پس از یک انتظار نه چندان طولانی، سرانجام شاهد عرضه بازی محبوب و مورد انتظار ایندیانا جونز برای کنسول پلی استیشن هستیم. عنوانی که بدون شک یک تجربه سرگرم کننده و در عین حال لذت بخش برای طرفداران ایندیانا جونز و بازیهای ماجراجویی خواهد بود. با رسانه گیم پالت و نقد و بررسی بازی Indiana Jones and The Great Circle همراه باشید.
در نگاه اول شاید سپردن توسعه بازی ایندیانا جونز به استودیوی ماشین گیمز کار عاقلانهای به نظر نرسد. زیرا این استودیو تجربهای در ساخت بازیهای ماجراجویی ندارد؛ آنهم ایندیانا جونز که حسابی طی چند دهه گذشته با فیلمهایش طرفداران پر و پا قرصی را به دست آورده و هیچگاه شاهد یک بازی ویدئویی با کیفیت و خوش ساخت از آن نبودیم.
اما اگر کمی دقیقتر به این موضوع بنگریم، به این نتیجه میرسیم که ماشین گیمز یک گزینه فوق العاده برای این کار به شمار میآمد. استودیویی که با بازی Wolfenstein: The New Order روح و تازهای در کالبد سری ولفنشتاین دمید و بیراه نیست اگر بگوییم که مجموعه بازی ولفنشتاین با استودیوی ماشین گیمز هویت مستقل خود را پیدا کرد و به محبوبیت اینچنینی دست یافت.
اگرچه اساس گیم پلی دو بازی ایندیانا جونز و ولفنشتاین به سبب تفاوتی که در سبک دو بازی وجود دارد، با هم متفاوت است اما با نگاهی موشکافانهتر میتوان دریافت که این دو بازی وجه تشابه زیادی به خصوص به واسطه المانهای شوتر و مخفی کاری و اول شخص بودن بازی ایندیانا جونز با یکدیگر دارند. نتیجه همان شد که حدس میزدیم استودیوی ماشین گیمز همان گونه که موفق به احیای مجموعه ولفنشتاین شد، پس از سالها یکی از بهترین آثار ایندیانا جونز را خلق کرده است. اثری که نه تنها یک گیم خوب است بلکه میتوان آن را به منزله کارگردانی خوب و داستانی جذاب یک جایگزین شایسته برای فیلمهای سینمایی نیز در نظر گرفت.
داستان Indiana Jones and the Great Circle در سال ۱۹۳۷ و میان وقایع دو فیلم اول جریان دارد. داستان بازی ایندیانا جونز از فیلم های سینمایی ایندیانا جونز الهام گرفته و به مانند فیلمهای سینمایی همچنان اتفاقات بازی پیش از جنگ جهانی دوم جریان دارد. به دنبال سرقت عجیب مجسمه باستانی از کالج مارشال، باستان شناس داستان ما یعنی جونز تصمیم میگیرد تا برای روشن شدن حقیقت و سر در آوردن از راز عجیب این سرقت، به مناطق مختلفی از جهان سفر کند. ظاهرا این اشیای باستانی فقط ارزش مادی ندارند بلکه به طور اسرار آمیزی یک حلقه بزرگ را تشکیل می دهند که مکانهای مختلفی از جهان را به هم وصل میکنند. از آمریکای جنوبی تا شهر واتیکان و مصر. اما ایندیانا تنها نیست؛ نازیها نیز بهدنبال این قدرت گمشده هستند.

داستان بازیهای ماجرایی معمولا پر افت و خیز هستند اما ایندیانا جونز با شروع قدرتمند در میان پرده ابتدایی و سپس پرداختن به ماجراجویی شخصی ایندی، دغدغههای سیاسی جهان پیش از جنگ جهانی دوم، و عناصر ماورایی همیشگی این فرنچایز در طول داستان، فضا را برای پیوستن شخصیتهای جدید به داستان مهیا میکند و سپس با معرفی آنتاگونیست اصلی و پیوند آن به ماجراجوییهای جونز، حس تعلیق و هیجان را در بازی حفظ میکند.
شاید بخش اعظمی از جذاب بودن روایت داستانی و کاتسینهای بازی را باید مدیون هنرنمایی تروی بیکر بدانیم که با هریسون فورد در سری فیلمهای ایندیانا جونز مو نمیزند و اگر از حضور تروی بیکر خبر نداشته باشید و یا او را نشناسید حتما گمان میکنید سازندگان با هوش مصنوعی دست به خلق شخصیتی مشابه هریسون فورد در سری فیلمهای ایندیانا جونز زدهاند. شخصیتپردازی در رابطه با سایر شخصیتهای بازی نیز به خوبی صورت گرفته و همگی از پرداخت بسیار خوبی بهره میبرند. بهویژه همراه جدید ایندی “Gina” که یک خبرنگار است و مکالمات میان این دو که دیالوگهایی هوشمندانه، طنزآلود، و گهگاه فلسفی هستند باعث شده تا Gina به یک همراه بسیار خوب تبدیل شود که مدتها جای آن در بازیهای ویدئویی خالی بود.
در کنار Gina نباید از کنار شخصیت منفی یا آنتاگونیست اصلی بازی یعنی Emmerich Voss نیز غافل شد؛ یک باستانش شناس خبره به مانند ایندی. اما چیزی که او را از ایندی متمایز میکند نازی بودن وی است. استودیوی ماشین گیمز که در به تصویر کشیدن نازیها تبحر خاصی دارد Emmerich Voss را به گونهای خلق کرد که بی راه نیست اگر او را یکی از بهترین انتاگونیستهای ویدیو گیم بدانیم.

Emmerich Voss یک نازی معمولی نیست او فردی بسیار باهوش و یک روانکاو حرفهای است. بزرگترین سلاح او، همین قدرت روانکاوی وی و بازی با کلمات است. او یک جوکر درون دارد که در بازی کردن با ذهن و افکار دشمنان و رقیبانش تبحر خاصی دارد. شاید در نگاه اول این چنین به نظر نرسد، اما زمانش که برسد با تحقیر کردن و ارعاب دشمنان، آنها را دچار یک فروپاشی روانی و ذهنی موقت میکند و سپس آن چیزی که میخواهد را به دست میآورد.
موضوعی که اهداف و انگیزههای Voss را توجیه میکند و منطقی تر جلوه میدهد، نازی بودن وی است. به مانند دیگر رهبران نازی، انگیزه اصلی او در این بازی رسیدن به قدرت است. همین موضوع او را در برابر ایندی قرار میدهد زیرا او به دنبال کشف راز دایرههای بزرگ است و گمان میکند قدرت بزرگی در آنها نهفته است که میتواند بر تمام جهان سلطه پیدا کند و ایندی نیز قصد آن را دارد تا هر طور شده او را متوقف کند. تقابل ایندی با چالشهای انچنینی در طول بازی، داستان را به مرور جذابتر میند و از طریق یک روایت خطی پرکشش، مخاطب را تا پایان پای بازی حفظ میکند.
به عنوان یک بازی اکشن ادونچر و معمایی، در نگاه نخست، اول شخص بودن بازی، شاید بدترین گزینه برای آن باشد. اما بر خلاف تصورات، زاویه دیداول شخص به نقطه عطف و قوت بازی تبدیل شده است. در هر مرحله شما به شهر و کشورهای جدیدی سفر میکنید و در محیطهای مختلفی قدم میگذارید که هر کدام دارای معماها، پازل ها و چالشهای متفاوتی هستند.

این اول شخص بودن بازی باعث میشود تا شما هر چه بیشتر بتوانید در دنیای زیبا و اسرار آمیز آن غوطهور شوید. این موضوع حتی باعث میشود تا ایندیانا جونز هویت و سبک مسقلی در پیش بگیرد و تجربه متفاوتی را نسبت به بازیهای مشابه خود از جمله Tomb Raider و Uncharted ارائه دهد. بخش اصلی گیم پلی بازی را جستجو در محیط، حل معماها و پازلها تشکیل میدهند.

مراحل بازی به جز شهر واتیکان به صورت خطی دنبال میشوند. شهر واتیکان تنها مرحلهی نیمه جهان بازی است که در بازی وجود دارد. در این چپتر، بازی دست شما را برای انتخاب مسیر پیش روی در بازی باز میگذارد. شاید بد نباشد مسیرهای مختلف را حتما یک بار امتحان کنید زیرا در این صورت ماموریتها و فعالیتهای جانبی متنوعی را خواهید یافت که میتوانند ساعتها به تایم بازی شما اضافه کنند و برخی از آنها نیز حسابی سرگرمتان خواهد کرد.

ماشین گیمز با وسواس و دقت فراوانی بر روی پازلهای بازی کار کرده است و از این روی شاهد پازلها و معماهای هوشمندانهای هستیم که از قضا از درجه سختی متوازنی برخوردار هستند و حوصله مخاطب را با پازلهای سخت و پیچیده سر نمیبرند. ابزار اصلی شما در بازی، مثل فیلمهای ایندیانا جونز، یک کمند یا شلاق بلند و کاربردی هست که تقریبا قادر به انجام هرکاری با آن هستید. پریدن از روی بلندیها، بالا رفتن از دیوار، مبارزه کردن با دشمنان، حل معماها و فعالیتهای دیگر که فقط و فقط با همین یک کمند انجام میشوند.
وقتی پای استودیوی ماشین گیمز وسط باشد همگی انتظار یک زرادخانه و یک بازی اکشن تمام عیار به مانند و لفنشتاین را داریم. اما استودیوی ماشین گیمز در بازی ایندیانا جونز بنا را بر روی مخفی کاری گذاشته است. بازی تاکید ویژهای بر روی مخفی کاری و مبارزه مخفیانه با دشمنان دارد. البته که بازی دست شما در مبارزات را باز میگذارد و اگر تمایل داشته باشید میتوانید از سلاحهای گرم یا سرد استفاده کنید. اگرچه سلاحهای گرم زیادی در بازی وجود ندارند و تعداد محدود آنها به کنار، این سلاحها خشاب زیادی نیز در اختیار شما قرار نمیدهند.
این عمل بسیار هوشمندانه است و نشان میدهد که ماشین گیمز حواسش به این موضوع بوده و قصد از این کار این بود تا توازن خوبی میان بخش مخفی کاری و اکشن بازی برقرار کند و به گیمرها تاکید کند که قرار نیست بازی تجربهای مشابه ولفنشتاین باشد و آنها را بیشتر به استفاده از مخفی کاری سوق دهد. اما متاسفانه مشکل اینجاست که هم روشهای مخفی کاری محدود است و هم ابزار مخفی کاری. به خصوص اینکه هوش مصنوعی دشمنان نیز آنچنان که باید و شاید خوب از آب در نیامده است که کمی از جذابیت چالشهای بازی کم میکند.

همان طور که اشاره کردیم، بازی ایندیانا جونز دارای مراحل مختلفی است که هر کدام در شهرها و مناطق مختلفی جریان دارند. چه در خیابانهای بزرگ شهر واتیکان قدم بگذارید و چه به کشور مصر سفر کنید و اهرام مصر را از نزدیک تماشا کنید، معماری فوقالعاده و طراحی بینظیر دنیای بازی به شدت شما را مجذوب خود خواهد کرد. محال است که در جنگلهای استوایی قرار بگیرید و محو زیبایی و مناظر خیره کننده آن نشوید؛ غیر ممکن است در مقبرههای بازی پای بگذارید و طراحی واقع گرایانه و پرجزئیات مجمسمههای باستانی و مقبرهها توجه شما را به خود جلب نکند. اول شخص بودن بازی مزیتی به شمار میآید و به سازندگان فرصتی داده تا بتوانند دنیای بازی را با جزئیات بیشتری طراحی کنند؛ جزئیاتی که شاید اگر دوربین بازی سوم شخص بود آن چنان که باید و شاید به چشم نمیآمدند.

طراحی و مدل سازی کاراکترها نیز بسیار خوب انجام گرفته است. کاتسین ها از کیفیت بسیار خوبی برخوردار هستند و حس و حال فیلمهای ایندیانا جونز را القا میکند. اما جدای این موارد بازی از نظر گرافیکی مشکلاتی نیز به همراه دارد. به خصوص در محیطهای بزرگ و اپن ورلد بازی، شاهد مشکلاتی از قبیل دیر لود شدن تکسچرها ( یا بلوری شدن تکسچرها به هنگام نزدیک شدن به اجسام مختلف) و دورنماها بودم. برخی از این باگها و گلیچها که بسیاری از آنها با آپدیت بازی برطرف شدهاند در هنگام بازی مشکلات جدی ایجاد میکردند و راهی جز خارج شدن از بازی و شروع مجدد آن نبود. یکی از باگها یا گلیچهای بازی مربوط به شخصیت همراه بازی یعنی Gina بود که در بسیاری از موارد مشکل ساز شد. به طوری که برخی مکانها که نیاز به حضور هر دو کاراکتر بود، Gina هیچ حرکتی نمیکرد و در مکان مورد نظر حضور پیدا نمیکرد. حل این مشکل نیز تنها از طریق شروع مجدد بازی امکان پذیر بود.
یکی از نکات و ویژگیهای مثبت بازی، پشتیبانی بسیار مناسب بازی ایندیانا جونز از دوال سنس است. هنگامی که در حال شلیک سلاح یا استفاده از کمان ایندی هستید پشتیبانی از تریگرهای تطبیق پذیر به همراه هپتیک فیدبک تجربهای استثنایی را برای شما رقم میزنند. از منظر فریم ریت بازی بر روی کنسول پلی استیشن 5 عملکرد مناسبی دارد. بازی 60 فریم بسیار روانی را ارائه میدهد و به جز برخی سکانسهای شلوغ و برخی کات سینهای پایانی بازی افت فریم بسیار کمی (تنها در برخی سکانسهای شلوغ را شاهد هستیم همین موضوع مبارزات، گشت و گذار و پلتفرمینگ در بازی را لذت بخشتر میکند.
از منظر صداگذاری باید بگوییم که صداپیشگی بازی واقعا در حد بسیار بالایی انجام گرفته است. پیشتر ذکر کردیم که تروی بکیر با صداپیشگی منحصر بفرد خود جادوی خاصی به نقش ایندیانا جونز بخشیده و این نقش را طوری ایفا کرده که حتی تمجید هریسون فورد افسانهای را نیز به همراه داشته است. این موضوع در ارتباط با سایر شخصیتهای بازی و به خصوص آنتاگونیست اصلی آن، یعنی Voss نیز صدق میکند که ضمن کاریزمای بالای خود، از صداپیشگی فوق العادهای بهرهمند است. به جرات میتوان گفت که صداپیشگان بازی به نحو احسنت از پس نقشهای خود برآمدهاند و سازگاری کاملی با شخصیتها، ویژگیهای روحی روانی آنها دارند. این مورد را به موسیقی زیبا و شنیدنی بازی اضافه کنید که در هنگام مخفی کاری، ترس و تنش را به شما القا میکنند و در هنگام مبارزات و سکانسهای اکشن و هیجان انگیز نیز نبض بازی را به دست میگیرند و تجربه سمعی فوق العادهای را رقم میزنند.
سخن پایانی:
ناشر بازی (Bethesda Softworks) نسخه PS5 این اثر را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است.
در پایان باید به این نکته اشاره کنم که ایندیانا جونز شاید اثر کاملی به شمار نیاید و نقطه ضعفهای خود را دارا باشد. مسلما ایندیانا جونز به مانند ماجراجوییهای خود ایندی، فراز و نشیبهایی دارد که میتواند آن را از رسیدن به پتانسیل کامل خود باز دارد اما تجربه فعلی اثری است نوآورانه با داستانی ناب و هیجان انگیز و گیم پلی لذت بخش و سرگرم کننده که باری دیگر خاطرات بازیهای ماجراجویی نسل شش و هفت را در ذهن ما زنده می کند. اثری بسیار خوش ساخت که محال است وارد دنیای آن شوید و بتوانید به همین راحتی از بازی کردن دست بکشید.
نقد و بررسی
Indiana Jones and The Great Circle
علیرغم برخی مشکلات فنی جزئی، Indiana Jones and The Great Circle اثری است نوآورانه با داستانی ناب و هیجان انگیز و گیم پلی لذت بخش و سرگرم کننده که باری دیگر خاطرات بازیهای ماجراجویی نسل شش و هفت را در ذهن ما زنده می کند. اثری بسیار خوش ساخت که محال است وارد دنیای آن بشوید و بتوانید به همین راحتی ها از بازی کردن دست بکشید.
مثبت
- داستان سرگرم کننده و جذاب همراه با پرداخت خوب به شخصیت های بازی علی الخصوص انتاگونیست اصلی بازی
- گرافیک و جلوههای بصری
- موسیقی و صداپیشگی فوق العاده شخصیتهای بازی که در شکل گیری تیپ شخصیتی آنها نقش مهمی داشته و با حالات روحی و روانی و عاطفی آنها سازگاری کاملی دارد
- طراحی هوشمندانه پازلهای بازی
منفی
- المانهای مخفی کاری در بازی محدود است و مخفی کاری پس از مدتی در بازی خسته کننده میشود
- برخی باگهای بازی که برای برطرف کردن آنها راهی به جز شروع مجدد بازی وجود نداشت

