در میان طیف گستردهی آثار ژانر وحشت، یافتن بهترین بازی کوآپ برای آن دسته از بازیکنانی که بهدنبال تجربهای مشترک و هیجانانگیز هستند، ضرورتی انکارناپذیر بهنظر میرسد. بازی The Outlast Trials با بهرهگیری از فضاسازی دلهرهآور، روایت غیرخطی و طراحی مراحل مبتنی بر همکاری، در مسیر تبدیلشدن به بهترین بازی ترسناک دو نفره گام بلندی برداشته است. در این نوشتار، به این پرسش خواهیم پرداخت که آیا این عنوان شایستگی آن را دارد که بهعنوان یکی از برترین بازیهای ترسناک شناخته شود یا خیر، و چه عواملی آن را از دیگر آثار مشابه متمایز میسازد؛ زمانی که «داوطلب بودن»، معنایی جز کابوس نمییابد.
اوتلست ترایالز (Outlast Trials) تازهترین تجربهی استودیوی رد برلز (Red Barrels)، تنها یک بازی ترسناک دیگر نیست، بلکه سفری به عمیقترین و تاریکترین لایههای روحی انسان است؛ سفری که در آن مرز میان عقل و جنون، به نازکی صدای نفسهای بریدهی در حال فرار شما در راهروهای متروک و سرشار از وحشت این مرکز آزمایشی میشود. این بازی ترسناک کوآپ بیشتر از اینکه دربارهی فرار و پنهانکاری باشد، دربارهی سقوط تدریجی روح آدمیت و آزمونهایی است که انسانیت را زیر سؤال میبرد.
برای بسیاری از ما، ترس در بازیهای دلهره آور وسیلهای برای ایجاد هیجان لحظهای یا همان آدرنالین است؛ شکستن ناگهانی لامپ، نفس سنگین دشمنان تشنه به خون، فریادی دوردست، یا تعقیبی تمامنشدنی. اما برای سازندگان Outlast Trials، ترس مفهومی بسیار عمیقتر دارد؛ مفهومی که لایهبهلایهی مغز شما را مثل کشیدن ناخن روی تخته سیاه میخراشد و حقیقت وجودتان را در برابر تاریکی برهنه میکند. فقط کافی است که چند دقیقه در این سالنهای آغشته به خون قدم بزنید تا درک کنید که غرق شدن در وحشت به چه معناست.
همانطور که امروز با شنیدن نامهایی چون هیچکاک، کوبریک یا کوجیما، امضا و سبک منحصربهفردشان به ذهن میآید، از این پس نیز با شنیدن صدای پای شتابزدهای در تاریکی یا شنیدن فریاد شکنجهگران در انتهای راهروها، بیاختیار به یاد رد برلز و اوتلست خواهید افتاد. یا شاید، مثل من که پس از پایان یکی از آزمایشها تنها تونستم به صفحهی خاموش لپتاپم خیره بشم، شما هم روزها و شبها پس از تموم کردن بازی، به صداها، تصاویر و لحظاتی فکر کنید که در عمق وجودتان رسوخ کردهاند… و دیگر هرگز با تاریکی پیشین روبهرو نخواهید شد.
آغاز سقوط: قصهای در مرز عقل و تاریکی
داستان بازی The Outlast Trials شما را به دل دورهای تیره از تاریخ میبرد؛ زمان جنگ سرد، دوره جنگ شرق بر علیه غرب، زمانی که سایهی بیاعتمادی، آزمایشهای پنهانی و پروژههای مخفی تمام جهان را با سایه خود پوشانده بود. در این داستان، شما نقش داوطلبی را دارید که به امید فرصتی تازه وارد یک آزمایش بالینی مرموز میشود. اما خیلی زود متوجه میشوید که این آزمایشها هیچ شباهتی به درمان ندارند و در حقیقت بخشی از برنامههای مخوف شرکت مورکاف (Murkoff Corporation) برای ساختن انسانهایی شکسته، اما مطیع هستند. شما و چندین نفر دیگر با ماسک بر چهره، به درون مرکز آزمایشها برده میشوید؛ جایی که بیش از آنکه به یک کلینیک شباهت داشته باشد، به یک کشتارگاه میماند.
در همان ابتدا، صداهایی از ترس و وحشت اطرافتان میشنوید. یکی از افراد فریاد میزند: من نباید اینجا باشم؛ اما صدای او با ضربات باتوم نگهبانان خاموش میشود و جملهی سرد و تهدیدآمیزشان در گوشتان میپیچد: همهی شما سزاوار اینجا بودن هستید. اینجاست که بدن و ذهن شما می لرزد؛ آیا واقعا مرتکب گناهی نابخشودنی شدهاید یا مورکاف تنها میخواهد با واقعیت ذهنیتان بازی کند؟
داستان بازی وقتی تاریکتر میشود است که روی صندلی چرخدار بسته شده و از راهروهایی مملو از اجساد تکهتکه و بدنهای مثلهشده عبور داده میشوید؛ فضایی کابوسگونه و وحشت آمیز که ما را به یاد وحشت کابوس وار اویل ویتین میاندازد پزشکی با لبخندی سرد و نگاه نافذ به شما نزدیک میشود و میگوید: ما همه چیز را دربارهات میدانیم. او به ظاهر از شما میخواهد که شرایط آزمایش را بپذیرید یا رد کنید، اما چون سر و دست و گردن شما بسته شده است هیچ انتخابی ندارید؛ سرانجام، یک دستیار پزشک سر شما را تکان می دهد. سپس متههایی آهنی، لنزهای آزمایشی را مستقیم در چشمانتان فرو میکنند… و صحنه در تاریکی فرو میرود.

زمانی که به هوش میآیید، خود را در مرحله آموزشی (Tutorial) مییابید؛ مرحلهای که بیشتر قصد کشتن شما را دارد تا آموزشی ایمن. در میان اجساد فراوان پیش میروید و در نهایت صدایی در گوشتان میپیچد: گذشتهات را پاک کن. اینجا دیگر بحث تنها زنده ماندن نیست؛ باید هویتتان را ویران کنید، چه زندگی عمومی و چه خصوصی. صدای پشت بلندگوها بیرحمانه فرمان میدهد: نابودش کن… و آزاد شو. هرچه بیشتر در این مسیر پیش میروید، حقیقت واضح تر میشود: این آزمایشها برای نابود کردن جسم و روح شما طراحی شدهاند. اگر دوام بیاورید، شاید دوباره متولد شوید… و اگر نه، تنها به یکی از اجساد قربانیان آزمایشهای مورکاف تبدیل خواهید شد.
بازی در زمان نوشتن این نقد دارای ۹ مرحله اصلی یا (Core Therapy) است که هر کدام به ۶ بخش تقسیم شده اند. هر تراپی باسهای مخصوص و محیط مخصوص خود را دارد و تیم اوت لست کار را همینجا رها نمیکند و بازی آپدیتهای خود را به روش فصلی دریافت میکند و برنامهریزیهایی برای ارائه محتوای بیشتر نیز انجام گرفته است.
با اینکه اوت لست ترایالز فضایی تاریک، روایت محیطی جذاب و لحظات روایی پراکندهای ارائه میدهد، اما نباید انتظار داستانی عمیق و پیچیده مانند قسمتهای اول یا دوم این سری بازی ترسناک را از آن داشت. این بازی در حقیقت پریکویل (Prequel) مجموعهی اوت لست محسوب میشود و بیشتر بهعنوان یک تجربه چندنفره در ژانر وحشت و تعاملی طراحی شده است تا یک روایت سنگین و پر جزئیات. به همین دلیل، ساختار داستانی آن سادهتر بوده و بیش از آنکه حول محور شخصیتپردازی یا روایت خطی بگردد، تمرکزش را بر روی به خلق اتمسفر، حس بقا و آزمونهای روانی تکیه کرده است.
بهطور کلی، The Outlast Trials را باید یک اسپینآف دانست؛ اثری که بیش از آنکه در پی روایت داستانی پیچیده و چندلایه باشد، با هدف آزمایش ظرفیتهای گیمپلی و سنجش واکنش مخاطبان نسبت به یک بازی ترسناک داستانمحور دو نفره طراحی شده است. برخلاف بسیاری از بازیهای ترسناک که صرفاً بر ترس لحظهای تکیه دارند، این عنوان تلاش کرده تا حدی به ساختار روایی نیز پایبند باشد. با این حال، بهتر است انتظارات خود را از نظر داستانگویی تعدیل کرده و تمرکز اصلی را بر لحظات هیجانی و تجربهی مشترک با دوستان قرار دهید.
بقا، وحشت و آزمونِ زندگی

بازیکنان پس از گذراندن (Tutorial)، در اتاق خواب خود بیدار میشوند. این اتاق از نظر شخصیسازی امکانات فراوانی دارد و تقریباً تمام دیوارها و قفسهها را میتوان با مجسمههای تزئینی یا پوسترهای مختلف زیبا کرد. برخی از این آیتمها کمیابتر هستند و برای بهدست آوردن آنها باید چالشهای ویژهای را انجام دهید. در کنار وسایل شخصی بازیکن، یک رادیوی قابل استفاده قرار دارد که اطلاعاتی مانند سوابق بازیکن، اشیای جمعآوریشده، سرنخهای مربوط به داستان بازی و موارد مشابه را نمایش میدهد. پس از کمی وقتگذرانی در اتاق، بازیکنان میتوانند به هاب اصلی بازی بروند که شامل دو بخش اصلی است.
در بخش اول، بازیکنان میتوانند داستان مورد نظر خود را انتخاب کرده و مراحل آن را آغاز کنند یا چالشهای مختلف بازی را مشاهده کنند. پس از انتخاب مرحله و تعیین درجهی سختی دلخواه، بازیکنان وارد کپسول شده و داستان را آغاز میکنند.
بخش دوم، فروشگاهها یا (Shop) بازی است. بازی دارای دو فروشگاه مجزا است. فروشگاه اول که با عنوان داروخانه (Pharmacy) شناخته میشود، شامل سیستم پرک(Perk) یا همان قابلیتهای بازیکن است. بازیکنان با پرداخت واحد پولی موردنیاز میتوانند این قابلیتها را فعال کنند. این سیستم شامل تواناییهایی مانند سر خوردن (Slide)، افزایش سرعت دویدن یا کاهش سرعت خستگی میشود و دارای ۳ دسته است.
فروشگاه دوم که گاراژ سوخت بینگو (Bingo Fuel Garage) نام دارد، برای ابزارهایی است که میتوانند روند حرکت دشمنان را مختل کنند یا شرایط را برای بازیکن آسانتر سازند. برای مثال، میتوان از قابلیتی مانند مسدود کردن درها برای محدود کردن مسیر دشمنان استفاده کرد یا از وسیلهای شبیه جمر (Jammer) بهره برد که کارکردی مشابه توانایی میوت(Mute) در بازی رینبو سیکس سیج (Rainbow Six Siege) دارد. با هر ارتقای سطح (Level Up)، بازیکنان واحد پولی لازم برای خرید این قابلیتها را بهدست میآورند.
بازی همچنین دارای سیستم آمپس (Amps) میباشد. قابلیتی که نقش همان ارتقاها یا تواناییهای ویژه را حین بازی اجرا میکند. این سیستم در حقیقت قابلیتهایی هستند که بازیکن میتواند قبل از شروع هر مرحله یا در طول پیشروی، آنها را فعال کند تا شانس زندهماندنش افزایش یابد. به عنوان مثال، بازیکنان میتوانند قابلیتی را بخرند که باعث میشود آیتمهای پرتاب شده مثل بطری شیشهای یا آجر صدای بیشتر تولید کرده که باعث حواسپرتی دشمنان میشود.
برخلاف بسیاری از بازیهای اکشن که ارتقاها صرفاً به قدرت حمله یا مقاومت بیشتر ختم میشوند، آمپس در اینجا بیشتر برای افزایش شانس زنده ماندن یا فریب دادن دشمنان تمرکز دارد. خوشبختانه سازندگان اوت لست فکر جلوگیری از سواستفاده این را در نظر گرفتهاند و پلیرها تنها می توانند یک قابلیت را فعال کنند. آمپس به ۳ دسته ابزار (Tool)، مهارت (Skills) و دارو (Medicine) تقسیم شدهاند و برای استفاده از هر کدام، پلیرها باید به لول مورد نظر رسیده و قابلیت ها را خریداری کنند.

انعطاف در سختی؛ تجربهای برای همهٔ بازیکنان
اوت لست ترایالز برای اینکه تجربهی بازی را با سبک بازی و مهارت هر بازیکن هماهنگ کند، چندین درجه سختی متفاوت ارائه میدهد. سه حالت اصلی شامل استاندارد (Standard)، سخت (Intensive) و خیلی سخت (Psychosurgery) هستند که هرکدام میزان آسیبپذیری شما، سرعت و تهاجم دشمنان، و دشواری پازلها را تغییر میدهند.
نکتهای که این بازی را از بسیاری از بازیهای شبیه Outlast متمایز میکند، وجود حالتی به نام آشنایی (Introductory) است. این حالت برای بازیکنانی طراحی شده که میخواهند ابتدا با چیدمان نقشهها، انواع دشمنان حاضر در مرحله و ساختار پازلها آشنا شوند. در حالت آشنایی، فشار بازی بسیار کمتر است و شما میتوانید بدون استرس بیش از حد، محیط را کشف کنید، الگوهای رفتاری دشمنان را یاد بگیرید و مکان آیتمها را به خاطر بسپارید.
این طراحی هوشمندانه باعث میشود حتی بازیکنانی که تازه وارد دنیای اوت لست شدهاند، بتوانند بدون حس شکست مداوم، به تدریج با مکانیکهای بازی ارتباط برقرار کنند و اعتمادبهنفس لازم را برای ورود به درجات سختتر پیدا کنند. از طرف دیگر، بازیکنان حرفهایتر میتوانند مستقیماً سراغ درجات سختتر بروند و چالشی بیرحمانه را تجربه کنند. به این ترتیب، سیستم درجه سختی بازی به خوبی نیاز طیفهای مختلف بازیکنان را پوشش میدهد و تجربه بازی The Outlast Trials را منعطف و قابل شخصیسازی میکند.

اما بازیکنانی که عموما به دنبال چالشهای بیشتر و درجه سختی بیشتری در بازیهای ترسناک اول شخص هستند ناامید نخواهند شد. اوت لست به شما این آپشن را میدهد که مراحل را با درجه اولترا (ULTRA) و یا اولترا ۲ (ULTRA II) بازی کنید. در این مودها، بازیکن از جای آیتم ها مورد نیازی هیچ خبری ندارد، تلهها بسیار کشندهتر از قبل هستند و به طور خلاصه، یک لحظه حواسپرتی یا اشتباه میتواند تمام زحماتتان را هدر دهد. اما هنوز ماجرای سختی تمام نشده است، چونکه مکانیکی به نام متغیرها (Variators) میتواند کاملا تجربه کواپ بازی Outlast را تغییر دهد. به عنوان مثال، متغیرها می توانند تمام عوامل رابط کاربری(User Interface) بازی یا یک تعدادی از آیتمها را حذف کنند. نمونهای دیگر از متغیرها میتوانند شانس رویارویی با بیشتری با دشمنان را داشته باشد. این عناصر تکرار نمیشوند و هر دفعه تغییر میکنند.
پازلهای چندمرحلهای و وحشتِ پشت هر در
گیم پلی بازی اوتلست ترایالز تنها به دویدن و مخفی شدن ختم نمیشود؛ بسیاری از مراحل بر پایهی پازلهایی طراحی شدهاند که هم به دقت و هم به اعصاب آرام نیاز دارند. این پازلها گاهی چندمرحلهای هستند و شما باید در دل محیطی پر از تهدید، قطعات مختلفی مانند کلیدها، فیوزها یا ابزارهای مکانیکی را پیدا کنید، جابهجا کنید و در جای مناسب قرار دهید. هر اشتباه یا اتلاف وقت، میتواند به قیمت جانتان تمام شود.

لحظات ترسناک بازی نیز هوشمندانه طراحی شدهاند. برای مثال، بارها پیش میآید که در اوج سکوت و دلهره، در زنگزدهای را باز میکنید و ناگهان یکی از دشمنان از پشت آن بهسمت شما میپرد یا ممکن است در حال فرار باشید و فکر مخفی شدن در کمد یا زیر تخت کنید، اما به محض انجام این کار،دشمنی شما دست شما را میگیرد و زهر تزریق میکند. این لحظات بههیچوجه قابل پیشبینی نیستند و باعث میشوند همیشه با اضطراب حرکت کنید و پشت هر در، منتظر یک فاجعهی تازه باشید. در کنار این موارد، پلیر باید به محیط اطراف توجه داشته باشد. بعضی مواقع، تلهای می تواند به محض باز شدن در فعال شود و شما را زخمی کند یا شما را دچار پارانویا (Paranoia) کند.
از سوی دیگر، روایت بازی فقط با کات سین مشخص نمیشود و همیشه رازهایی وجود دارد که با گشت و گذار و دقت برملا میشوند؛ قربانیان و دیگر افرادی که در این جهنم گرفتار شدهاند، خود بخشی از داستان را برای شما تعریف میکنند. گاهی یک جملهی بریدهبریده، گاهی گریههای ناامیدانه و گاهی اعترافهای کوتاه اما تکاندهندهای که هنگام فرار از دست دشمنان یا در گوشهای تاریک میشنوید، لایههای تازهای به داستان اضافه میکنند. این روایت محیطی، همراه با یادداشتها، دیوارنوشتهها و صحنههای دلخراش، باعث میشود حس کنید در حال قدم گذاشتن در میان یک پروندهی زنده و مخوف هستید. این بازی ترسناک اول شخص همانند سری بازیهای هلفلایف (Half-Life) اثر استودیو ولو (VALVE) تا حدودی بر داستانسرایی محیطی متکی است.
گیمپلی بازی دقیقاً در مرز یک بازی ترسناک چند نفره کلاسیک و طراحی روانشناختی قرار دارد. تمام این عناصر—از پازلهای چندبخشی گرفته تا لحظات جهشی ترسناک و روایتهای پراکندهی قربانیان—دست به دست هم میدهند تا تجربه بازی The Outlast Trials چیزی فراتر از یک بازی ترسناک باشد؛ تجربهای استرسزا، چالشبرانگیز و فراموشنشدنی که ترس گروهی در آن حرف اول را میزند.
مبارزهی مستقیم ممنوع؛ بقا با فریب و حواسپرتی
در اوت لست ترایالز بازیکن به هیچ وجه شبیه یک مبارز تا دندان مسلح مثل رامبو نیست؛ اینجا مثل نسخههای پیشین یا بازیهای ترسناک مشابه Outlast خبری از اسلحهی پرقدرت یا حملات مرگبار نیست. بازی عمدا امکان مبارزهی مستقیم با دشمنان را از شما میگیرد تا حس ناتوانی و اضطراب را به اوج برساند. از نگاه داستانی، شما تنها یک موش آزمایشگاهی بیدفاع هستید که باید با تکیه بر محیط و ابزارهای محدودی که در اختیار دارید، زنده بمانید و اگر هم کشته شوید، هیچ اتفاق خاص یا معجزه ای نمیافتد، زیرا شما تنها موش این کلینیک نیستید.
با این حال، بازی شما را کاملا بیدفاع رها نمیکند. میتوانید از قابلیتها و ابزارهایی استفاده کنید که روند دشمنان را مختل کرده یا برای چند ثانیه فرصت فرار به شما بدهند. برای نمونه، پرتاب یک بطری شیشهای میتواند صدایی ایجاد کند تا دشمن به سمت آن منحرف شود و مسیر اصلی شما باز شود یا با پرتاب کردن آجر به سر دشمنان می توانید آنها را گیج کنید تا فرصت فرار برای خود یا دوستانتان بخرید یا با فعال کردن برخی وسایل مکانیکی میتوانید مسیر دشمن را مسدود کرده و چند لحظهای نفس بکشید.
این گونه از طراحی مرحله باعث میشود هر مواجهه با دشمن به یک معما تبدیل شود: چطور بدون درگیر شدن و جلوگیری از هدر رفتن منابع مهم ، او را دور بزنم؟ چطور از محیط به نفع خودم استفاده کنم؟ این حس دائمی ضعف و نیاز به خلاقیت، تجربهی اوتلست ترایالز را از بسیاری از بازیهای ترسناک متمایز میکند و لحظهبهلحظهی آن را سرشار از استرس و هیجان نگه میدارد.
نجات دوستان یا نجات خود؟

یکی از مهمترین نقاط قوت این عنوان، امکان تجربهی بازی به صورت کوآپ است. هرچند میتوانید تمام مراحل را به تنهایی (Solo) بازی کنید، اما این مسیر بدون همراهان به مراتب سختتر و استرسزاتر خواهد بود. در حالت تکنفره، تمام بار پازلها، فرار از دشمنان و مدیریت منابع بر عهده خودتان است و کوچکترین اشتباه میتواند شما را به نقطهی آغاز برگرداند. اما وقتی با دوستانتان وارد کابوس میشوید، تجربهی همکاری در دل وحشت نهتنها قابل تحملتر، بلکه بهطرز عجیبی هیجانانگیزتر میشود.
برای نمونه در حالت سولو، در مرحله “Eliminate the Past” بازیکنان باید در مدت زمان ۷ دقیقه، ۱۰ جعبه که دارای مدارک افشا کننده هستند را پیدا کرده، به اتاق اصلی که یک دستگاه خرد کننده دارد رفته و با گذاشتن جعبهها در دستگاه، آن را نابود کنند. اما مشکل اصلی این است که جای جعبهها کاملا نامشخص است و بازیکنان فقط با گشتوگذار می توانند آنها را پیدا کنند. اما این تازه شروع اخبار بد است. در کنار زمان کوتاه و روند معمولی پرهیز از دشمنان و تلهها، بازیکنان یاد میگیرند که جعبهها به علت سنگین بودن، سرعتشان را کم میکند. در تجربه شخصی، فقط توانستم ۴ جعبه از ۱۰ جعبه را پیدا کنم و نابود کنم. بزرگترین مشکل این است که اگر تعداد جعبه های نابود شده کم باشد، مسیر فرار شما به آزادی به مراتب سختتر خواهد بود. همانطور که در شروع مرحله به شما گفته میشود: هر چه بیشتر نابود کنی، کمتر مجازات میشوی.
The Outlast Trials یکی از معدود بازیهای Co-op ترسناک است که بهجای اکشن، بیشتر بر اضطراب روانی تأکید دارد. در حالت کوآپ، هر بازیکن نقش مهمی در بقا دارد. میتوانید وظایف را بین خود تقسیم کنید: یکی به دنبال کلیدها و قطعات پازل برود، دیگری حواسش به دشمنان باشد و شخصی دیگر راههای فرار را بررسی کند. این هماهنگی باعث میشود سرعت پیشروی بالا برود و تنشهای بازی شکل تازهای پیدا کند؛ زیرا اینبار تنها به فکر جان خود نیستید، بلکه جان دوستانتان نیز در خطر است.
یکی از ویژگیهای جالب بازی، پروکسی چت (Proximity Chat) است. شما تنها زمانی صدای همتیمیهایتان را میشنوید که در نزدیکی آنها باشید. این ویژگی باعث میشود حس واقعگرایانهتری از بقا در فضایی مخوف به شما دست بدهد. اگر همتیمیتان در فاصلهای دورتر گرفتار دشمن شود، ممکن است فقط صدای فریادش را بشنوید و نه جزئیات دقیق صحبتهایش. این موضوع اضطراب شما را چند برابر میکند و ارتباطات لحظهای، به یک چالش و در عین حال نقطهی قوت تبدیل میشود.
علاوه بر این، برخی قابلیتها و ابزارها در بخش کوآپ به شکل موثرتری عمل میکنند. برای مثال، وقتی دشمنان به تعقیب گروه میپردازند، یکی از بازیکنان میتواند با استفاده از ابزارهایی مثل جمر یا مسدود کردن درها، مسیر دشمنان را منحرف کند تا سایرین زمان کافی برای تکمیل پازل یا فرار پیدا کنند. حتی برخی لحظات خاص وجود دارد که تنها با همکاری چند نفره میتوان از آنها جان سالم به در برد، مانند زمانی که نیاز به چند دست برای باز کردن درها یا فعال کردن همزمان اهرمها دارید.
به همین دلیل، اوت لست ترایالز در حالت کوآپ یک تجربهی ترسناک گروهی ساده، پویا، هیجانانگیز و سرشار از لحظات غیرقابل پیشبینی به شما هدیه میدهد. با این حال، حتی در کنار دوستانتان نیز بازی لحظهای از ایجاد وحشت و اضطراب دست نمیکشد؛ فقط اینبار، صدای نفسهای ترسیدهی شما با صدای دوستانتان درهم میآمیزد.
دیگران را به چالش بکش
یکی از ویژگیهای جالب و خلاقانه اوت لست ترایالز این است که فقط مجبور نیستید وارد تریالهای از پیشطراحیشدهی مورکاف شوید؛ میتوانید خودتان هم ترایال بسازید. سیستمی به نام ساخت ترایال (Trial maker) به شما اجازه میدهد با ابزارهای بازی، مراحل و چالشهای اختصاصی خودتان را طراحی کنید. شما میتوانید محیط، چیدمان دشمنان، نوع پازلها و حتی شرایط پیروزی یا شکست را تعیین کنید.
این قابلیت نه تنها باعث افزایش ارزش تکرار بازی میشود، بلکه تجربهای خلاقانه و تعاملی به شما میدهد؛ جایی که میتوانید کابوسهای مخصوص به خودتان را بسازید و آنها را با دیگر بازیکنان به اشتراک بگذارید. نتیجه این است که بازی بعد از تمام کردن مراحل اصلی هم برایتان زنده و تازه میماند، چون همیشه یک چالش جدید که ساختهی خودتان وچه دیگر بازیکنان دیگراست منتظرتان است. افزودن چنین قابلیتهایی برای بازی های سایز AA باعث افزایش طول عمر بازی و همچنین محبوبیت آن میشود.
سرانجام پس از انجام دادن اهداف و فرار از راهروهای پر از تله و دشمنان تشنه به خون، بازیکنان به مکانی امن رفته و منتظر نتایج عملکرد خود میمانند. بستگی به نوع عملکرد، لحن صحبت کردن دکتر مورکاف به بازیکن تغییر میکند.
این بازی، یک عنوان لایو سرویس است و مانند دیگر عناوین دارای سیستمی شبیه به بتلپس است. خبر خوب این است که شما بدون پرداخت هیچ گونه واحد پولی میتوانید به بتلپسهای بازی دسترسی داشته باشید و تمامی آیتمهای موجود در آن را دریافت کنید. این آیتمها جنبه شخصی دارند و به هیچ وجه بر تجربه بازی شما تاثیر نخواهند داشت.در هر صفحه به اندازه کافی سکه برای خرید کافی بتلپس بعدی موجود است. این سیستم از نظر شخصی، عادلانه است و به همه شانس دسترسی به آیتم مد نظر را میدهد، بدون آنکه مثل یک جاروبرقی، تمام پول شما را بخورد.
یادگیری آسان، بقا دشوار
در مجموع ایراد جدی نمیتوان به گیمپلی این بازی گرفت؛ زیرا این اثر با طراحی هوشمندانهاش به بازیکنان فرصت کافی میدهد تا مکانیکها، انواع دشمنان و ساختار مراحل را بهتدریج یاد بگیرند. چه از طریق مراحل آموزشی و حالت آشنایی و چه از راه تنوع در چالشها، بازیکن میتواند بدون فشار بیش از حد، کمکم به سیستم بازی مسلط شود. در تجربههای دونفره، بازی از لحاظ تنش و هماهنگی، چیزی از دیگر بازیهای ترسناک دونفره کم ندارد با این حال، مشکل اصلی میتواند برای کسانی باشد که به صورت سولو بازی میکنند. چراکه در این حالت انجام مأموریتها، مدیریت دشمنان و حل پازلها بسیار سختتر و پرتنشتر خواهد بود، در حالی که در حالت کوآپ فشارها بین اعضای تیم تقسیم میشود و تجربهای روانتر رقم میخورد. ولی اگر شخصی هستید که اعتماد به نفس بالا و عشق چالش دارید، این بازی شما را ناامید نخواهد کرد.
گرافیک چشم گیر با عملکردی فراتر از انتظار

The Outlast Trials از نظر بصری یک تجربهی واقعاً چشمگیر است. بازی بر پایه آنریل انجین۴ (Unreal Engine 4) ساخته شده و تیم سازنده توانستهاند با این موتور به شکلی فوقالعاده بهینه و دقیق کار کنند. طراحی محیطها، نورپردازی سینمایی، بافتهای پرجزئیات و افکتهای خون و دود همگی با کیفیتی اجرا شدهاند که حتی روی سیستمهای میانرده هم عملکردی روان و قابل قبول ارائه میدهد. جالب است حتی با قابلیت Ray Tracing، بازی شاهد افت پرفورمنس نمیشود.
این نکته زمانی بیشتر به چشم میآید که بدانیم برخی بازیهای جدیدتر که با آنریل انجین ۵ ساخته شدهاند، علیرغم جلوههای بصری خیرهکننده، با مشکلات جدی در عملکرد (Performance) مواجه بودهاند و تجربهای روان برای بازیکنان فراهم نکردهاند. در مقابل، Outlast Trials نشان میدهد که یک بازی اگر با برنامهریزی و بهینهسازی درست ساخته شود، حتی با آنریل انجین ۴ میتواند کیفیتی عالی و تجربهای پایدار ارائه دهد.
اتمسفر: وحشتی که همچنان نفس میکشد
اوتلست ترایالز با وجود آنکه یک اسپینآف چندنفره محسوب میشود، جادوی وهمآلود و کابوسگونه قسمتهای اول و دوم را بهطور کامل از دست نداده است. همان حسی که در اوتلست ۱ و ۲ هنگام قدم زدن در راهروهای تاریک یا شنیدن صداهای دوردست، مو به تنت سیخ میشد، اینجا نیز حضوری پررنگ دارد.
بازی با استفاده هوشمندانه از نورپردازی سینمایی، سایههای متحرک و فضاهای نیمهتاریک، محیطی خلق کرده که در هر لحظه میتواند آرامشت را بر هم بزند. راهروهای باریک با چراغهای چشمکزن، سالنهایی که نور تنها از پنجرهای شکسته به درون میریزد، و دود غلیظی که مسیر پیش رو را مخدوش میکند، همگی حسی از خفگی و ناامنی به وجود میآورند. افکتهای صوتی دقیق، از زمزمههای نامفهوم گرفته تا صدای ناگهانی شکستن شیشه یا کوبیدهشدن درها، با این نورپردازی ترکیب میشوند و اتمسفری میسازند که هم منحصر به فرد است و هم ریشه در میراث سری اوت لست دارد. حتی زمانی که در کنار دوستانتان در حال تجربه این کوآپ ترسناک هستید، این حس بیپناهی و حضور دائمی تهدید در فضا باقی میماند.
این عنوان نمونهی خوبی از یک بازی ترسناک چندنفره است که با طراحی محیطی بسته، احساس خفقان را به اوج میرساند. این بازی توانسته بدون از دست دادن ریشه اصلی مجموعه، تجربهای ترسناک و ماندگار خلق کند؛ تجربهای که ثابت میکند هنوز هم میتوان در دنیای بازیهای ترسناک، با ابزارهای کلاسیک مانند نور و صدا، فضایی خلق کرد که مخاطب را تا مدتها پس از خاموش کردن بازی درگیر خودش نگه دارد.
یکی از ستونهای اصلی تجربه یک بازی ترسناک، موسیقی و صداگذاری هوشمندانهاش است. عناصری که نهتنها فضا را میسازند، بلکه در بسیاری از لحظات، مستقیما ریتم تپش قلب بازیکن را کنترل میکنند. موسیقی پسزمینه در بخشهای آرام معمولا ملایم و مینیمال است، صدایی مبهم و تیره که دانه اضطراب پنهان را در خاک وجودتان میکارد.
اما به محض آنکه دشمنی حضور خود را آشکار میکند و به تعقیب شما میپردازد، موسیقی به طرز ناگهانی تغییر میکند؛ ضربآهنگ تند میشود، نتها بیقرار و آشفته میشوند و افکتهای صوتی نفسگیر (مانند صدای نفسهای بریدهٔ شخصیت، ضربان قلب یا جیغهای خفه) با موسیقی ترکیب میشوند تا حس وحشت مطلق را القا کنند. این تغییرات آنقدر حسابشده است که حتی اگر دشمن را نبینید، فقط با شنیدن موسیقی میفهمید که دیگر امن نیستید.
موسیقی بازی حاصل خلاقیت تام سالتا (Tom Salta) میباشد، کسی که در ساخت موسیقی برای بازی هایی مثل هیلو ۲ و پابجی (Halo 2, PUBG) نقش داشته است. نمونههای دیگری از صداگذاری هوشمندانه در جایجای بازی دیده میشود: صدای بستهشدن ناگهانی در پشت سرتان، زمزمههای دوردست که از راهروهای تاریک یا پشت درهای بسته میآیند، با صدای فلزی و گوشخراش کشیدهشدن یک ابزار روی زمین. حتی سکوتهای کوتاه و نفسگیر میان این صداها، بهخودیخود نوعی موسیقی پنهان ایجاد میکند که ذهن شما را آمادهٔ جهشی دیگر میسازد.
اوتلست ترایالز با چنین طراحی صوتی و موسیقایی، نه تنها اتمسفر منحصر به فرد خود را میسازد، بلکه لحظه به لحظهٔ بازی را به تجربهای احساسی و ترسناک تبدیل میکند؛ تجربهای که حتی بعد از خاموش کردن بازی، هنوز در گوشتان طنینانداز است.
جمع بندی نهایی؛ فراتر از یک اسپین آف
ناشر بازی (Red Barrels) نسخه PC این اثر را به منظور نقد و بررسی، در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است

چرا The Outlast Trials بهترین بازی ترسناک چند نفره است؟
در مجموع میتوان The Outlast Trials را نهتنها یک اثر موفق در ژانر وحشت، بلکه یکی از بهترین بازیهای ترسناک همکاری محور دانست. این عنوان اگرچه یک اسپینآف و پریکویل است و از نظر داستانی نباید انتظار روایتی پیچیده و عمیق از آن داشت، اما در جایگاه خود، کاملاً موفق عمل میکند. بازی با گیمپلی متعادل، مکانیک های تازه و متفاوت، مراحل و دشمنان متنوع و حتی امکان ساخت تریالهای اختصاصی، بازیکن را درگیر میکند و با وجود فشار روانی بالا، فرصت کافی برای یادگیری مکانیکها میدهد. در نهایت، این عنوان بیش از آنکه یک داستانسرایی بزرگ باشد، یک تجربهٔ بقا و همکاری است. اگر بهدنبال یک بازی ترسناک کوآپ هستید که تجربهای متفاوت و شدیداً روانی را به همراه داشته باشد و اعصاب شما را تا مرز فروپاشی به چالش بکشد، The Outlast Trials میتواند انتخاب جسورانهای باشد.
نقد و بررسی
The Outlast Trials
اگر بهدنبال یک بازی ترسناک کوآپ هستید که تجربهای متفاوت و شدیداً روانی را به همراه داشته باشد و اعصاب شما را تا مرز فروپاشی به چالش بکشد، The Outlast Trials میتواند انتخاب جسورانهای باشد.
مثبت
- اتمسفر قوی و وفادار به ریشههای سری اوتلست
- تجربه کوآپ بسیار جذاب
- حالت آشنایی برای تازهواردها
- قابلیت ساخت مراحل اختصاصی
- گرافیک بسیار بهینه و با کیفیت بالا
منفی
- روایت داستانی سطحی و کمعمق
- تجربهٔ سولو بسیار سختتر و تنهاتر
- عدم امکان مبارزه مستقیم

