بازی Edge of Sanity مصداق بارز عنوانی است که ایدههای جالب بسیار زیادی در خود جای داده است، اما متاسفانه در پیادهسازی کامل و بینقص آنها ناتوان بوده و نتوانسته آنطور که باید، به یک بازی وحشت و بقای متفاوت و با سبک و سیاقی کاملا جدید تبدیل شود. در ادامهی این مطلب با ما همراه باشید تا به بررسی کامل بازی Edge of Sanity بپردازیم و دلایل ناموفق بودن این بازی در پیادهسازی ایدههای خوب این بازی وحشت و بقا را مطرح کنیم.
ستینگ داستانی و دنیای بازی Edge of Sanity
عنوان Edge of Sanity یک بازی وحشت و بقا است که در دوران دههی 70 میلادی، در جریان جنگ سرد آمریکا و شوروی، در منطقهی آلاسکای آمریکا جریان پیدا میکند. منطقهای سرد، وحشی و بسیار خطرناک که حالا علاوه بر تمام خطرات همیشگیاش، میزبان یک مهمان ویروسی جدید شده است که هرلحظه موجودات بیشتری را به خودش آلوده میکند و در این بین، آدمها نیز از شر این ویروس خطرناک در امان نیستند و یکی پس از دیگری تبدیل به هیولاهای خونخواری تبدیل میشوند که به محض رویت شما، به سمتتان حملهور میشوند و تا پیش از نابودی شما یا خودشان، متوقف نمیشوند.

بازی Edge of Sanity بازیکنها را در نقش یک مرد میانسال به نام کارتر (Carter) قرار میدهد که در یک شرکت بزرگ در منطقه آلاسکا مشغول به کار است که به یکباره متوجه میشود به خاطر یک فاجعهی زیستمحیطی بزرگ که خود شرکت بزرگی که در آن مشغول به کار بوده، مسبب به وقوع پیوستن آن شده است، تمام تلاشش را میکند تا با جمعآوری گروهی از بازماندگان در نواحی اطراف محل زندگیاش، یک کمپ اضطراری برقرار کند تا با کمک یکدیگر و البته مدیریت منابع حیاتی مثل آب و غذا، شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند.
کارتر و دیگر بازماندگان حاضر در کمپ، هیچکدام اطلاعات کاملی از چگونگی وقوع این اتفاقات ندارند و تنها میدانند که شرکت بزرگی که در این منطقه یک مجموعهی بسیار بزرگ صنعتی راهاندازی کرده است، ظاهرا منجر به وقوع یک فاجعهی زیستمحیطی وسیع شده است و به دنبال آن نوعی از موجودات ظاهرا فرازمینی، در محیط اطراف پراکنده شدهاند و هیچ خبری هم از اعضای عالیرتبهی این شرکت نیست که توضیحات کاملی در اختیار بازماندگان قرار دهند و آنها را راهنمایی کنند.
از همین ابتدای کار، داستان بازی Edge of Sanity دو ماموریت غیررسمی پیش روی شما قرار میدهد و شما در نقش شخصیت اصلی بازی یعنی کارتر، در ابتدا باید برای زنده ماندن گروهتان تلاش کنید و مدیریت منابع مورد نیاز برای زنده ماندن را برعهده بگیرید و همچنین، با سرک کشیدن در کار اعضای مرموز این مجموعهی بزرگ، راز این فاجعهی عظیم را کشف کنید و متوجه شوید که ماجرا واقعا از چه قرار است.

ظاهری ساده با مکانیزمهایی سادهتر
سازندگان بازی Edge of Sanity در طراحی این بازی از جلوههای بصریِ پیکسلی استفاده کردهاند و تمام محتویاتی که بر روی تصویر مشاهده میکنید، از جزئیات بسیار بالایی برخوردارند. از محیطهای جنگلی، کوهستانی و قسمتهای آلوده و تخریبشده در محیطهای اطراف گرفته، تا طراحی بسیار خوب هر یک از کاراکترها و همچنین طراحیهای خشن و پرجزئیات موجودات آلودهی وحشی که اعضای بدنشان فرمهای ناهنجاری به خود گرفتهاند و بعضا آسیبهای جسمی زیادی را متحمل شدهاند. تمامی این موارد هم از طراحی بسیار خوبی برخوردارند و به لطف سبک پیکسلآرتی بازی، جزئیات بسیار زیادی دارند و هم در هنگام حرکت کردن هر یک از المانهای حاضر در تصویر، شاهد انیمیشنهای بسیار نرم و روانی هستیم که در ایجاد حسی شبیه به تماشای یک انیمیشن کارتونی، موفق بودهاند و تجربهی بسیار خوبی را برای بازیکنان علاقهمند به بازیهای پیکسلی به ارمغان میآورند.
تمامی موارد ذکر شده در قسمت بالا در کنار هم باعث ایجاد یک اتمسفر نسبتا سنگین و گیرا در بازی Edge of Sanity شدهاند که به خوبی با تم کلی بازی و داستان آن همخوانی دارد و در ایجاد یک تجربهی اتمسفریک و تاثیرگذار برای بازیکنان موفق ظاهر شدهاند.
شما به عنوان بازیکن در نقش شخصیت اصلی بازی Edge of Sanity بیشتر وقت خود را صرف گشتزنی در محیطهای بازی برای جمعآوری منابع خواهید کرد و در این بین نیز قرار است همواره از المانهای مخفیکاری موجود در گیمپلی بهره ببرید تا حداقل مقدار درگیری با دشمنان را داشته باشید. همچنین مدت زمان بسیار زیادی را باید صرف حل کردن معماهای مختلفی کنید که هرکدام رویهی متفاوتی را برای حل کردن پیش روی شما قرار میدهند و حسابی باید مغز خود را به کار بیندازید تا بتوانید در بعضی از مراحل این بازی وحشت و بقا، به شکلی موفقیتآمیز به سمت مراحل بعدی پیشروی کنید.

همانطور که در قسمت قبلی به آن اشاره کردیم، در گیمپلی بازی Edge of Sanity بیشتر تمرکز سازندگان بر روی مکانیزمهای مخفیکاری و حل کردن معماهای مختلف بوده است و به همین دلیل، اکشن و مبارزات مستقیم با دشمنان، جزو اولویتهای تیم سازنده حین طراحی مکانیزمهای مختلف برای گیمپلی بازی Edge of Sanity نبوده است. به همین خاطر است که حین استفاده کردن از مکانیزمهای مبارزهای موجود در گیمپلی، با مشاهدهی حرکتهای محدود و قدرت بسیار کم شخصیت اصلی بازی در مبارزه کردن با دشمنان مختلف، حسابی ناامید خواهید شد و در بهترین حالت، با رویهای کاملا متفاوت بازی خود را ادامه خواهید داد.
مبارزهی مستقیم با دشمنان موجود در بازی، به هیچ وجه جزو اولویتهای اصلی سازندگان بازی Edge of Sanity نبوده و به همین دلیل برای اینکه دقیقا همانطوری که سازندگان بازی تصور داشتهاند بازی را پیش ببرید، باید از امکانات دیگری مثل تلههای شکاری، استفاده از منابع نور مختلف در مقابل دشمنان حساس به تابش مستقیم نور، پرتاب اشیای مختلف مثل سنگ و همچنین استفاده از المانهای محیطی از پیش تعبیه شده مثل تلههای بزرگ مختلف بهره ببرید تا شانس بیشتری برای زنده ماندن در مقابل هیولاهای موجود در درون بازی Edge of Sanity داشته باشید.
در غیر این صورت، اگر بخواهید با به دست گرفتن یک تبر، یک تنه به سمت دشمنان هجوم ببرید، خیلی زود متوجه خواهید شد که محدودیتهای بسیار زیادی که بر روی مبارزات تن به تن بازی اعمال شدهاند، مثل محدودیتهای حرکتی و بُرد بسیار کوتاه ضربات، و اصلا منطقی نیست که به همین روال تمامی دشمنان پیش رویتان را از میان بردارید.
برای مثال حین استفاده از یک چاقو یا یک تبر، شخصیت اصلی تنها میتواند در هر نوبت یک ضربه به هدفش وارد کند و برای به هدف خوردن این ضربه نیز باید حسابی به دشمن خودتان نزدیک شوید، چرا که به جز بالا و پایین آوردن تبر برای ضربه زدن، هیچ انیمیشن حرکتی دیگری برای شخصیت اصلی بازی حین مبارزات تن به تن در نظر گرفته نشده است و برای جاخالی دادن ضربات طرف مقابل نیز تنها به اندازهی بُرد ضربات خودتان، میتوانید تقریبا یک قدم خودتان را به سمت عقب بکشانید و مجددا به جای قبلی برگردید.
بازی Edge of Sanity از حیث مخفیکاری و استفاده از استراتژیهای متنوع حین مواجه شدن با انواع مختلف دشمنان، امکانات زیادی را در دسترس بازیکنان قرار داده است. اما متاسفانه این بازی وحشت و بقا به همان اندازه در ارائهی یک گیمپلی سرگرمکننده و اثربخش، ناتوان بوده و وضعیت نهایی المانهای موجود در گیمپلی مبارزات به گونهای است که گویا سازندگان بازی Edge of Sanity برای توسعهی این بخش از بازی فرصت کافی نداشتهاند و تصمیم گرفتهاند بسیاری از المانهای مبارزهای را از گیمپلی محصول نهایی حذف کنند!

جمعبندی نهایی
ناشر بازی (Daedalic Entertainment) نسخه PS5 این اثر را برای نقد و بررسی در اختیار رسانه گیم پالت قرار داده است
بازی Edge of Sanity از لحاظ ارائهی یک کالشکن جذاب و دیدنی از سکانسهای زیبای پیکسلآرتی، در سبک و سیاق یک بازی وحشت و بقا و منحصر به فرد خودش، عملکرد بسیار خوبی دارد و همچنین در روایت کردن یک داستان درگیرکننده و جالب نیز تا حد زیادی موفقیتآمیز عمل کرده است. دوبلهی صوتی کاراکترهای حاضر در بازی، یکی از نقاط قوت بسیار خوب بازی Edge of Sanity محسوب میشود و قطعا این مورد در ارائهی یک داستان تاثیرگذار و درگیرکننده، اثر بسیار زیادی داشته است.
اما متاسفانه با رجوع به گیمپلی، با یک تجربهی نامتعادل مواجه خواهید بود که احتمالا برای هر گیمری مناسب نیست. شاید گیمرهای علاقهمند به تجربههای مخفیکارانه و آزمون و خطا کردن با استفاده از استراتژیهای مختلف برای از میان برداشتن خطرات میان راه، حسابی از تجربهی بازی Edge of Sanity لذت ببرند و تجربهی آن را به گیمرهای شبیه به خودشان پیشنهاد کنند.
اما در سمت مقابل، گیمرهایی هم هستند که ترجیح میدهند به جای مخفیانه حرکت کردن و بیکار نشستن در یک گوشهی تاریک تا برطرف شدن خطرات، یک سلاح قوی در دست بگیرند و به دل خطر بزنند و تن به تن، تک تک دشمنان را از میان بردارند و خودشان را به محتویات داستانی جذاب بازی برسانند. اما متاسفانه بازی Edge of Sanity اصلا برای این دسته از گیمرها مناسب نیست و اگر با هدف سلاخی کردن زامبیهای پیکسلی و لذت بردن از سلاحهای سرد متنوع قرار است این بازی را تجربه کنید، قطعا این بازی مناسب شما نیست و باید در انتخاب خودتان تجدید نظر داشته باشید.
همانطور که در ابتدای متن نیز به آن اشاره کردیم، بازی Edge of Sanity ایدههای بسیار جالبی دارد اما متاسفانه در پیادهسازی آنها موفق نبوده و محصول نهایی را نمیتوان به همهی گیمرهای علاقهمند به عناوین سایداسکرول و البته وحشت و بقا پیشنهاد کرد. قطعا بازیکنان زیادی نیز وجود دارند که از بازی Edge of Sanity دقیقا به همین شکلی که هست، حسابی لذت خواهند برد، اما قطعا گیمرهای زیادی هم هستند که به دنبال کسب یک تجربهی اکشن به سراغ این اثر میروند و در نهایت با یک تجربهی خستهکننده و حوصلهسربر مواجه میشوند که از همان ابتدا مناسب سلیقهی گیمری آنها نبوده است.

