دنیای مرموز Control با اتفاقات عجیب و پدیدههای فراطبیعی، بار دیگر در Control Resonant بازمیگردد؛ این بار با محوریت دیلن فیدن و بحرانی که منهتن را در آستانه نابودی قرار داده است. در این مقاله، ابتدا داستان نسخه اول و بستههای الحاقی آن را مرور میکنیم و سپس سراغ روایت کامل داستان بازی Control Resonant، از شروع تا پایان، میرویم.
استودیو رمدی (Remedy Entertainment) سال ۲۰۱۶ پس از عرضه بازی Quantum Break به یک بنبست خلاقانه عجیب رسید. آنها سالها درگیر ساخت بازیهایی بودند که یک خط داستانی سینمایی را به شکلی خطی جلو میبردند، اما سم لیک (Sam Lake) و کارگردان بازی، میکايل کاسورینن (Mikael Kasurinen)، دیگر حوصله روایتهای معمولی را نداشتند. ایده اولیه پروژه جدیدشان که با کد «P7» شناخته میشد، از دل یک وسواس فکری بیرون آمد: چه میشد اگر تمام تئوریهای توطئه، پروندههای عجیب اینترنتی و پدیدههای ماوراءالطبیعه را در یک ساختمان اداری سرد، بیروح و بتنی حبس میکردیم
منبع الهام اصلی آنها بنیاد SCP (یک پروژه اینترنتی مشارکتی درباره موجودات و اشیای عجیب و خطرناک)، سریال Twin Peaks، رمان Annihilation نوشته جف وندرمیر و البته معماری بروتالیست (Brutalist) بود؛ بهویژه ساختمان واقعی «۳۳ خیابان توماس» در منهتن نیویورک که هیچ پنجرهای ندارد. رمدی میخواست بهجای اینکه داستان را با کاتسینهای طولانی توی حلق بازیکن فرو کند، دنیایی بسازد که خودش حرف بزند. نتیجه این تغییر مسیر، خلق اداره فدرال کنترل یا همان FBC و تولد رسمی «جهان متصل رمدی» (Remedy Connected Universe) بود؛ یک دیوانهخانه اداری که حالا شناخت آن برای درک داستان بازی Control Resonant اهمیت زیادی دارد.
مروری بر داستان Control؛ از شهر Ordinary تا قدیمیترین خانه
برای درک بهتر داستان Control Resonant، ابتدا باید به سراغ اتفاقات نسخه اول برویم. اگر Control را بازی کردهاید اما حوصله خواندن صدها پرونده پراکنده روی میزها را نداشتهاید، یا میخواهید پیش از تجربه نسخه جدید با مهمترین اتفاقات گذشته آشنا شوید، باید بدانید که داستان بازی Control از شهری کوچک به نام «اوردینری» (Ordinary) شروع میشود.
کودکی جسی و دیلن در شهر Ordinary
هفده سال پیش از شروع بازی Control، دو خواهر و برادر به نامهای جسی و دیلن فیدن (Jesse & Dylan Faden) در زبالهدانی شهرشان یک اسلاید پروژکتور قدیمی پیدا میکنند. این دستگاه یک «شیء قدرتمند» (Object of Power) بود که با هر اسلاید، دروازهای به بُعدی دیگر باز میکرد. بچهها در جریان این گشتوگذارها با یک موجودیت فرابشریِ خیرخواه ارتباط برقرار میکنند؛ موجودیتی که جسی صدایش را در سرش میشنود و نامش را پولاریس (Polaris) میگذارد.
اما کنجکاوی آنها فاجعه به بار میآورد. فعال کردن یکی از اسلایدها باعث ناپدید شدن تمام بزرگسالان شهر میشود. مأموران سازمان مخفی FBC به رهبری ترنچ (Trench) و دکتر دارلینگ (Dr. Darling) سر میرسند، پروژکتور را ضبط میکنند و دیلن را بهعنوان «کاندیدای شماره ۶» (P6) برای ریاست آینده سازمان با خود میبرند. جسی فرار میکند؛ تنها و سرگردان.
ورود جسی به The Oldest House و آغاز حمله Hiss
سال ۲۰۱۹، پولاریس جسی را به مقر اصلی FBC در نیویورک هدایت میکند؛ ساختمانی به نام The Oldest House که مدام تغییر شکل میدهد و چشم انسانهای عادی قادر به دیدنش نیست. جسی به محض ورود، با جنازه مدیر سازمان (ترنچ) روبهرو میشود که با یک اسلحه عجیب به نام Service Weapon خودکشی کرده است. جسی اسلحه را برمیدارد، در آزمون روحیِ موجودات مرموزِ بالادستی به نام هیئت مدیره (The Board) قبول میشود و در یک چشم به هم زدن، حکم ریاست کل سازمان را میگیرد. اما سازمان در قرنطینه کامل است.
حمله Hiss و راز قدرت Polaris
یک نیروی صوتی و فرابُعدی ویرانگر به نام هیس (The Hiss) کل ساختمان را آلوده کرده، ذهن مأموران را شستوشو داده و آنها را در هوا معلق نگه داشته است. جسی با کمک امیلی پوپ (محقق سازمان) و آهتی (سرایدار مرموز و فنلاندی ساختمان که در واقع یک موجودیت باستانی است) متوجه اصل ماجرا میشود: ترنچ در یکی از مأموریتها به اسلایدی که سوزانده نشده بود دست پیدا کرده، بهتدریج تحت تأثیر وسوسههای هیس دیوانه شده و شخصاً دروازه را به روی این نیروی مهاجم باز کرده است.
دکتر دارلینگ هم پیش از ناپدید شدنش، با ساخت دستگاهی به نام HRAs (تقویتکننده رزونانس هدرون) توانسته چند نفر را از شستوشوی مغزی نجات دهد. منبع این محافظت، موجودی عظیم به نام هدرون (Hedron) است؛ همان ظرف فیزیکی که پولاریس در آن زندگی میکرد.
سرنوشت دیلن و پایان داستان Control
جسی بالاخره دیلن را پیدا میکند، اما برادرش بهدلیل سالها حبس و آزمایشهای بیرحمانه FBC پر از نفرت است و با آغوش باز هیس را پذیرفته. هیس موفق میشود محافظ هدرون را نابود کند، اما جسی میفهمد که قدرت پولاریس دیگر نیازی به آن قفس فیزیکی ندارد و حالا در درون خود او جریان دارد. جسی با قدرت جدیدش به سراغ اسلاید پروژکتور میرود، هیس را از ذهن دیلن پاک میکند و دروازه را میبندد. خطر رفع میشود، اما دیلن به کما میرود و بخش زیادی از نیروهای هیس هنوز در راهروهای ساختمان قرنطینهشده پرسه میزنند.
بستههای الحاقی Control؛ ریشههای داستان Control Resonant
برای درک کامل اتفاقاتی که در Control Resonant رخ میدهند، تنها دانستن پایان نسخه اول کافی نیست. دو بسته الحاقی The Foundation و AWE بخشهای مهمی از جهان داستانی Control را گسترش میدهند و اطلاعاتی درباره هیئت مدیره، قدیمیترین خانه و ارتباط این مجموعه با دنیای Alan Wake ارائه میکنند.
بسته الحاقی The Foundation (بنیان):
در بسته الحاقی The Foundation، جسی به عمیقترین بخش قدیمیترین خانه، یعنی غارهای زیرین و پایههای اصلی ساختمان میرود. آنجا «میخ» (The Nail) قرار دارد؛ ستونی سنگی و عظیم که هیئت مدیره از طریق آن به دنیای ما وصل است. هلن مارشال (رئیس عملیات سازمان) بهخاطر بیاعتمادی به هیئت مدیره، میخ را منفجر کرده تا ارتباط آنها را قطع کند، اما این کار باعث نشت «صفحه اختری» (Astral Plane) به دنیای واقعی و تهدید کل سیاره شده است.
جسی در این مسیر با موجود مرموز دیگری به نام The Former (عضو سابق و اخراجشده هیئت مدیره) روبهرو میشود. در نهایت، جسی متوجه میشود که هیئت مدیره هم اهداف مشکوک خودش را دارد و قابل اعتماد نیست. او با کمک گرفتن از هر دو طرف، میخ را بازسازی میکند و تصمیم میگیرد سازمان را به روش خودش اداره کند، نه بهعنوان عروسک خیمهشببازی هیئت مدیره.
داستان بسته الحاقی AWE و ارتباط آن با Alan Wake
بسته الحاقی AWE (رویدادهای تغییریافته جهانی) رسماً دنیای بازی Alan Wake را وارد داستان Control میکند. جسی پیامی از درون تاریکی دریافت میکند و به بخش متروکه «تحقیقات» (Investigations Sector) میرود. دکتر امیل هارتمن (Emil Hartman)، روانپزشکی که در نسخه اول Alan Wake در شهر برایت فالز فعالیت میکرد، پس از پریدن به داخل دریاچه کالدرون توسط نیروی حضور تاریک (Dark Presence) تسخیر شده و توسط FBC دستگیر و به این بخش منتقل شده بود.
در زمان حمله هیس، این دو نیروی وحشتناک (هیس و تاریکی) درون بدن هارتمن با هم ترکیب شدند و یک هیولای چندشآور و کشنده ساختند. جسی هارتمن را از بین میبرد. اما در پایان، دستگاه هشدار سازمان یک سیگنال از شهر برایت فالز ثبت میکند که تاریخ آن مربوط به چند سال در «آینده» است. آلن ویک از درون «مکان تاریک» (The Dark Place) در حال نوشتن و تغییر دادن واقعیت است تا راه فرارش را باز کند.
ارتباط Alan Wake 2 با دنیای بازی Control
در سال ۲۰۲۳، بازی Alan Wake 2 عرضه شد و حضور FBC در آن از یک اشاره ساده به بخش اصلی داستان تبدیل گشت. سازمان سالها بود که دور دریاچه کالدرون در برایت فالز حصار کشیده و ایستگاههای نظارتی برپا کرده بود. با شروع وقایع بازی و بازگشت هیولاهای تاریکی، مأمور ویژه FBC به نام کیران استوز (Kiran Estevez) وارد میدان میشود تا اوضاع را جمع کند؛ چراکه مقر اصلی سازمان در نیویورک، یعنی قدیمیترین خانه، همچنان در قرنطینه و سکوت خبری مطلق است. در طول بازی، شخصیت مرموز آهتی (سرایدار FBC) را هم در برایت فالز میبینیم که به آلن و ساگا اندرسون کمک میکند و مشخص میشود او بدون محدودیت در تمام ابعاد تردد دارد.
اما مهمترین بخش برای طرفداران Control، بسته الحاقی دوم Alan Wake 2 به نام The Lake House است. این DLC داستان یک مرکز تحقیقاتی فوقسری متعلق به FBC را در کنار دریاچه کالدرون روایت میکند که توسط زن و شوهری دانشمند به نامهای دکتر جولز و دیانا مارمونت اداره میشد. آنها برخلاف دستورات دکتر دارلینگ، سعی کردند قدرت دریاچه (تبدیل هنر به واقعیت) را به شکل صنعتی استخراج کنند و نقاش زندانیشان، رادولف لین، را مجبور به کشیدن تابلوهای ترسناک کنند. نتیجه؟ تاریکی تمام ایستگاه را بلعید.
وقتی مأمور استوز وارد این مرکز متروکه میشود، از طریق یک شیء قدرتمند برای چند دقیقه به داخل «قدیمیترین خانه» در نیویورک منتقل میشود. او آنجا دیلن فیدن را میبیند. دیلن در سلول شیشهای خود به هوش آمده است. او به استوز پیامهای رمزی میدهد و میگوید که به خواهرش جسی بگوید اوضاع دارد به هم میریزد و «چیزی» در راه است؛ سکانسی که مستقیماً ما را به داستان Control Resonant میرساند.
البته بازی چندنفره FBC: Firebreak هم داستان تیمهای پاکسازی جسی را شش سال پس از بازی اول در راهروهای ساختمان نشان داد، اما بار اصلی ادامه روایت و زمینهچینی برای نسخه دوم روی دوش Control Resonant افتاد.

داستان بازی Control Resonant؛ وقتی منهتن مچاله میشود
هفت سال از وقایع نسخه اول گذشته است (پاییز ۲۰۲۶). قرنطینه The Oldest House بالاخره میشکند، اما نه به شکلی که جسی انتظارش را داشت.
شروع داستان؛ آزادی دیلن از سلول FBC

داستان بازی در سلول شیشهای دیلن فیدن شروع میشود. جسی با عجله و حالتی مضطرب وارد سلول میشود و یک شیء سیاهرنگ و تغییرشکلدهنده به نام Aberrant را مستقیماً در بدن دیلن فرو میکند. دیلن با نفسنفس زدن از کما و بیحسی خارج میشود، اما جسی غیبش میزند. Aberrant در واقع سلاح اصلی بازی Control Resonant است که برخلاف اسلحه گرم جسی، قابلیت تبدیل شدن به سلاحهای سرد و مرگبار مختلف را دارد. هیئت مدیره با دیلن ارتباط برقرار میکند و به او یک دستور ساده میدهد: «از قدیمیترین خانه خارج شو.
منهتن در آشوب؛ پدیده The Patterning و مأموریت دیلن

وقتی دیلن پا به خیابانهای منهتن میگذارد، با یک کابوس سورئال روبهرو میشود. نیروهای هیس از ساختمان به شهر نشت کردهاند، اما مشکل بزرگتر چیز دیگری است: پدیدهای به نام الگوگذاری (The Patterning) در حال بلعیدن شهر است. جاذبه زمین به هم ریخته، آسمانخراشها مثل فیلم Inception در زاویههای ۹۰ درجه خم شدهاند و خیابانها در هوا شناورند.
دیلن به سرعت توسط ماموران FBC و یک مامور میدانی به نام زوئی (Zoe) پیدا میشود. امیلی پوپ که حالا در غیاب جسی امور را به سختی مدیریت میکند، به دیلن هیچ اعتمادی ندارد (حق هم دارد، دیلن در نسخه قبل نصف پرسنل را به کشتن داد). پوپ یک قلاده انفجاری و مهارکننده به نام MCD به دیلن وصل میکند و کلید مرگ و زندگی او را دست زوئی میدهد تا در صورت سرکشی، بلافاصله او را بکشد.
امیلی گمان میکند پدیده «الگوگذاری» چون در حال نابود کردن نیروهای هیس در شهر است، میتواند به عنوان یک سلاح عالی استفاده شود. او عجولانه دستگاهی به نام Cancellation Field را آزمایش میکند، اما آزمایش نتیجه عکس میدهد و سرعت متلاشی شدن شهر را چند برابر میکند.
Resonants و Faults؛ مسیر به دست آوردن قدرتهای جدید
دیلن در طول گشتوگذار در منهتن و کشتن باسهای هر منطقه که با نام Resonants شناخته میشوند، قدرتهای حرکتی جدیدی مثل تغییر جاذبه و پرشهای فضایی به دست میآورد. او همچنین بارها به درون شکافهای بُعدی به نام Faults کشیده میشود؛ شکافهایی که نقش مهمی در پیشرفت داستان در نسخه دوم دارند.

رابطه جسی و دیلن و خاطرات شهر Ordinary
درون این شکافها، او با تصویر و روح جسی ارتباط برقرار میکند و با هم آیینهای خاصی را انجام میدهند. این بخشها قلب احساسی بازی است؛ جسی و دیلن در خاطرات کودکیشان در شهر اوردینری قدم میزنند. جسی اعتراف میکند که تمام این سالها از اینکه از دست ماموران FBC فرار کرده و دیلن را تنها گذاشته، عذاب وجدان داشته است. دیلن هم که تمام عمرش را در آزمایشگاههای دارلینگ و زندان گذرانده، کمکم خشمش فروکش میکند.
راز هدرون جدید و منشأ The Patterning
با پیشروی در داستان، راز بزرگ فاش میشود: منشأ پدیده الگوگذاری، یک هدرون (Hedron) جدید و در اوج قدرت است. برخلاف تصور اولیه، هدرونها و هیس لزوماً نماد «خیر و شر» به معنای انسانی نیستند؛ آنها دو فرکانس صوتی و کیهانی متضادند که ذاتاً با قوانین فیزیکی دنیای ما سازگار نیستند. هیس همه چیز را فاسد و پخش میکند، و هدرون همه چیز را بیش از حد منظم و هندسی (الگوگذاری) میکند تا جایی که حیات را از بین میبرد. این دو نیرو فقط زمانی بیخطرند که همدیگر را خنثی کنند.
جسی کجاست؟ نبرد دیلن با هدرون و هیس
جسی که سعی داشته شکافهای ابعادی را ببندد، در آخرین شکاف شکست خورده و حالا درون هسته این هدرون جدید به دام افتاده است. او با تمام قدرتش هدرون را از داخل نگه داشته تا سرعت نابودی منهتن را کم کند و به دیلن زمان بدهد. در فصول پایانی، هدرون مستقیماً به بالای ساختمان قدیمیترین خانه میرسد و شروع به بلعیدن مقر FBC میکند. دیلن خودش را به بالای ساختمان و منطقه Unknown میرساند. با نزدیک شدن به هدرون، بقایای فرکانس هیس که هنوز در اعماق ذهن دیلن جا خوش کرده بود، بیدار میشود تا دوباره کنترل او را به دست بگیرد. اما این بار دیلن نمیشکند.

او بعد از یک نبرد نفسگیر، فرم فیزیکی هدرون را متلاشی میکند، اما بلافاصله به درون فضای ذهنی خودش کشیده میشود (منطقهای به نام The Gap). هدرون فیزیکی مرده، اما حالا به ذهن دیلن لنگر انداخته و در حال الگوگذاری مغز اوست. هیئت مدیره به دیلن هشدار میدهد که اگر هدرون را در ذهنش بکشد، خودش هم بلافاصله خواهد مرد.
دیلن به سمت آینه سلولش میرود، تصویر خودش را که آلوده به هیس است میبیند، شیشه را میشکند و کاری را میکند که هیچکس انتظارش را نداشت: او به میل خودش هیس را در آغوش میگیرد، اما کنترلش را از دست نمیدهد. او از خشم، پشیمانی و فرکانس هیس به عنوان یک سلاح استفاده میکند، سلاح Aberrant را به انرژی قرمز هیس آغشته میسازد و آن را در قلب هدرون فرو میکند. هدرون نابود میشود. دیلن روی زمین میافتد و آخرین نفسهایش را میکشد.
پایان داستان Control Resonant؛ جابهجایی سرنوشت جسی و دیلن
در همین لحظه، دریچهای از نور باز میشود. جسی با استفاده از همان اسلاید پروژکتور قدیمی دوران کودکیشان وارد فضای ذهنی دیلن میشود. او حاضر نیست اجازه دهد برادرش که تازه طعم آزادی را چشیده بمیرد. جسی آخرین آیین را اجرا میکند و جای خودش را با دیلن عوض میکند.

کمی بعد، دیلن را میبینیم که زنده و سلامت کنار زوئی روی یک نیمکت در منهتن نشسته و محو شدن تدریجی الگوها از سطح شهر را تماشا میکند. سازمان FBC به او شناسنامه جدید داده و رسماً او را به عنوان یک پیمانکار آزاد (Contractor) استخدام کرده است. اما وقتی دیلن به قدیمیترین خانه و به سمت سلول شیشهای سابق خودش میرود، با حقیقت تلخی روبهرو میشود: حالا این جسی است که روی تخت، بیحرکت و در کما افتاده است. جای خواهر و برادر کاملاً عوض شده و حالا نوبت دیلن است که راهی برای بیدار کردن خواهرش پیدا کند.


