هیچ المان تاریخ مصرف گذشتهای را قرار نیست در طول تجربهتان از این بازی، مشاهده کنید.

به جای دوربین ایزومتریک نسخه ارجینال که سکانس به سکانس در گوشهای از محیط بازی به صورت ثابت قرار میگرفت و در زمینهی پیدا کردن مسیر اصلی و گشت و گذار در محیط بازی حسابی کار را برای بازیکنان دشوار میکرد، اینبار از یک زاویه دوربین سوم شخص و همچنین تکنیک دوربین روی شانه استفاده شده و به همین دلیل بازیکنان قرار است تجربهی بسیار سینماتیکتری را در مقایسه با نسخه ارجینال پشت سر بگذارند.
همچنین در زمینهی طراحی مراحل، چالشها و معماها، کات سینها و … کارگردانی بازی دچار تغییرات و تحولات بسیار زیادی شده و به همین دلیل مدت زمان به پایان رساندن بازی نیز نسبت به گذشته افزایش یافته و تجربهی کلی بازی نیز بسیار ترسناکتر از گذشته به نظر میرسد.
حالا دیگر به لطف بافتهای شفاف و متنهای واضح و خوانا، شاهد تجربهی بسیار Immersiveتری هستیم و گیمرهای علاقمند به این سبک خیلی زود در بطن بازی فرو میروند و به این راحتیها نیز قرار نیست از پای آن بلند شوند! حتی موسیقی متنهای بازی که در گذشته بیشتر از اینکه ترسناک باشند، آزاردهنده بودند و گاهی اوقات شدیدا گوشخراش به نظر میرسیدند، اینبار حتی با وجود استفادهی دوباره از همان ملودیها و تکنیکهای صوتی، موسیقی متنهای شفاف بازی کاملا شما را در بازی غرق میکنند و به جرات میتوان همین موسیقی متنها را جزو ترسناکترین المانهای داخل بازی Silent Hill 2 در نظر گرفت.

گیمپلی متحول شده
نخستین تغییر اساسی که در گیمپلی بازی Silent Hill 2 توجه شما را به خودش جلب میکند، حالت سوم شخص و دوربین روی شانهی بازی است که تا حد زیادی تجربهای شبیه به بازیهایی نظیر Resident Evil و The Last of Us را برایمان به ارمغان میآورد. در مقایسه با این عناوین اما بازی Silent Hill 2 زرادخانهی محدودتری دارد و دشمنان کمتعدادتری را در مقابلتان قرار میدهد. مبارزه با دشمنان، ترکیبی از جا خالی دادن و ضربه زدن حین ثابت بودن هدف است.
دشمنان در این بازی انواع مختلفی دارند و هرکدام هم شیوهی مبارزهای خاص خودشان را دارند. بعضی از آنها سرعت کمتری دارند اما ممکن است از دور مایعی اسیدی و سوزاننده را به سمتتان بپاشند. یا مثلا بعضیهای دیگر مهارت بیشتری در جا خالی دادن به ضربات شما دارند و با سرعت زیادی پشت سر هم به شما ضربه میزنند و بهتر است به جای جا خالی دادن سریعا در صورت امکان از آنها فاصله بگیرید و با پیدا کردن فرصت مناسب به سراغشان بروید.
خوشبختانه سازندگان نسخهی بازسازی شدهی بازی Silent Hill 2 نخواستهاند مثل خیلی دیگر از تیمهای بازیسازی که در طول پروسهی بازسازی کردن یک بازی بسیار قدیمی، مکانیزمهای غیرطبیعی و غیرواقعی درون بازی را به یک ورژن واقعگرایانهتر و منطقی تبدیل میکنند، مکانیزمهای اصلی درون بازی را دچار تغییر کنند تا مبادا مخاطب امروزی از غیرطبیعی بودن آن ایراد نگیرد. برای مثال یکی از سلاحهای اصلی شما در بخش قابل توجهی از نیمه اول بازی، تنها یک چوب ضخیم است که مقاومتی جاوادانه دارد و هرچقدر هم که با آن به دشمنان ضربه بزنید و شیشهی ماشینها را بشکنید، آسیبی به آن وارد نمیشود و قرار نیست با گروهی متفاوت از آیتمها، دائما چوبتان را بازسازی کنید تا حین مبارزه نشکند.

علاوه بر این چوب، بازی به مرور زمان در مرحلههای بعدیاش، یک اسحله کمری و یک شاتگان نیز به شما میدهد که بهتر است حسابی در مصرف گلولههایشان صرفهجویی کنید و حین مبارزه بیشتر به جای شلیک کردن به سر و تمام کردن کار دشمنان صرفا با استفاده از اسلحه، پاهایشان را هدف بگیرید تا به زمین بیوفتند و سپس با چوبتان کارشان را تمام کنید. به این شکل هم اکشن بسیار جذابتری را تجربه میکنید و هم گلولههای کمتری را از دست میدهید.
به طور کلی از همان ابتدا وقتی وارد شهر سایلنت هیل میشوید، یک محلهی نسبتا بزرگ را در مقابلتان دارید که فعلا به خاطر مسدود بودن بسیاری از مسیرهایش، نمیتوان به تمام نقاطش دسترسی داشت. هدف اصلی شما در قسمت ابتدایی بازی این است که اتاق به اتاق، خانه به خانه، کوچه به کوچه و بلوک به بلوک، سرنخهای مختلف را دنبال کنید و خودتان را به مری، همسر جیمز برسانید.
در طول این پروسهی باز کردن مسیر و رسیدن به محیطهای جدید، کارهای جانبی مختلفی هم هستند که باید انجام دهید تا مدیریت کاملتری روی وضعیت شخصیت اصلی در طول بازی داشته باشید. برای مثال باید دائما با شکستن شیشههای ماشینها و خانهها، چک کردن گوشه و کنارههای ساختمانها و همچنین باز کردن کابینتها و کشوهایی که بازی با آیکونهای مربوطه قابلیت باز شدنشان را به شما نشان میدهد، معدود لوتهای مورد نیاز خودتان در طول بازی را جمعآوری کنید.
در مجموع به جز نوتها و تصاویری که از آدمهای مختلف در لحظات بسیار بحرانیشان به جا مانده، و همچنین آیتمهای مهمی که برای پیشروی در خط داستانی به آنها احتیاج دارید، موارد زیادی وجود ندارند که بخواهید با لوت کردن، آنها را تامین و مدیریت کنید. از تعداد و تنوع دشمنان و لوتهای اضطراری برای احیای نوار سلامتی و پر کردن خشاب اسلحه گرفته، تا تنوع خود سلاحها و شیوههای متفاوت برای مبارزه کردن با دشمنان، همهچیز ماهیتی مینیمالیستی دارد و خیلی سرراست و غیر پیچیده در نظر گرفته شده است. با این وجود اما، این کمبود مهمات و تجهیزات پزشکی است که همواره بین هر رویارویی با دشمنان، سطح نگرانی و اضطراب شما را بالا نگه میدارد.

درهای قفل شده و کلیدهای گم شده
در بازی Silent Hill 2 بیشتر از اینکه دشمنان بازی با سختی مبارزههایشان بازیکنها را به چالش بکشند و کار را برای آنها سخت کنند، این معماهای متنوع و ماموریتهای میانمرحلهای هستند که جلوی شما را میگیرند تا نتوانید خیلی زودتر از اینها بازی را به پایان برسانید.
معماها در بازی Silent Hill 2 انواع مختلفی دارند. برای مثال بعضی وقتها بازی یک دستگاه خراب در مقابل شما قرار میدهد که باید برای تعمیر کردنش، دو قطعهی مختلف را در دو لوکیشن متفاوت پیدا کنید و مجددا به محل دستگاه برگردید و با پشت سر گذاشتن پروسهی تعمیر در قالب یک مینیگیم ساده، دستگاه را راهاندازی کنید و با پیدا کردن سرنخ بعدی برای پیدا کردن مری، به سمت محل علامتزده شدهی روی نقشه بروید.
همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، بازی Silent Hill 2 در یک محلهی نسبتا بزرگ جریان پیدا میکند که در نهایت قرار است به تمام گوشههایش سرک بکشید و همهی درهای قفل شده و مسیرهای مسدود شده را باز کنید و آن طرفش را ببینید.
بخش عمدهای از ماموریتهای میانمرحلهی با محتوای پیدا کردن یک آیتم جهت پیشروی در بازی، مربوط به همین درهای قفل شدهای است که از قضا کلیدشان در گوشهای از این شهر مهآلود گم شده و برای پیدا کردنش هم احتمالا قرار است دنبال یک سرنخ قطعی بگردیم تا شخصیت اصلی بازی محل پیدا کردن کلید را روی نقشه علامت بزند.
در واقع هدف اصلی بازی Silent Hill 2 در قفل کردن همهی درها و انداختن کلیدهایشان در گوشه و کنار دنیای بازی این است که علاوه بر سرگرم کردن بازیکن با ماموریتهای میانمرحلهایاش، بتوانند ذوق و اشتیاق بسیار زیادی را جهت باز کردن درهای قفل شده و مشاهدهی محتوای پنهان شده در آن طرفشان، در دل بازیکنان ایجاد کنند. تجربهی بسیاری از بازیکنان نشان داده است که در بازیهای این چنینی، هرچه مدت زمان بیشتری را برای پیدا کردن یک کلید صرف کنید، هیجان بیشتری هم نیز برای باز کردن در و دیدن آن طرفش خواهید داشت.
به طور کلی، معماهای بازی Silent Hill 2 را میتوان هم سرگرمکنندهترین و هم زمانبرترین بخش گیمپلی در این بازی در نظر گرفت. معماهایی که برای حل کردنشان هیچ احتیاجی به کمک گرفتن از اینترنت نخواهید داشت و تنها با سپری کردن چند دقیقه و تمرکز کردن روی سرنخها، به راحتی میتوانید محل دقیق آیتمهای مهم را پیدا کنید و معماهایتان را به انجام برسانید.

یک تجربهی وحشتناک و روانشناختی
هروقت که در دنیای بازیهای ویدئویی صحبت از بازیهای سبک وحشت روانشناختی میشود، اولین عنوانی که به ذهن گیمرهای قدیمی میرسد، همین سری بازی Silent Hill است که در طول دهه 2000 میلادی به کابوس گیمرهای علاقمند به بازیهای ترسناک تبدیل شده بود. بازی Silent Hill 2 قرار نیست مخاطبش را با جامپاِسکرهای ناگهانی بترساند یا حتی با ایجاد یک شرایط سخت و طاقتفرسا برای شخصیت اصلی بازی، باعث ایجاد اضطراب در بازیکن به خاطر ترس شکست خوردن و مردن شخصیت اصلی بازی شود. بازی سایلنت هیل 2 رویهای کاملا متفاوت را برای ترساندن بازیکنان در پیش میگیرد و گاهی اوقات حتی خود بازیکنان نیز متوجه نمیشوند که دقیقا چه چیزی باعث بالا رفتن مقدار ضربان قلب آنها شده است!
گاهی اوقات بازی به قدری در وارد کردن اضطراب به شما بدون استفاده از هرگونه جامپاِسکر کلیشهای، استادانه عمل میکند که مجبور میشوید در ازای ترساندن و وارد کردن استرس شدید به شما، تیم سازنده بازی را تحسین کنید و به بررسی این موضوع بپردازید که دقیقا چه چیزی در چند دقیقهی اخیر باعث ترساندن شما شده است؟!
راستش را بخواهید، در بازی Silent Hill 2 از همان لحظهی اولی که وارد بازی میشوید، تمامی المانهای صوتی، بصری و تعاملی داخل بازی دست به دست هم میدهند تا به مرور زمان، قطره به قطره معجون ترس و وحشت روانشناختیشان را به زیر پوستتان تزریق کنند.
برای مثال آن محیط مِهگرفتهی نسخه ارجینال که کاملا اتفاقی به خاطر محدودیتهای سختافزاری کنسول PS2 برای پردازش محیطهای بزرگ بازی مورد استفاده قرار گرفته بود و بعدها به عنصر اصلی المانهای ترسناک بازی تبدیلشد، در این نسخهی بازسازی شده تبدیل به یکی از المانهای جدانشدنی و اصلی در محیط و گیمپلی بازی شده است و با ایجاد محدودیت در میدان دید شما، باعث میشود همواره درحال قدم برداشتن به سمت محیطهای ناشناخته باشید و دقیقا ندانید که تنها چند قدم جلوتر، چه چیزی منتظر فرا رسیدن شماست؟!

یا از طرفی دیگر، آهنگسازان بازی سایلنت هیل 2 توانستهاند با همکاری با گروه فنی و کدنویسهای حاضر در تیم Bloober و البته الهام گرفتن از دموی قابل بازی عنوان کنسل شدهی Silent Hills به کارگردانی هیدئو کوجیما، یک تجربهی داینامیک و شخصیسازی شده را برای هرکدام از بازیکنان به ارمغان بیاورند که باعث میشود هر بازیکن تجربهای نسبتا متفاوت را حین قدم زدن در کوچه پسکوچههای شهر سایلنت هیل، پشت سر بگذارد.
برای مثال گاهی اوقات ممکن است در گوشهای از محیطهای بسیار جذاب و اتمسفریک بازی، چند دقیقهای بایستید و محیط اطرافتان را تماشا کنید؛ درست در همین لحظه که خیال میکنید هیچ خطری شما را تهدید نمیکند، موسیقی متن درحال اجرای بازی به یکباره سوئیچ میشود و قطعهی درحال پخش را با یک قطعهی بسیار گوشخراش و استرسزای دیگر جایگزین میکند. در همین لحظه است که کاملا به امن بودن محیط اطرافتان شک میکنید و میخواهید هرچه سریعتر سر از راز سوئیچ شدن موسیقی متن بازی درآورید و ببینید که در این لحظه، چه خطری شما را تهدید میکند؟
یا در یک موقعیت بسیار جالب دیگر، یکی از مکانیزمهای بسیار جالب به جا مانده از نسخه ارجینال بازی Silent Hill 2 را داریم که به لطف قابلیتهای کنترلر دوالسنس کنسول PS5، سطح کاملا جدید و متفاوتی به خودش گرفته و حسابی با سبک و سیاق ترسناک و روانشناختی بازی نیز همخوانی دارد.
یکی از مکانیزمهای اصلی در گیمپلی بازی این است که وقتی به دشمنان نزدیک میشوید، رادیوی همراه شخصیت اصلی شدیدا دچار اختلال میشود و نویزهای گوشخراش و نامنظمی را با صدای بلند از خودش پخش میکند و سپس به محض کشته شدن آن دشمن، صدای آزاردهندهی درحال پخش از رادیو نیز قطع میشود. با غالب شدن سکوتی غیرعادی در محیط اطرافتان، یک آرامش نسبی را تجربه خواهید کرد که خیلی زود با از راه رسیدن دشمن بعدی، مجددا به حالت گوشخراش قبلیاش باز میگردد.
اگر به جای استفاده از یک هدفون، صدای بازی را از طریق بلندگوهای رومیزی یا بلندگوهای خود تلویزیون دریافت کنید، صدای نویزهای نامنظم و آزاردهندهی رادیو، از طریق اسپیکر نصب شده درون کنترلر دوالسنس پخش میشود و تجربهی بسیار جالبی را برایتان به ارمغان میآورد.

سخن پایانی
ناشر بازی ( Konami) نسخه PS5 این اثر را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است.

تجربهی شخصی من از نسخهی بازسازی شدهی بازی Silent Hill 2 بیشتر از هرچیزی به من ثابت کرد که اگر با حداقل انتظارات یا حتی با یک دید منفی نسبت به تجربهی یک بازی معروف اقدام کنید، احتمال اینکه حتی از کوچکترین ویژگیهای مثبت داخل بازی نیز لذت ببرید، بسیار زیاد است. راستش را بخواهید، یک صدا بودن اکثر گیمرها در به نقد کشیدن نمایشهای گیمپلی بازی قبل از انتشار و همچنین در تعریف و تمجید کردن از آن به عنوان یک اثر بینقص و خوشساخت، باعث شده تا عدهای مثل من فکر کنند که شاید تیم سازندهی بازی، از قصد اقدام به استفاده از سکانسهایی نه چندان ایدهآل و درجه یک در تریلرهای گیمپلی بازی کرده است. شاید نقشه اصلی تیم تبلیغاتی بازی Silent Hill 2 این بوده تا در ابتدا با به اشتراک گذاشتن تعدادی از نمایشهای نه چندان مطلوب با طرفداران قدیمی این سری و همچنین گیمرهای جدیدی که یکی دو بار اسم سایلنت هیل را از گوشه و کنار اینترنت شنیدهاند، سطح انتظارات این مخاطبین را به شدت کاهش دهد و در نهایت یک بازی خوب را به عنوان یک بازی بسیار عالی و کاملا بینقص، به دست مخاطب برساند.
قطعا اگر در تریلرهای گیمپلی بازی سایلنت هیل 2 آن چند انیمیشن خشک و بیروح را از شخصیت اصلی بازی مشاهده نکرده بودیم، حالا به این اندازه قدردان بدون مشکل بودن سیستمهای حرکتی شخصیت اصلی نبودیم و برای مثال از مواردی مثل تکراری بودن انیمیشنهای شخصیت اصلی حین مبارزه، ایرادهای بسیاری میگرفتیم و هرکداممان به نحوی باعث کاهش محبوبیت بازی Silent Hill 2 در فضای مجازی و در نهایت، شکست خوردن این پروژه و سرافکنده شدن اعضای استودیوی Bloober Team میشدیم.

اما راستش را بخواهید، بازی Silent Hill 2 را نباید با بازیهایی از سری Resident Evil و همچنین عنوانی مثل The Last of Us مقایسه کرد. هر دو بازی Resident Evil و The Last of Us عناوینی به شدت اکشن و گیمپلیمحور هستند که مبارزه کردن با انواع مختلف دشمنان با استفاده از انواع متنوع سلاحهای گرم و سرد، جزو مکانیزمهای اصلی گیمپلی آنها به شمار میرود. اما در بازی Silent Hill 2 به هیچ عنوان یک گیمپلی سرگرمکننده و اکشن، جزو اولویتهای اصلی تیم سازنده نبوده و نیست. بازی Silent Hill 2 قرار است کاری کند که حتی قدم زدن و رد شدن از عرض یک خیابان نیز برایتان حسابی نگرانکننده و استرسزا تمام شود.
بعد از گذشته بیش از یک دهه از آخرین بازی خوبی که در سری سایلنت هیل به دستمان رسیده، بالاخره شاهد انتشار یک بازی خوشساخت و امیدوارکننده هستیم که به ما نشان میدهد اعضای استودیوی Bloober Team راه درستی را در پیش گرفتهاند و به عنوان تولیدکنندگان اصلی این فرنچایز که نسخههای متعددی را نیز برای انتشار در سالهای آینده در دست تولید قرار دادهاند، میتوانند به خوبی از پس ارائهی یک تجربهی سایلنت هیلی تمام عیار و اصیل بر بیایند و طرفداران دو آتیشهی نسخههای ابتدایی این سری را که سالهای زیادی است از احیا شدن و درخشش دوبارهی این فرنچایز ناامید بودهاند، مجددا نسبت به آیندهی درخشان این سری امیدوار کند.
نقد و بررسی
Silent Hill 2
بعد از گذشته بیش از یک دهه از آخرین بازی خوبی که در سری Silent Hill به دستمان رسید، بالاخره شاهد انتشار یک بازی خوشساخت و امیدوارکننده هستیم که به ما نشان میدهد اعضای استودیوی Bloober Team راه درستی را در پیش گرفتهاند و میتوانند به خوبی از پس ارائهی یک تجربهی سایلنت هیل تمام عیار و اصیل بر بیایند و طرفداران دو آتیشهی نسخههای ابتدایی این سری را مجددا نسبت به آیندهی درخشان آن امیدوار کند
مثبت
- اتمسفر سنگین و تم گیرای Silent Hill 2 در این بازی چندبرابر شده و شدیدا تاثیرگذار ظاهر میشود.
- آلبوم موسیقی متنها به همراه صداگذاری کاراکترها تماما به طور کامل از ابتدا صورت گرفته و سطح کیفی بسیار بالایی را ارائه میدهند.
- وحشت زیرپوستی بازی قطره به قطره به مخاطب تزریق میشود و نیازی به توسط سازندگان بازی به جامپاِسکرهای آبکی نبوده است.
- تصمیم بسیار درست سازندگان برای تغییر دوربین بازی به حالت سوم شخص.
منفی
- انیمیشن مبارزات در مقایسه با نسخه ارجینال تفاوت خاصی به خود ندیدهاند و تنوع پایین انیمیشنها تا حدودی جای نقد باقی گذاشته است.
- خبری از مود گرافیکی Balance نیست و مودهای Quality و Performance نیز جزئیات بصری و سرعت فریم ریت زیادی را از یکدیگر کم میکنند.

![مروری بر نقدها و نمرات بازی Silent Hill 2 Remake [به روز رسانی شد]](https://gamepalette.com/wp-content/uploads/2024/10/Silent-Hill-2-75x75.jpg)