در اولین نگاهم به بازی GreedFall 2 شوکه شدم. نه از ابهت گرافیک بازی و نه به خاطر گیمپلی جذابی که دارد. شاید دقیقا باید برعکس اینها را بگویم. با اولین نگاه به Greefall 2 مواجه شدم با بازی که از نسخهی نخست دارای عقب گرد بسیار جدی است. نمیخواهم از همین ابتدا Spiders را متهم کنم به ساخت اثر بیکیفیت، بلکه امید دارم بازی بعد از نسخهی دسترسی زودهنگام از این باتلاق در بیاید.
بزرگترین تفاوت بین نسخهی اول و دوم را شاید بتوان ستینگ کلی بازی و سیستم مبارزات آن دانست. نسخهی دوم یک عقب گشت از لحاظ زمانی برای سری نیز محسوب میشود. سه سال قبل از وقایع سری اول شما در نقش یک محلی در جزیرهای به نام Teer Fradee زندگی میکنید. مکانی که خارجیها قصد گرفتن آن را دارند و میخواهند اهالی آن محل را به کلی بیرون کنند. شما با تواناییهای ماوراطبیعهای که دارید، یکی از بزرگترین امیدهای مردمتان هستید. و وظیفهی شماست تا با خارجیها بتوانید توافق کنید.
این زمینهی کلی داستان برای شروع است. شاید بعد از تعریف داستان بازی GreedFall 2 ذهنتان به سمت اتفاق خارج کردن و حتی به قتل رساندن آمریکاییهای بومی به دست اروپاییها بیافتد. که خیلی بیراه هم نیست و با وجود اسم گذاری تخیلی جزیره یا ساختن یک زبان تخیلی محلی (که از قضا در بازی اکثرا در حال شنیدن مکالمههایی با این زبان هستید که کمی آزار دهنده است) با این حال مقایسه کردن این دو انکار ناپذیر است. میخواهم بیشتر قضیه ساخت یک زبان جدید را بار کنم. اینکه دوبلورهای این بازی دارند به زبانی صحبت میکنند که آن را نمیفهمند. این موضوع در اوایل بازی جالب است و میتوان گفت که از پس کار هم تقریبا برآمدهاند. اما این قضیه که شما باید هر لحظه به پایین صفحه نگاه کنید تا از روی زیرنویس مکالمات را متوجه شوید شاید انتخاب دیزاینی درستی نبوده باشد.

در قسمت انتخاب کلاس در ابتدای بازی شما با چهار کلاس روبهرو میشوید که با انتخاب هر کدام، شخصیت شما تواناییهای آن کلاس را دریافت میکند. اما بعدا در روند بازی میتوان تواناییهای کلاسهای دیگر را هم گرفت. حتی اعضای دیگر گروهتان میتوانند از کلاسهای دیگر باشند. بازی به شما اختیار انتخاب تواناییهای را به صورت دستی نیز میدهد و نیاز نیست حتما از کلاسهای از پیش تعیین شده انتخب کنید که این قضیه هنگامی که برای اولین بار بازی میکنید، میتواند منجر به ضعیف شدنتان در روند بازی شود.

سیستم شخصیسازی کاراکتر بازی هم بسیار ابتدای است و خالی از تنوع و جذابیت است. با چندین گزینهی محدود برای عوض کرد موها و چند صورت از قبل آماده شده، در واقع شخصیسازی را در این بخش دارا نیست. و حتی خبری از لباسهای جذاب و چشمنواز سری اول نیست. باید عقبگشت داستانی این نسخه را قدر دانست. اما اگر این تغییر در ازای از دست دادن تقریبا همهی برتریهای نسخهی اول میشود، قابل تقدیر نیست.
ولی شاید بدترین قسمت گیم پلی بازی GreedFall 2 برای من قسمت مبارزات بازی بوده باشد. در نسخهی اول ما با مبارزات Realtime و جذابی روبهرو بودیم. شما در به سمت دشمنان حمله میکردید به آنها ضربه میزدید یا از اسپلهای متنوع استفاده میکردید. اما اینبار در نسخهی دوم ما با یک سیستم Realtime همراه با یک حالت Turn based طرف هستیم. با زدن دکمهی به خصوص میتوان بازی را نگه داشت تا به بقیه گروهتان دستور بدهید سه حرکت بعدیشان چه باشد. اگر اینکار را نکنید آنها به صورت خودکار ضربهمعمولی خودشان را به حریف وارد میکنند. شاید در نگاه اول ایدهی جذابی به نظر برسد. اما طراحی بد UI بازی، قرار گیری بد دکمهها و هدف گیری بانقص بازی باعث شده که این حالت اصلا لذتبخش نباشد و هر لحظه برای سیستم مبارزات نسخهی اول دعا میکنید.

بیرون از مبارزات، باید قفلها را باز کنید، تلهها را خنثی کنید، دیوارها را از بین ببرید و یا پل بسازید. که همهی این عملکردها نیازمند توانایی کاراکتر شما هستند. با دارا بودن مقدار خاصی از هر توانایی صرفا شانس خود را برای انجام آن کار بالا میبرید. به نظر در همهی این تواناییها، قدرت مکالمهی بازیکن کمترین کارشدگی را دارد. وقتی میخواهید از کسی چیزی بپرسید یا کسی را سر مسئلهای قانع کنید، نیازمند سطح خوبی از مکالمه در بازی هستید. اما اینکه با عصبانیت از کسی چیزی بخواهید و یا او را گول بزنید تا جوابتان vh بدهد دست شما نیست. صرفا یکی از گزینهها نشان میدهد که شانسی برای عمل کردن دارد و آن هم نسبت به طرف مقابل نوشته شده است نه بر اساس اینکه شما در بازی چه کسی هستید.

در مجموع ماموریتهای فرعی بازی، محتوای جذابی را به شما هدیه نمیدهند. بیشتر ماموریتهای فرعی در همان شهر اصلی اتفاق میافتند و اکثرا صرفا یک رفت و آمد از یک مسیر به یک مسیر دیگر است. شاید به همین دلیل بازی نقشآفرینی عمیقتری باشد و واقعا هم هست. و خیلی از رسانهها آن را با بازی Dragon Age: Origins مقایسه میکنند که وقتی در بازی کمی عمیقتر شوید متوجه میشود که اینچنین هم نیست. تنها چیزی که میتوان گفت از Dragon Age بهتر شده جلوههای بصری بازی است که برای بازی که 15 سال با آن فاصله دارد، انتظاری غیر از این نمیرود؛ اما متاسفانه در همین قضیه هم، بازی GreedFall 2 از رقبای اکنون خود عقبتر است.
ناشر بازی (Nacon) نسخه ارلی اکسس این بازی را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است

بخش جهانباز بازی GreedFall 2 هم تعریف خاصی ندارد. مثل اکثر بازیها شما ماموریتهایی دارید که باری انجام آنها در جهان بازی سفر میکنید و در مسیر آیتمهای مختلف بدست میآورید یا افراد جدیدی را ملاقات میکنید و با افراد جدیدی وارد جنگ میشوید. اکثر ماموریتهای بازی را میتوان نوعی پازل دانست که باید به روش خودتان آنها را حل کنید. شما یا به صورت مخفیانه وارد عمل میشوید؛ یا با مکالمه و قانع کردن و یا به صورت ساخت مواد منفجره و منفجر کردن یک مکان برای رسیدن به مقصد بعدی. که این سیستم جذابی به نظر میرسد و مثل هر سیستم دیگری در بازی مشکلات خودش را دارد. مثل اینکه شما برای رد شدن از یک گپ کوچک باید چوب مخصوص درست کنید و روی آن بگذارید چون بازی به شما اجازهی پرش نمیدهد.
در نهایت باید گفت بازی از مشکلات فنی به مانند دیر لودشدن تکسچرها، باگ، UI ناقص و موارد دیگری است که باعث میشود فکر کنید این بازی هنوز جای کار دارد. با گفتههای Spiders، این نسخهی دسترسی زودهنگام یک چهارم بازی اصلی است و شاید مهمترین نکتهی قابل توجه، منتقل نشدن سیوهای بازی بعد از هر آپدیت بزرگ است. به بازی GreedFall 2 میتوان امید داشت اما Spiders کارهای زیادی برای انجام دادن دارد و بهتر است صبر کرد تا نسخهی 1.0 بازی منتشر شود و صحبتهای نهایی را آنجا زد.
نقد و بررسی
Greedfall 2: The Dying World
بازی GreedFall 2 صحنهای جدید را برای این فرنچایز رقم میزند که میتوان به آن امیدوار بود اما در نسخهی دسترسی زودهنگام هنوز خیلی جای کار دارد.
مثبت
- طراحی محیطهای بازی
منفی
- مشکلات مختلف در مبارزات
- باگهای گرافیکی
- انتخابهای جزئی در مکالمات
- ماموریتهای تکراری که عمق کافی ندارند

