• صفحه خانگی
  • اخبار بازی
  • نقد و بررسی بازی ها
  • مقالات بازی
    • بیوگرافی
    • تاریخچه بازی‌ ها
    • داستان بازی
    • نیم نگاه
    • معرفی کتاب
  • راهنمای بازی
  • ویدیو
    • بازی برتر
    • بررسی فنی
    • تریلر بازی ها
    • روزی روزگاری
    • گیم فکت
    • نقد ویدیویی
  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • ورود
  • ثبت نام
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
رسانه خبری تحلیلی گیم پالت
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
رسانه خبری تحلیلی گیم پالت
صفحه اصلی PlayStation 5

نقد و بررسی بازی Dune Awakening | حالا تلماسه‌ در کنسول‌ها!

علی جلیلی توسط علی جلیلی
سپتامبر 17, 2026
در PlayStation 5, نقد و بررسی بازی ها
0 0
0
نقد و بررسی بازی Dune Awakening

نقد و بررسی بازی Dune Awakening

آراکیس یکی از بی‌رحم‌ترین دنیاهایی است که می‌توان در یک بازی ویدیویی تجربه کرد؛ جایی که بقا به اندازه پیدا کردن آب و فرار از کرم‌های شنی اهمیت دارد. Dune: Awakening تلاش می‌کند این جهان خطرناک را به یک تجربه Survival گسترده تبدیل کند، اما آیا توانسته از ظرفیت دنیای Dune به بهترین شکل استفاده کند؟ با نقد و بررسی بازی Dune: Awakening با رسانه گیم پالت همراه باشید.

آراکیس نمی‌خواهد تو زنده بمانی. این حرف را نه از رمان‌ها می‌زنم، نه از فیلم‌ها. این حرف را از ته قلبم می‌زنم. از لحظه‌ای که برای نخستین بار در بازی Dune: Awakening پا روی شن‌های داغ این سیاره لعنتی گذاشتم. خورشیدی بی‌رحم بالای سرم سوسو می‌کرد تا من را (در حقیقت شخصیتم را) از پا در بیاورد. نوار آب بدنم ثانیه‌ به‌ ثانیه کم می‌شد. در واپسین لحظاتی که دنبال آب می‌گشتم، ناگهان لرزشی دلهره‌آور از دل زمین بیرون میزد و من، بی‌خبر از همه‌جا، نمی‌فهمیدم این هشدار وجود چه موجودی است.

از من بدانید که با جهان این تلماسه غریبه بودم. غریبه‌ی محض، چون داستانی که پیش رویمان است، هیچ ربطی به فیلم‌ها و داستان‌های دیگر DUNE ندارد. این تلماسه نه رمان‌های فرانک هربرت (Frank Herbert) را در بر می‌گیرد و نه فیلم‌های دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) را روایت می‌کند. آراکیس برای من فقط بیابانی بود طلایی و بی‌انتها. بیابانی که از همان روز اول گفتم که یا خانه‌ام می‌شود یا گورم.

با این مقدمه شروع کردیم که بدانید از همان ابتدا با چه چیزی و کجا در ارتباط هستید. بازی Dune: Awakening از سال گذشته روی کامپیوترهای شخصی در دسترس بوده و در این مدت، محتوای فراوانی به آن اضافه شده و سیستم‌های اصلی گیم‌پلی بهبود پیدا کرده‌اند. خیلی دوست دارم بگویم که پی‌سی پلیرها دردهای رشد این بازی را متحمل شده‌اند تا بازیکنان کنسولی مجبور به تحمل آن نباشند.

بازی Dune Awakening

دون اثری بلندپروازانه از استودیوی بازی‌سازی فانکام (Funcom)است؛ همان سازنده‌ای که با بازی Conan Exiles تجربه‌اش در ساخت بازی‌های سروایوال ثابت شده بود. بازی Dune: Awakening می‌خواهد از آن مرز فراتر برود. می‌خواهد عمق دنیای بازی‌های آنلاین چندنفره را با بی‌رحمی محض ژانر سروایوال ترکیب کند، آن هم در قلب جهانی علمی‌ تخیلی‌محور که شخصی با لقب «پادشاه» (که داخل بازی هم با همین گویش صدا زده می‌شود) امپراتورش، «شاهنامه» کتاب مقدس مردم بیابانش و «اسپایس» ماده‌ای که تداعی‌گر نفت خاورمیانه در دنیای واقعی ماست و محور تمام جنگ‌ها و ائتلاف‌هایش بوده، است.

بازی Dune: Awakening سوالی عجیب به شهادت طرفدارای مجموعه‌اش مطرح می‌کند و می‌پرسد اگر پل آتریدیز هرگز به دنیا نیامده بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ این سوال، تمام بنیان آن چیزی را که به دنبال جوابش در طول گیم‌پلی و روند داستانی می‌گردید. حالا ما با عنوانی روبه‌رو هستیم که سازنده از همان ابتدا توضیح داده که اصلاً MMO نیست، ولی برای تجربه‌اش باید اتصال دائم اینترنت داشته باشید؛ اما صفر تا صد به صورت تک‌نفره و حتی چند نفره کو آپ محور قابل تجربه است.

بی اغراق بگویم که من ساعت‌های زیادی از از عمرم را تقدیم جهان آراکیس کردم. تشنه شدم. جنگیدم. ساختم. بلعیده شدم. از نو برخاستم و دوباره بلعیده شدم. حالا وقتش رسیده بگویم این سیاره بی‌رحم واقعاً ارزش تمام این قربانی‌ها را داشت، یا فقط وقتم را مثل شن از لای انگشتانم رد کرد؟

نمایی از گیم‌پلی بازی Dune Awakening

بازی‌های سروایوال یا بقاء محور معمولاً داستان را برای گیم‌پلی قربانی می‌کنند. بازیکن عموماً وسط نقشه‌های بزرگ رها می‌شوند و او به هر نحوی باید زنده بماند. همین اتفاق تا حدی در بازی Dune Awakening هم رخ می‌دهد، چون داستان همیشه در ژانر سروایوال آنلاین خیلی چیزی برای ارائه ندارد. با این وجود، استودیوی فانکام اینجا دست به قماری زده که کمتر استودیویی جرئتش را دارد. بنیان کل روایت را روی پرسشی ساخته که مطمئنا ذهن طرفداران تلماسه را قلقلک می‌دهد.

در بازی Dune Awakening، جسیکا آتریدیز هرگز پسرش یعنی پل را به دنیا نیاورده و در عوض از دستور بنه‌ جسریت اطاعت کرده تا دختری بزاید. نام این دختر آریست آتریدیز است و بازیکنان در طول بازی با او ملاقات می‌کنند. این تغییر به ظاهر کوچک مثل سنگی عمل می‌کند که از بالای کوه رها شود. مدیر خلاق بازی، جوئل بایلوس (Joel Bylos)، خودش می‌گوید این تغییر مثل سنگ‌ ریزه‌ای است که بهمن راه می‌اندازد و فرصت‌های جذاب فراوانی برای بازیکنان ایجاد می‌کند. شخصیت پل آتریدیز سایه‌ای غول‌آسا برای آراکیس بود و احتمال می‌دهم سازندگان نمی‌خواستند بازیکن صرفاً زیر دست پل باشد، پس تایم‌لاینی ساختند که در آن پل اصلاً وجود خارجی ندارد.

گیم‌پلی Dune: Awakening در صحرای آراکیس

فرمن‌ها کجا رفتند؟

شاید جذاب‌ترین رمز داستان همین باشد. روایت ابتدایی بازی Dune Awakening توضیح می‌دهد که فرمن‌ها به طور کامل ناپدید شده‌اند. ظاهراً ساردائوکار آن‌ها را نابود کرده، ولی «ظاهراً» اینجا کلمه کلیدی است. بازیکن خیلی زود متوجه می‌شود که فرمن‌ها کاملاً نابود نشده‌اند. بنه‌ جسریت در همان مراحل ساخت شخصیت که با شما صحبت می‌کند، ماموریت پیدا کردن فرمن‌ها را به بازیکن محول می‌کند.

پس نتیجه می‌گیریم که آن‌ها هنوز جایی هستند که ما باید به دنبالشان باشیم. همین قدر بدانید که فرمن‌ها مهارت‌های بقایشان را به کار گرفته‌اند تا بهتر از همیشه پنهان شوند. غیبت فرمن‌ها برای من که عاشق این گروه فرهنگی در کتاب‌های دون بودم، کمی ناامیدکننده بود ولی باید اعتراف کنم که رمز ناپدید شدنشان همان موتور محرک کنجکاوی در ساعات اول بازی است.

شخصیت اصلی Dune: Awakening در حال کاوش در آراکیس

وقتی داستان نفسش بند می‌آید

ولی صادق باشم. بزرگ‌ترین مشکل روایی بازی Dune Awakening فاصله طولانی بین لحظات داستانی است. یعنی اگر فقط روی ماموریت اصلی تمرکز کنید و از قراردادها و اکتشاف صرف‌نظر کنید، حداقل ۴۰ ساعت طول می‌کشد تا به آخر داستان برسید. حالا تصور کنید بین این ۴۰ ساعت، ساعت‌ها مشغول جمع‌آوری منابع و ساختن دیوار و فرار از کرم‌های شن هستید. وقتی بالاخره کات‌سین بعدی پخش می‌شود، باید مکث کنید و به خودتان بگویید « آخرین بار داستان کجا رو روایت کرد؟»

داستان بازی Dune Awakening وقتی می‌درخشد که اجازه می‌دهد جهانش حرف بزند. سیچ‌های متروکه فرمن‌ها، نامه‌های به‌جامانده روی میزها، نقاشی‌های نیمه‌تمام دیواری و ردپای وحشت در گوشه‌گوشه پناهگاه‌های زیرزمینی بهتر از هر کات‌سینی داستان می‌گویند. تایم‌لاین جایگزین هم تصمیمی جسورانه بود که به بازی هویت مستقل بخشید و آن را از تکرار طوطی‌وار رمان‌ها نجات داد. تعامل با شخصیت‌هایی مثل دوک لتو که در روایت اصلی باید مرده باشد، لحظاتی به‌یادماندنی خلق می‌کند.

ولی این لحظات خوب لابه‌لای انبوهی از مأموریت‌های تکراری و ساعت‌ها گیم‌پلی سروایوال خالص دفن شده‌اند. قراردادهای پاسگاهی همان فیلرهای کلاسیک بازی‌های آنلاین هستند و هیچ ارزش روایی ندارند. فاصله بین کات‌سین‌ها آن‌قدر زیاد است که رشته داستان از ذهن بازیکن پاره می‌شود. بازی Dune Awakening داستانی قابل احترام دارد، ولی آن را مثل قطره‌چکان تزریق می‌کند و این روش برای بازیکنی که به خاطر روایت آمده، طاقت‌فرسا است.

نمایی از محیط و مناظر صحرایی بازی Dune: Awakening

آب حکم می‌کند، نه بازیکن

تا اینجا فهمیدیم آراکیس چه داستانی دارد و سازندگان چه رویایی برایش دیده‌اند. ولی وقتی دسته بازی را دست بگیرید و وارد بازی شوید، آراکیس حرف‌های دیگری برای گفتن دارد. حرف‌هایی که بعضی‌هایشان لذت‌بخش‌اند و بعضی‌هایشان آزاردهنده. بازی Dune Awakening ادعای بزرگی دارد. می‌خواهد مکانیزم‌های بقا را با عمق جهان آنلاین محور و چندنفره‌اش ترکیب کند و همه را زیر چتر انبوهی از محتوا جا دهد. ولی ادعا داشتن با عمل کردن فرق دارد و من قصد دارم این فاصله را صادقانه بررسی کنم.

بازی‌های سروایوال معمولاً شما را مجبور می‌کنند گرسنگی، تشنگی و خواب شخصیتتان را مدیریت کنید. بازی Dune Awakening تمام این‌ها را کنار گذاشته و فقط المان تشنگی باقی مانده که نسبت به سیاره و جهان بسیار خشک و گرم بازی کاملاً منطقی است. همین تمرکز روی مدیریت ذخیره آب بدون کاراکتر، هم نعمت است و هم لعنت. سیستم هیدراسیون بزرگ‌ترین گلوگاه بازی است و مخصوصاً در ساعات اول با شما سر ناسازگاری دارد.

زیر آفتاب که بمانید، آب بدنتان تبخیر می‌شود. بدوید، سریع‌تر تبخیر می‌شود. وسط صحرای باز بدون سایه گیر بیفتید و حس کنید زمین زیر پایتان می‌لرزد، آن‌وقت تازه معنای واقعی مدیریت منابع را می‌فهمید. این سیستم از نظر وفاداری به هسته اصلی مجموعه دون فوق‌العاده همخوان است. در جهانی که تف انداختن روی زمین بالاترین نشانه احترام است، طبیعی به نظر می‌رسد که آب، محور بقا باشد. ولی از نظر گیم‌پلی، مخصوصاً وقتی هنوز ابزار کافی ندارید، گاهی بیشتر از حد لازم آزار می‌بینید و اگر دور از جان سادیسم داشته باشید، از این آزار لذت خواهید برد.

من ساعت‌های اول بازی را مدام در حال جست‌وجوی سایه و منابع آب گذراندم. نه اکتشاف کردم، نه جنگیدم. فقط سعی کردم نمیرم. بعضی‌ها ممکن است بگویند «خب، اینجور بازی‌ها قرار است سخت باشد» و حق دارند. ولی خط باریکی بین سختی لذت‌بخش و سختی خسته‌کننده وجود دارد و بازی Dune Awakening گاهی از این خط رد می‌شود.

بازی Dune: Awakening برای PS5

لوت کردن که هسته اصلی گیم‌پلی است

در اکثر بازی‌های سروایوال، جمع‌آوری منابع یعنی مشت زدن به سنگ و درخت و غارت چند روستا و جیب NPCهای بدبخت. بازی Dune Awakening اینجا حرکتی متفاوت انجام داد. وسایل نقلیه نابود شده و نیمه‌ مدفون در شن، سنگ‌ها و سازه‌های فروریخته همه منبع هستند و ابزاری به نام Cutterray می‌سازید که با پرتو لیزری اشیا را اسکن و تجزیه می‌کند. تجزیه منابع هم خیلی جالب است. هر منبع خط برش عجیبی دارد و شما باید با لیزر کاترری این خط را برش داده تا لوت کنید. از همان ابتدا، جمع‌آوری منابع بخش بزرگی از وقت بازیکن را می‌گیرد، پس مهم است که حلقه گیم‌پلی‌اش رضایت‌بخش باشد و باید بگویم هست.

بعد از ده‌ها ساعت هنوز استفاده از کاترری برایم تازگی داشت. هنوز وقتی لاشه اورنیتاپتری نیمه‌سوخته را وسط تپه‌های شنی پیدا می‌کردم، ذوق می‌کردم. ولی بگذارید اینجا نکته‌ای بگویم. خود عمل جمع‌آوری لذت‌بخش است. ولی حجم جمع‌آوری مواد مورد نیاز برای پیشرفت، مخصوصاً در لول‌های بالاتر برای کرفت کردن، طاقت‌فرسا می‌شود. به مقدار زیادی اسپایس و مواد دیگر نیاز دارید تا تجهیزات و تأسیسات نهایی بازی را بسازید. خب، خیلی‌ها اینجا کم می‌آورند و خود من هم در جایی کل بازی را بستم و در خلوتم نشسته‌ام و به عمری که هدر دادم،‌ فکر کردم.

مبارزه و اکتشاف در دنیای آراکیس Dune: Awakening

اجازه بدهید کمی رک‌تر صحبت کنم. نمی‌شود بازی Dune Awakening را صرفاً شوتر سوم‌ شخص نامید، حتی اگر بخش زیادی از گیم‌پلی همین باشد. بازی ترکیب جالبی از توانایی‌های کلاس‌محور، مبارزات از راه دور، نزدیک و مدیریت منابع ارائه می‌دهد.

بعضی از دشمنان را می‌بینید که سپر هولتزمن به تن دارند. سپر هولتزمن هر حمله‌ای که داشته باشید را دفع می‌کند و به همین دلیل سلاح‌های سرد نزدیک برد در جهان دون احیا شده‌اند. این جمله معروفی در دون است که می‌گوید:«تیغه‌ها، آهسته از سپر عبور می‌کند» و حالا تبدیل به مکانیزمی قابل کنترل در بازی شده است. دشمنان سپردار را نمی‌توانید با ضربات سریع چاقو از پا دربیاورید. باید صبر کنید و با نگه داشتن دکمه R2 (یا RT)  ضربه آهسته بزنید. این حس واقعاً متمایز است و شما را مجبور می‌کند بین مبارزه دوربرد و نزدیک مدام جابه‌جا شوید.

ولی ورق بالاخره در جایی برمی‌گردد. سیستم مبارزات تن به تن از نزدیک انگار هنوز هم ناقص است. سیستم پری کردن تاخیر دارد و انیمیشن‌ها خشک هستند. دشمنان رفتار عجیبی در مبارزه نزدیک نشان می‌دهند و بعضی وقت‌ها وسط ضربه فریز می‌شوند یا یکباره از زاویه‌ای عجیب به شما هجوم می‌آورند.

این مژده را هم بدهم که چهار کلاس مبارزاتی در این بازی وجود دارد. تروپر و منتات در حوزه دوربرد عمل می‌کنند و سوردمن و بنه‌جسریت گزینه‌هایی برای نبردهای نزدیک هستند.  سپری کردن کلاس سیاره‌شناسی هم بیشتر روی جمع‌آوری مواد تمرکز دارد. سیستم کلاس انعطاف خوبی دارد و بازیکن در ابتدا با درختچه مهارت محدودی شروع به کنکاش و کاوش می‌کند، ولی بعد می‌تواند توانایی‌ها را با یکدیگر ترکیب کند.

تنوع ساخت‌و‌ساز پایگاه واقعاً نقطه قوت بازی Dune Awakening است و تا حد زیادی ضعف مبارزه پایه را پوشش می‌دهد. ولی خود مبارزه تن به تن در لحظه، هنوز جای کار دارد که امیدوارم این فیدبک من به گوش سازنده برسد.

پس از چندین ساعت تجربه بازی، مبارزه دوربرد را به نزدیک ترجیح دادم. نه به خاطر اینکه دوربرد بهتر طراحی شده، بلکه چون نزدیک آن‌قدر مشکل دارد که گاهی بازیکن را از جریان بازی خارج می‌کند. بازی Dune Awakening قدرتش را در جهانی پیدا می‌کند که از آن اقتباس شده و در عناصر عجیبی که هیچ‌ جای دیگر پیدا نمی‌شوند، حتی اگر ساعات اولیه و مبارزه نزدیک هنوز به کار بیشتری نیاز داشته باشند.

کشتی‌های فضایی غرق شده در آراکیس

ساختن وسط جهنم

اگر عاشق کرفت کردن و ساختمان‌سازی هستید، دلایل زیادی برای دوست داشتن بازی Dune Awakening پیدا خواهید کرد. در یک کلام بگویم که می‌توانید پایگاهتان را از سرپناهی ساده به قلعه‌ای کامل ارتقا دهید. پالایشگاه اسپایس، کارگاه‌های ساخت مواد از طریق پرینت لیزری سه‌بعدی، آشیانه اورنیتاپتر، دیوارهای دفاعی و… به اندازه کافی عمیق هست که مطمئنم همه بازیکنان را در خودش غرق خواهد کرد.

حوضه هاگا (یا همان Hagga Basin که در طول بازی گفته می‌شود) فضای امن اصلی بازی است و پایگاهتان اینجا ماندگار می‌ماند. ولی نکته مهمی وجود دارد. مکان‌یابی پایگاه اهمیت زیادی دارد. هرجایی که پایگاه اصلی‌تان را بسازید، مزایا و معایب خاص خودش را دارد. البته بعداً با توجه به ابزارهایی که می‌سازید و به دست می‌آورید، می‌توانید پایگاه خودتان را به هرجای دیگری که دوست دارید منتقل کنید؛ ولی حواستان باشد که در جایی باشید که طوفان شن کمترین آسیب را بتواند به آن وارد کند.

تنها وسیله نقلیه شما در طول گیم‌پلی، سند بایک است و تا پیش از رسیدن به مراحل ساخت آن، بازی Dune Awakening جور دیگری بود. سندبایک وسیله نقلیه سریع و هیجان‌انگیز است، ولی روی شن صدا تولید می‌کند. به طبع صدا روی آراکیس اثر میذارد و کرم شن را بیدار می‌کند و بیدار شدن او یعنی مرگ. کرم‌های شن صرفاً رویدادهای تصادفی نیستند که فکر کنید بعضی اوقات با آن‌ها روبه‌رو خواهید شد. آن‌ها واقعی‌اند، پویا هستند و حتماً کشنده خواهند بود. خیلی قبل از اینکه ببینیدشان صدایشان را می‌شنوید و اگر حرکت نکنید، بخشی از رژیم غذایی‌شان خواهید شد. نکته هشدارآمیز این است که اگر هرجای بازی بمیرید، می‌توانید با مراجعه مجدد به آن نقطه، وسایلتان را بازیابی کنید؛ اما اگر توسط کرم شن خورده شوید؛ هیچ کدام از لوت‌ها و وسایل خود را دیگر نخواهید داشت.

من قول می‌دهم که هیچ حسی در بازی Dune Awakening به اندازه بلعیده شدن توسط شای‌ هولود نیست. در بیش از ۵ ساعت ابتدایی تجربه‌ام، نزدیک بود دوبار بلعیده شود و هر دو لحظه برای همیشه در ذهنم حک شده‌اند. وقتی کرم گنده‌ای با دهان دایره‌ای به دنبال شماست و سرعت ماورایی دارد و سعی می‌کنید خودتان را به صخره برسانید تا او موفق نشود و دقیقاً ۱۰ قدم فاصله دارید تا خورده شوید، آدرنالین بدنتان به شدت بالا می‌رود. من برای شما چک لیستی دارم که بهتر است گوشه‌ای یادداشت کنید، چون حتماً به دردتان می‌خورد:

  • همیشه مواد ذخیره در پایگاه نگه دارید.
  • ریسپاون پوینت را در جاهای درست بگذارید، آن هم قبل از اینکه سفری را آغاز کنید.
  • هرگز تمام پولتان را با خودتان حمل نکنید.
  • وقتی روی شن هستید، مکث نکنید. حرکت کنید یا میمیرید.

قابلیت اورنیتاپتر بعدتر باز می‌شود و بازی را وارد فاز دیگری می‌کند. پرواز بالای آراکیس و دیدن وسعت بی‌انتهای سیاره از بالا واقعاً نفس‌گیر است. حمل مواد بیشتر با اورنیتاپتر باری زمان زیادی صرفه‌جویی می‌کند و اورنیتاپتر باری و سندکراولر وسایل نقلیه‌ای هستند که برای لحظات پایانی بازی در این صحرای عمیق ساخته شده‌اند.

نمایی از دنیای بازی Dune: Awakening

لوکیشن صحرای عمیق و پایان‌بندی بازی

بیایید درباره فیل داخل اتاق حرف بزنیم. صحرای بازی به اسم Deep Desert منطقه پایانی بازی Dune Awakening است. وقتی بازیکن اورنیتاپتر می‌سازد، به نقشه‌ای جدید به نام صحرای عمیق دسترسی پیدا می‌کند. نقشه هر هفته تغییر می‌کند و بهترین دستورالعمل‌های کرافت و ارزشمندترین منابع، از جمله بیشترین مقدار اسپایس، اینجا پیدا می‌شوند.

سیستم لندزراد (Landsraad) پایه محتوای اندگیم است و حول نبرد کنترل بین فرقه‌های رقیب یعنی هارکانن و آتریدیز می‌چرخد. هر هفته شبکه‌ای از وظایف تازه وارد بازی می‌شود و فرقه‌ای که زودتر خط بینگویی پنج‌تایی را کامل کند، برنده می‌شود و روی تنظیمات سرور رای می‌دهد. در تئوری، این سیستم سیاسی فوق‌العاده است و حس واقعی قدرت و رقابت دون را منتقل می‌کند. ولی در عمل، اگر جمعیت سرور کم باشد، تاثیرش محسوس نمی‌شود.

ولی مشکل اصلی اندگیم چیز دیگری است. در حالت تک‌نفره می‌توانید در صحرای عمیق پایگاه بسازید و هر هفته پاک نمی‌شود. طوفان کوریولیس هنوز می‌آید ولی ویرانگری‌اش کمتر است. در حالت چندنفره ولی، هر هفته همه چیز پاک می‌شود. بساز، فارم کن و وقتی طوفان شن می‌آید، از نو بساز. بعد از سه هفته تکرار این چرخه، خب همه چیز خسته کننده می‌شود.

حیف است که توانایی‌های کلاس که بازیکن ده‌ها ساعت با آنها تمرین و آزمایش کرده، در انتهای بازی تقریباً فراموش می‌شوند. وقتی بخش عمده پایان‌بندی حول پرواز و بمباران هوایی و حمل بار می‌چرخد، آن بیلد شمشیرزن سم‌محور که ساعت‌ها وقتش را گذاشتید، معنایش را از دست می‌دهد. بازی Dune Awakening حالت بقا و ساخت‌و‌ساز فریبنده با سیستم‌های ناقص، ولی جذاب ارائه می‌دهد. عجب پارادوکسی!

استفاده از سلاح‌ها و تجهیزات در مبارزات Dune: Awakening

نسخه پلی‌استیشن ۵ و تفاوت‌هایش

حالا برسیم به چیزی که بازیکنان کنسولی بیشتر از هر چیز می‌خواهند بدانند. تمام بازی Dune Awakening حالا به صورت تک‌نفره قابل تجربه است. داستان، جهان باز بازی، سیستم کرفتینگ، صحرای عمیق یا همان دیپ دیزرت، همه چیز.

نسخه کنسولی بیش از پانزده آپدیت بزرگ، چهار بسته محتوای دانلودی و بازطراحی گیم‌پلی در بخش پایانی را در خودش جا داده است. مدیرعامل استودیوی بازی‌سازی فانکام، رویی کاسایس (Rui Casais)، این نسخه را عملاً عرضه دوم بازی توصیف کرده است و من هم امیدوارم این بار شانس موفقیت این اثر بسیار بالاتر باشد.

نکته‌ای که نمی‌توانم از آن بگذرم. پیشرفت ماموریت‌ها همیشه بین اعضای گروه به اشتراک گذاشته نمی‌شود. مثلاً اگر باید آیتمی از تاسیسات تحقیقاتی بردارید، هر عضو باید جداگانه آن آیتم را جمع‌آوری کند. خب، این موضوع برای کسایی که در جهان باز بازی از یکدیگر دور هستند، قطعاً‌ اذیت کننده است و باید زمان زیادی را صرف کنیم تا همه هم تیمی‌ها در یک محل جمع شوند و تسک‌ها را دانه به دانه انجام دهند.

بازی Dune Awakening برای دل‌نازک‌ها ساخته نشده و قرار نیست بازیکنان خطی محور و آفلاین پلیر را دعوت به جهانش کند. شروعش کند است و مکانیزم‌هایش بی‌رحم‌اند. اگر بلندمدت فکر نکنید، عمیقاً سیستم هیولای بازی مجازاتتان می‌کند. از نظر من این بازی عمیق‌ترین تجربه در بین تمام بازی‌های سروایوال آنلاین است.

بالاخره اولین وسیله نقلیه‌ام را ساختم تا در کویر آراکیس ویراژ دهم.

محصول از شما می‌خواهد در جهان دون زندگی کنید، نه اینکه همه چیز را به پایان برسانید. بازی Dune Awakening قطعاً تجربه‌ای دوست‌داشتنی و کمی آزاردهنده است که بهترین نتیجه را زمانی می‌دهد که با سبک خودتان بازی کنید. آرام آرام منابع را بتراشید، پایگاه بسازید و گسترش بدهید، ریسپاون پوینت بگذارید، آیتم‌ها را ذخیره کنید و به دل صحرای خطرناک بزنید. اگر عجله کنید، تجربه‌تان قطعاً ناامیدکننده خواهد بود. ولی اگر وقت بگذارید، قول می‌دهم یکی از جالب‌ترین تجربه‌هایتان می‌شود.

من بعد از ساعت‌ها بازی کردن هنوز نمی‌توانم تصمیم بگیرم بازی Dune Awakening را دوست دارم یا ازش متنفرم.  شاید همین بهترین توصیف ممکن باشد. تعامل بین خاندان‌ها، جنگ ترورها و ترس از تعقیب شدن توسط کرم شن و فرار در آخرین لحظه، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی است. با وجود ایرادها، مدام برمی‌گشتم و با اینکه بعضی وظایف تکراری و خسته‌کننده بودند، جهانش آن‌قدر باشکوه ساخته شده که اهمیتی نمی‌دادم

بازی Dune Awakening در بهترین لحظاتش چیزی ارائه می‌دهد که کمتر بازی هم سبک‌اش می‌تواند به من بدهد. حس واقعی مکان‌ها، دیدن اهداف و لمس کردن خطر. ولی خب، در بدترین لحظاتش، بازی سروایوال تکراری است که در قالب دون قرار گرفته است.

مواجهه با کرم‌های شنی در Dune: Awakening

از داستان و گیم‌پلی که بگذریم، چشمانتان اولین عضوی است که آراکیس را قضاوت می‌کند و آراکیس حرف‌های زیادی برای چشم‌ها دارد. بازی Dune Awakening از موتور آنریل انجین ۵ با فناوری‌های نانایت (Nanite) و لومن (Lumen) استفاده می‌کند. تپه‌های شنی دائماً توسط باد شکل‌دهی مجدد می‌شوند و این جزئیات وقتی از فراز اورنیتاپتر نگاه می‌کنید بیشتر به چشم می‌آید.

سبک بصری بازی تلاش می‌کند در کنار مقایس سیاره‌ای که در آن می‌زیستیم، طبیعت بیگانه و خصمانه‌اش را به ما نشان دهد. آراکیسیه ای ماورایی و جادویی است که در کنار ابهت و عظمتش، تهاجمی، خطرناک و بی‌تفاوت به بقای انسان است. آراکیس شاید بیابان باشد، ولی به هیچ وجه خالی نیست. هر طرف که نگاه کنید نقاط جذابی وجود دارد.

صخره‌های عظیم در افق دیدتان خودنمایی می‌کنند و بازیکنان برای اکتشاف یکباره نقشه با استفاده از قابلیت Probe Luncher به آن‌ها نیاز دارند. هرچه به صخره‌های بالاتر صعود کنید (که خیلی شبیه به مکانیزم پارکور سری بازی اساسینز کرید است)، کیلومترهای دورتری با این قابلیت می‌توانید به یکباره اکتشاف کنید.

نکته جالب در خصوص گرافیک بازی این است که جزئیات در آن موج می‌زند. من وقتی برای اولین بار از غاری تاریک بیرون آمدم و آفتاب صبح مستقیم توی صورتم خورد، واقعاً چشمانم درد گرفت. نه چشمان شخصیت بازی، چشمان خودم. سیستم لومن در نمایش تضاد شدید بین آفتاب سوزان آراکیس و تاریکی غارها و ایستگاه‌های آزمایشی امپراتوری موفق عمل می‌کند. اگر شب وارد مکانی شوید و بعد از طلوع آفتاب بیرون بیایید، نور خیره‌کننده خورشید که از شن بازتاب می‌شود مثل فلش‌بنگ عمل می‌کند.

کرم شنی عظیم در صحرای آراکیس

دون روی کنسول چه عملکردی از خودش به جا گذاشت؟

اصولاً برای تجربه این آثاری که «اینترنت لازم» هستند، افت کیفیت، بارگذاری تکسچرها و مشکلات فنی ناشی از سرعت اینترنتی است که بازیکن دارد. در طول تجربه‌ام با اینترنت کنونی، وضعیت به صورت کامل پایدار بود. هنگامی که در حال کاوش و پیدا کردن منطقه‌ای بودم، فریم ریت بازی به صورت ثابت باقی ماند و از آنجایی که با جهان باز بدون ترافیک (یعنی تجمع انسان‌ها، حیوانات و…) روبه‌رو هستیم، بنابراین پردازش محیط به صورت روان انجام می‌شود. هرچند که در هنگام ورود به مناطقی مثل کشتی فضایی غرق شده (که نمونه‌ای از عکس آن را داخل مقاله گذاشته‌ام)، برای لحظاتی با افت فریم قابل توجه‌ای روبه‌رو شدم و سپس همه چیز به حالت عادی بازگشت که احساس می‌کنم این اتفاق، به خاطر لو کردن حجم بالای آیتم‌ها در محیط بسته‌ای بود که جزئیات زیادی هم داشت.

نسخه پی‌سی بازی Dune Awakening در زمان عرضه مشکلات عملکردی جدی داشت. بازیکنان از فریم‌ریت پایین بین ۲۵ تا ۴۰ و استاتر شدید گزارش می‌دادند و مشکل بیشتر داخل غارها و بخش‌های شمالی نقشه نمایان بود. استاترها بیشتر هنگام جابه‌جایی بین مناطق رخ می‌دادند و به نظر می‌رسید مشکل مدیریت حافظه رم و V-Ram باشد. با این حال، من مشکل خاص گرافیکی در طول تجربه‌ام ندیده‌ام؛ هرچند انتظار واقع‌گرایی بیشتری داشتم و در نهایت با حجم ۳۷ گیگابایت، سورپرایز شدم.

صدایی که در دل بیابان شنیدم

اولین و مهم‌ترین نکته‌ای که توی ذوق من خورد، این است که در طی ساخت کاراکتر، تناژ صدای مختلفی طراحی شده که می‌توانید از بین هر کدام یکی را متناسب با کاراکتر خود انتخاب کنید. البته میزان تناژ صدا رو نمی‌توانید بشنوید. چرا؟ چون شخصیتتان هیچ دیالوگی ندارد! یعنی فقط می‌گوید «هوم»!

من اولین باری که صدای کرم شن را از زیر شن‌ها شنیدم، دسته بازی را محکم‌تر فشار دادم. قبل از اینکه چیزی ببینم، صدایش را شنیدم و همان لحظه فهمیدم چرا تیم صداگذاری این‌قدر وسواس به خرج داده است. کرم‌های شن احتمالاً شناخته‌شده‌ترین عنصر جهان دون هستند. نماد الهی آراکیس، نیروی طبیعت و تعادل. آن‌ها هیولاهای معمولی نیستند. سازنده هم قطعاً نمی‌خواست از غرش کلیشه‌ای دایناسور با جیغ خوک وسطش استفاده کند. دمشان گرم؛ من که از لحظاتی که از زیر زمین این کرم‌ها بیرون می‌آیند و صدای کوبنده‌ای می‌دهند، بسیار لذت برده‌ام! با این حال، صدا نداشتن شخصیت در صورتیکه تناژ مختلفی برایش در نظر گرفته‌اند؛ حسابی حالم را گرفت.

حرکت با Ornithopter بر فراز آراکیس

موسیقی که هانس زیمر نساخت، ولی به همان اندازه موثر بود

موسیقی نقش حیاتی در بازآفرینی اتمسفر آراکیس دارد و تجربه انسانی زندگی روی سیاره را القا می‌کند. آهنگساز بازی، کنوت آونستروپ هاوگن (Knut Avenstroup Haugen)، موسیقی متن را به صورت زنده در ایر استودیوز (Air Studios) لندن با ارکستر مجلسی لندن ضبط کرده است. هاوگن برای بازی Dune Awakening ترکیبی از موسیقی الکترونیک و ارکستر کلاسیک انتخاب کرده است.

موسیقی ارکسترال فضایی باشکوه به بازی بخشیده، مخصوصاً وقتی با اشراف امپراتوری یا خاندان‌های بزرگ ملاقات می‌کنید. طراحی صدا با موسیقی که این بازی دارد، پراکنده و بسیار تأثیرگذار است. اغراق نکرده‌ام اگر بگوییم که نزدیک به نیم ساعت (و البته مدیریت درست منابع) در بلندی صخره‌ای ایستادم، قطعه‌ موزیکی از این بازی به نام Children Of The Tube را گوش داده‌ام تا رعشه به عرشه‌ام بیافتد.

بازی Dune Awakening از لرزش هپتیکی و تریگرهای تطبیقی دسته دوال‌سنس پشتیبانی می‌کند. می‌توانید بازی را بدون لرزش کنترلر و بدون مقاومت تریگرهای تطبیقی هم تجربه کنید، ولی توصیه‌ام این است که حتماً هر دو قابلیت را فعال نگه دارید.

سخن پایانی

Dune: Awakening تا حد زیادی مانند خود آراکیس عمل می‌کند؛ بی‌رحم، زیبا و همیشه در حال به چالش کشیدن بازیکن. Funcom جهانی را خلق کرده که زندگی کردن در آن دشوار است، اما ترک کردنش دشوارتر. انتخاب یک خط زمانی متفاوت برای روایت داستان، تصمیمی جسورانه بود که به بازی هویتی مستقل بخشیده و سیستم بقا نیز به‌خوبی با قواعد و فضای جهان Dune هماهنگ شده است.

با این حال، Dune: Awakening پس از گذشت یک سال و دریافت آپدیت‌های متعدد، همچنان ضعف‌هایی دارد که نمی‌توان به‌سادگی از کنارشان گذشت. سیستم مبارزات نزدیک هنوز جای پیشرفت دارد و فاصله میان برخی بخش‌های داستانی نیز به اندازه‌ای زیاد است که گاهی پیوستگی روایت از دست می‌رود. بخش پایانی بازی که در Deep Desert جریان دارد، اگرچه در ابتدا با رویدادهای متنوع خود جذاب است، اما پس از مدتی می‌تواند حالتی تکراری پیدا کند.

ساخت پناهگاه‌های متعدد نیز به مرور از جذابیت اولیه فاصله می‌گیرد و به یکی از بخش‌های خسته‌کننده تجربه تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، بی‌صدا بودن شخصیت اصلی در بازی‌ای با چنین جهان‌سازی گسترده‌ای، تصمیمی بحث‌برانگیز است و گاهی فاصله میان بازیکن و شخصیت اصلی را بیشتر می‌کند.

نسخه PS5 بازی توسط شرکت Bandai Namco برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار گرفته است.

نقد و بررسی بازی Dune Awakening

نسخه پلی‌استیشن ۵ را می‌توان یکی از بهترین راه‌ها برای ورود به جهان Dune: Awakening دانست. بیش از ۱۵ آپدیت بزرگ، اضافه شدن تجربه کامل تک‌نفره و بازطراحی رابط کاربری برای کنسول، باعث شده‌اند نسخه PS5 تجربه‌ای روان‌تر و دسترس‌پذیرتر ارائه دهد. این اثر یک شاهکار بی‌نقص نیست، اما ترکیب جهان Dune با عناصر بقا، اکتشاف و ساخت‌وساز، تجربه‌ای را شکل داده که به‌سادگی نمی‌توان جایگزین مستقیمی برای آن پیدا کرد. Dune: Awakening می‌تواند همچنان گزینه‌ای مناسب برای کسانی باشد که به دنبال یک ماجراجویی طولانی در جهانی وسیع و متفاوت هستند

نقد و بررسی

Dune Awakening

8 امتیاز

Dune: Awakening با ترکیب جهان غنی Dune، سیستم بقای جذاب و آزادی عمل در اکتشاف و ساخت‌وساز، یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های سبک Survival را ارائه می‌دهد. خط زمانی متفاوت داستان نیز هویت مستقلی به بازی بخشیده و پشتیبانی مستمر Funcom و به‌روزرسانی‌های متعدد، تجربه بازی را نسبت به زمان عرضه کامل‌تر کرده‌اند. با این حال، مبارزات نزدیک هنوز جای پیشرفت دارند، فاصله میان بخش‌های داستانی گاهی به روایت آسیب می‌زند و بخش پایانی بازی و ساخت‌وساز پس از مدتی می‌توانند تکراری شوند. با وجود این مشکلات، Dune: Awakening همچنان تجربه‌ای منحصربه‌فرد است که طرفداران دنیای Dune و بازی‌های بقا می‌توانند ساعت‌ها از آن لذت ببرند.

مثبت

  • داستان جایگزین جسورانه که به بازی هویت مستقل نسبت به رمان‌ها و فیلم‌ها بخشیده
  • سیستم جالب جمع‌آوری منابع که حتی بعد از ده‌ها ساعت تازگی دارد
  • موسیقی متن هاوگن و طراحی صدای کرم‌های شن که بسیار عالی از آب درآمده است
  • نسخه پلی‌استیشن ۵ کامل‌ترین تجربه این بازی است

منفی

  • سیستم مبارزه از نزدیک ناقص است
  • بین روایت‌های اصلی داستانی فاصله زیادی وجود دارد
  • مپ صحرای عمیق بعد از مدت زمانی تکرار می‌شود
  • شخصیت اصلی با وجود تناژهای صوتی مختلف در ساخت کاراکتر هیچ دیالوگی ندارد

تفکیک نقد و بررسی

  • Dune Awakening 0
برچسب ها: بازی آنلاینDune Awakening
پست قبلی

نقد و بررسی BioEden؛ ایده‌ای جذاب، اجرایی نه‌چندان کامل

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره ما
  • همکاری با ما
  • مقالات بازی
  • معرفی کتاب
  • بازی های موبایل

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟ ثبت نام

ایجاد حساب جدید!

برای ثبت نام فرم های زیر را پر کنید

همه فیلدها الزامی است. ورود به سیستم

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • اخبار بازی
    • راهنمای تروفی و اچیومنت
    • نمرات بازی ها
  • نقد و بررسی بازی ها
  • مقالات بازی
    • راهنمای بازی
    • پیش نمایش
    • بازی های موبایل
    • بیوگرافی
    • تاریخچه بازی‌ ها
    • داستان بازی
    • سیستم پیشنهادی
    • معرفی کتاب
    • نیم نگاه
  • ویدیو
    • بازی برتر
    • بررسی فنی
    • تریلر بازی ها
    • روزی روزگاری
    • گیم فکت
    • نقد ویدیویی