گاهی اوقات، برای روایت کامل داستان شخصیتها و جهان بازیهای ویدیویی، تنها یک بازی کافی نیست. بسیاری از مجموعههای محبوب، بخشهایی از داستان و اتفاقات مهم دنیای خود را ناگفته باقی میگذارند. اما در میان کمیکهای اقتباسشده از بازیهای ویدیویی، کدام آثار ارزش خواندن دارند؟ در این مقاله، تعدادی از کمیکهای اقتباسشده از بازیها و مجموعههای محبوبی مانند Dark Souls، The Witcher، Silent Hill و Halo را معرفی میکنیم؛ آثاری که میتوانند تجربهای متفاوت از جهان بازیهای موردعلاقهتان ارائه دهند.
کمیکهای Dark Souls
در سال ۲۰۱۱، بازی ویدئویی منتشر شد که شاید کمتر کسی تصور میکرد تا این اندازه موفق شود. Dark Souls نهتنها بهخاطر گیمپلی تأثیرگذار و گرافیک هنری چشمنوازش، بلکه بهدلیل شیوه روایت متفاوت خود توانست منتقدان و بازیکنان را به وجد بیاورد. این بازی چنان تأثیرگذار بود که به شکلگیری و گسترش ژانری به نام سولزلایک (Soulslike) کمک کرد؛ ژانری که تاکنون دهها بازی با الهام از آن ساخته شدهاند، هرچند بسیاری از طرفداران همچنان سهگانه Dark Souls را در جایگاهی ویژه قرار میدهند.
بسیاری از بازیکنان و منتقدان، بیش از هر چیز، شیفته فضاسازی تاریک، غمانگیز و بیروح مجموعه سولز هستند. اما آیا کمیکهای اقتباسشده از این مجموعه نیز توانستهاند چنین فضایی را بهخوبی بازآفرینی کنند؟ پاسخ این پرسش را باید در کیفیت آثار مختلف این مجموعه جستوجو کرد.کمیکهای متعددی بر اساس دنیای Dark Souls منتشر شدهاند که برخی از آنها توانستهاند بهخوبی به بازیها ادای احترام کنند. این آثار سرشار از اشارهها و ایستراگهایی هستند که طرفداران مجموعه از دیدنشان لذت خواهند برد.
از جمله این آثار میتوان به Dark Souls II: Into the Light و Dark Souls: The Age of Fire اشاره کرد که بهترتیب در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ منتشر شدند. این کمیکها با همکاری نویسندگانی چون جورج من، رایان اوسالیوان و کاساندرا خاو شکل گرفتهاند.یکی از نقاط قوت برخی از این آثار، بهویژه مجموعه Tales of Ember، روایت رازآلود و فضاسازی تاریک آنهاست؛ عناصری که یادآور سبک داستانگویی بازیهای سولز هستند. گاهی ممکن است مجبور شوید داستانهای کوتاه این مجموعه را چند بار بخوانید تا به لایههای پنهان روایتشان پی ببرید.
البته همه کمیکهای این مجموعه کیفیت یکسانی ندارند. برای مثال، The Breath of Andolus با وجود برخورداری از طراحی هنری، در روایت داستان و پرداختن به جزئیات ضعفهایی دارد و ممکن است خواننده را با پرسشهای بیپاسخ روبهرو کند. بااینحال، اگر از طرفداران دنیای Dark Souls باشید، شاید همچنان ارزش یک بار خواندن را داشته باشد.
در مجموع، کمیکهای Dark Souls میتوانند برای طرفداران این مجموعه و علاقهمندان به کمیکهای فانتزی تاریک تجربهای خواندنی باشند.

کمیک Hotline Miami Wildlife
سری بازیهای Hotline Miami یکی از بهترین مجموعهبازیهای مستقل چند سال اخیر است. این بازی با گرافیک پیکسلی هنری، موسیقی متن فوقالعاده و بهویژه گیمپلی بینظیرش نام خود را بر سر زبانها انداخت. در این عنوان میتوانید به سبک جان ویک کشتوکشتار به راه بیندازید یا خودتان به فجیعترین شکل ممکن به دست دشمنانتان کشته شوید.
در سال ۲۰۱۶، Hotline Miami به دنیای کمیک راه یافت و در قالب یک مینیسری هشتقسمتی منتشر شد. این مجموعه به قلم فدریکو چملو و مائوریتزیو فورینی نوشته شده و میکوشد داستان و فضاسازی منحصربهفرد بازی را به دنیای کمیک منتقل کند.داستان کمیک با جوانی به نام کریس جنکینز آغاز میشود؛ جوانی که یادآور شخصیتهای جوان و سرگردان فیلمهای هالیوودی دهه هشتاد میلادی است و با بیکاری و اعتیاد دستوپنجه نرم میکند.
او درحالیکه زندگی روزمرهاش را میگذراند، روزی بستهای از یک پستچی دریافت میکند که درون آن اسلحه و نقابی به شکل خرگوش قرار دارد. چند روز بعد، تماسی تلفنی از سوی فردی مرموز دریافت میکند که از او میخواهد به مکانی مشخص برود و آنجا را پاکسازی کند. در ادامه، شاهد صحنههای مبارزه و پیچشهای داستانی متعددی هستیم که این کمیک را به یکی از آثار خواندنی اقتباسشده از بازیهای ویدیویی تبدیل میکنند.

کمیکهای Dishonored
عاشق بازیهای مخفیکاری هستید؟ از دنیاهای استیمپانکی لذت میبرید؟ با دیدن جزئیات ظریف در بازیهای ویدیویی به وجد میآیید؟ پس Dishonored میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد! این بازی با ترکیب عناصر اکشن، ترس و درام، توانست جایگاه ویژهای در میان بازیکنان پیدا کند. گیمپلی جذاب، موسیقی متن گوشنواز، گرافیک هنری چشمنواز و تصویرسازی هنرمندانه دنیای استیمپانکی، از جمله عواملی هستند که آن را به اثری محبوب در میان بازیکنان سراسر جهان تبدیل کردند.
در سال ۲۰۱۶، Dishonored وارد دنیای کمیک شد و توجه طرفداران را به خود جلب کرد. مجموعه کمیکهای این بازی در چند عنوان مختلف منتشر شدهاند که یکی از مهمترین آنها، نخستین مینیسری کمیک است که داستان آن به جهان بازی اول مربوط میشود. این کمیک به قلم گوردون رنی و با طراحی آندری الیمپیری منتشر شد. اثری که میتوان آن را فراتر از یک اقتباس ساده دانست؛ چراکه داستانی تازه در جهان Dishonored روایت میکند و به برخی از پرسشهایی میپردازد که ممکن است پس از تجربه بازی برای طرفداران باقی مانده باشند. اگر از طرفداران بازی هستید، خواندن این کمیک میتواند تجربه لذتبخشی برایتان باشد.

کمیک The Witcher: Witch’s Lament
به کارگیری از عنوان The Witcher در این لیست کمی بحث برانگیز است ، زیرا این بازی منبع اقتباسش یک کتاب به همین نام بوده و ایده اورجینالی در آن به چشم نمیخورد. با وجود اینکه در سال های اخیر برخی از کتابهای The Witcher مثل The Last Wish پا به صفحات رنگی دنیای کمیک بوک گذاشتهاند. برخی از این عناوین منتشر شده، در دنیای بازی ویچر جریان دارند و زاییده ذهن آندره ساپکوفسکی نیستند.
یکی از بهترین کمیکهای ویچر، کمیک Witch’s Lament است که توسط Dark Horse comics و به قلم بارتوش شتیبر یکی از نویسندگان استودیو CD Project Red در شش جلد منتشر شد. در این کمیک، خبری از بزن بهادری همیشگی گرالت نیست و در عوض نویسنده ما را با یک سوال جدید رو در رو میکند: جادو یک نعمت است یا یک نفرین؟ داستان به طور هوشمندانهای مراحل سوگ، گناه و رستگاری را به تصویر میکشد و تا آخرین صفحه ما را با خود همراه میکند. این کمیک طراحی بسیار مبتکرانه و زیبایی دارد و خود را از سایه عناوین قبلی جدا میکند و در زمینه داستان سرایی حرفهایی برای گفتن دارد.

کمیک BloodRayne: Seeds of Sin
بر خلاف بازیها، کمیکهای Bloodrayne صرفاً به زیباییهای بصری رین و خشونت غلو آمیزش نمیپردازد و ما را با لایههای عمیقتر شخصیت Rayne آشنا میکند. یکی از بهترین این مثالها عنوان Seeds of Sin است که به صورت تک شماره در سال ۲۰۰۵ به قلم کریستینا زد، نویسنده Witchblade و The Darkness منتشر شد. این داستان، تعارض درونی رین را در اوج خود نشان میدهد. وظیفه در برابر میل. خشونت و رمانتیسم تاریک در هم میآمیزند و شخصیتی را به تصویر میکشند که نه یک قهرمان ساده، بلکه موجودی است که بین دو ماهیت انسان و خونآشام گیر افتاده است. نکته قابل توجه این است که تنها ۳۵۷۲ نسخه از این کمیک منتشر شد و اگر الان آن را در اختیار داشته باشید، یک اثر کلکسیونی کمیاب در کتابخانه خود دارید.

کمیک Dead Space
کمیکها، رمانها و حتی انیمیشنهای زیادی در مورد Dead Space منتشر شدند و سعی کردند داستان قبل و بعد از رخ دادن بازیها را شرح دهند. هرچند اکثر آنها با کیفیت پایینی مواجه هستند و جادوی اثر اصلی را ندارند و یا بیش از حد خطهای داستانی غیرضروری و پیچیده را به بازی اصلی ربط میدهند و این مسئله در رابطه با هر سه نسخه بازی صدق میکند. هرچند در این موارد کمیکها تا حدی بهتر عمل میکنند و قطعاً بهترین آنها سری اولی است که از این بازی منتشر شده است.
این کمیک در ۶ شماره در سال ۲۰۰۸ توسط انتشارات Image comics توسط آنتونی جانسون یکی از نویسندگان خودِ بازی اول منتشر شد. این کمیک سعی دارد به وقایع پنج هفته قبل از فاجعه بازی در سفینه آگیس هفت بپردازد و به سوالات ما پاسخ بدهد و بر فرقه unitoligy، مارکرها، پیدایش اولین نکروموفها تمرکز دارد. خواندن این سری کمیک برای طرفداران پروپاقرص این بازی به هیچ وجه خالی از لطف نیست.

کمیک Hellgate: London
بازی Hellgate: London علیرغم چالشهای فعلی، به خاطر نگرش نوینی که در تجربهی ژانر اکشن نقش آفرینی روگلایک داشت، توانست طرفداران فانتزی تاریک را به خود جذب کند. بازی، پلیرها را به یک دنیای آخرالزمانی در سال 2038 میبرد، جایی که لندن در کنار بقیهی دنیا، برای بقا در میان یک تهاجم مداوم از طرف خود جهنم تلاش میکند. همان طور که از تیم متشکل از برخی اعضای سابق توسعهدهندگان بازی Diablo انتظار میرفت ، پلیرها میتوانند در نقشهها و ماموریتهایی که به صورت تصادفی طراحی و تولید میشوند و قابلیت تکرار مجدد نیز دارند، از جنگیدن با شیاطین و نجات دادن دنیا لذت ببرند.
علاوه بر یک سهگانهی رمان، کمپانی Dark Horse نیز سری کمیکی از بازی Hellgate: London منتشر کرده است. با وجود این که این سری فاقد یک روایت مستقل است، اما صفحات آن تأثیرات به سزایی بر روی تصور مخاطب از دنیای بازی میگذارند و شامل اطلاعاتی در رابطه با گروههایی مانند تمپلارهای جنگجو، شکارچیان ارتشی سابق و کابالیستهای اهریمنی جادوگر هستند.

کمیک Mirror’s Edge: Exordium
طرفداران سری Mirror’s edge این سری را فقط به خاطر نوع نگرش منحصر به فرد آن بر یک محیط ویرانشهری دوست ندارند. بلکه پلیرها آن را به خاطر نوع نگاه ملموس آن به فوت و فنهای پارکور دوست دارند. برخلاف دیگر بازیها، پروتاگونیست سری، یعنی فیث کانرز، برای دوری از دشمنان و دیگر خطرات باید به دقت و ظرافت و به طرزی بینقص از موانع عبور کند. در نتیجه، پلیرها حین حرکت کردن در هر مرحله دائماً آن «روان بودن» را احساس میکنند.
جالب است که شرکت WildStorm شش کمیکِ تایاین از این سری منتشر کرده که همان حس را به شما منتقل میکنند (حتی با این وجود که در طراحیهایی بیحرکت واقع میشوند). همانند بازیها، کمیکها هم ماجراجوییهای فیث را در حالی نمایش میدهند که رازی در مورد خانوادهاش را کشف میکند. علاوه بر این، شخصیتهای فرعی بازی مانند مرکوری، کیت کانرز و حتی کلارنس، خارج از بازیها به داستانهای خود شاخ و برگ میدهند.

کمیکهای Warcraft
سری تحسین شدهی Warcarft از شرکت Blizzard که در ژانر استراتژی همزمان قرار دارد، دنیا را با محیط گیرا و بینظیرش تکان داد. هر چه باشد، آزروث تفاوتهای اساسی با محیطهای پرطرفداری همچون سرزمین میانه دارد و در حالی که World of Warcraft به صورت طوفانی عرصهی ژانر MMO را به دست میگیرد، شرکت Blizzard برای گسترش داستان فرنچایز موفقش وقت بسیار دارد. به هر حال، علاوه بر ژانرهای MMO و استراتژی همزمان، بلیزارد با تعدادی کمیک وارد عرصهی این صنعت نیز شده است.

کمیکهای Dragon Age: Magekiller, Knight Errant
طرفداران BioWare سری Dragon Age را بخاطر برداشت منحصر به فرد آن از بازیهای نقش آفرینی از دیدگاه فانتزی تاریک تحسین میکنند. بالأخره، ناشر برای تبدیل ثداس به یک دنیای زنده و جاندار به همراه مجموعهی پیچیدهاش از نژادها، قبایل، فرقهها و جادو، شیرجهای عمیق در روایت داستان زده است.
این سری دو مجموعه کمیک در کارنامه خود دارد. اولین مجموعه، با نام Magekiller، ماجراجوییهای یک جادوگرکش به نام ماریوس و مربیاش تسا را روایت میکند که جادوگران هنرهای ممنوعه و جادوگران خون را از بین میبرند، آن هم در حالی که فرقهی Venatory آرام آرام به قدرت میرسد. در همین حین، شوالیه اِرانت به خاطر سرقت عتیقههای گوناگون شوالیهی سِر آرون هاوثورن و ویا، دزد اِلف را تعقیب میکند. جدا از داستانهای مستقل و کامل، خوانندگان ساختار دنیایی مستحکم و شرحها و توضیحات موجود در این سری کمیک را تحسین میکنند.

کمیکهای Tomb Raider
طرفداران ژانر ماجرایی عاشق سری اخیر Tomb Raider و تلاش آن برای دادن یک پیچش نوین و امروزی به ماجراجوییهای لارا کرافت هستند. خوشبختانه، طرفداران میتوانند با خط داستانی Tomb Raider در کمیکهای Dark Horse داستانهایی به اندازهی صدها صفحه بخوانند. این کمیکها اطلاعات بیشتری پیرامون شخصیت لارا و همچنین رابطهی او با گروههای گوناگونی را آشکار میکند که مرتبط با جستجوی او برای گنج هستند.
در کمیکها، لارا از وجود سازمانهای جدید، متحدین جدید و حتی دشمنان جدید اطلاع مییابد. بسیاری از ماجراجوییهای او اطلاعات ارزشمندی پیرامون اشخاص و گروههای درون این سری در اختیار مخاطب میگذارند. این کمیکها اطلاعات کاملتری پیرامون علت حقیقی مرگ پدر لارا را ارائه میدهند، و حتی لارا را در حالی نشان میدهند که در جستجوی قارچ جاودانگی است.

کمیکهای Silent Hill
با SIlent Hill، طرفداران ژانر وحشت میتوانند تجربهای به شدت وحشتناک در نقش پروتاگونیستها داشته باشند، آن هم در شهرهای اپونیماوس (شهرهایی که نام آنها برگرفته از نام افراد است) که در آنجا کابوسهایشان به حقیقت میپیوندد. سری بازی Silent Hill به خاطر ساختار روایتی فوقالعادهاش، هم در شخصیت پردازی پروتاگونیستها و هم سرگذشت هراسانگیز شهر سایلنت هیل، بسیار مورد توجه و حسین قرار گرفته است. خوشبختانه، سری کمیک Silent Hill توانست تقریبا همین ویژگیها را در سرتاسر ران کمیک بوکیاش از سال 2004 تا 2008، داشته باشد.
این سری کمیک تجربهی اشخاص مختلفی را در Silent Hill دنبال میکند. این داستانها در نُه والیوم به وقوع میپیوندند، که هرکدام حقایق گوناگونی را پیرامون فرهنگ سایلنت هیل نمایان میکند. این کمیکها شامل داستانهایی دربارهی آشفتگی درونی یک دکتر، یک هنرمند بدنام، یک مجرم مسلح و موجودات وحشتناک دیگری میشوند.

رمان گرافیکی The Halo Graphic Novel
به لطف کمپانی مارول، Bungie از علاقهی شدید تیمهای ترکیبیاش نسبت به فرنچایز Halo استفاده کرد تا ماجراهای مسترچیف را به صورت کمیک بازگرداند. در نتیجه گرافیک ناول Halo شامل چهار داستان میشود که عناصر مختلف و مهم دنیای Halo را بیشتر توسعه میدهند.
اولین داستان آن، «آخرین سفر کمکرسان بیپایان»، The Covenant را در حالی نشان میدهد که به درخواست کمک اضطراری یک سفینه محصولات زراعی کاونانت که در اتفاقات نسخه Combat Evolved حضور داشت واکنش نشان میدهد. در همین حین، داستان «آزمایش زره» قبل از داستان Halo 2 در حالی که UNSC در حال آزمایش زره اسپارتان جدید است، اتفاق میافتد. داستان «شکستن قرنطینه» تلاشهای یک سرباز انسان برای فرار از وقوع سیل را با یک ساختار داستانی منحصر به فرد به ما نشان میدهد.
آخرین داستان، «دومین طلوع خورشید بر فراز نیو مومباسا»، به نوع نگاه یک خبرنگار قبل از حمله به نیو مومباسا میپردازد.

کمیک Cyberpunk 2077: Trauma Team
هواداران سایپرپانک احتمالاٌ گشت و گذاری طوفانی در نایتسیتی با جانی سیلورهند و پروتوگانیست بازی، یعنی وی، تجربه کردند. هرچند، هواداران میدانند که با یک بار بازی کردن نمیتوانند فضای وسیع دنیای سایپرپانک را بگردند. خوشبختانه، کمپانیهای Dark Horse comics و CD Projekt Red با یکدیگر همکاری کردند تا نگاه دیگری را نسبت به آسمانخراشهای رنگارنگ و هراسناک نایتسیتی ارائه دهند، نگاهی کوتاه اما تأثیرگذار.
در کمیک Cyberpunk 2077: Trauma Team ،خوانندگان نادیا و همکاریاش با تیم بینالمللی تروما را دنبال میکنند. متأسفانه، یک درگیری مسلحانه با مشتری جدیدشان منجر به کشته شدن تمام همتیمیهای نادیا میشود. در ادامه داستان، تنها بازمانده تیم، یعی نادیا، پس از درمان دوباره به تیمی دیگر منتقل میشود، اما مشتری جدیدشان نمیگذارد دوران بهبودی به نادیا آسان بگذرد.

کمیک Injustice: Gods Among Us
وقتی استودیو NetherRealm بازی Injustice را ساخت، طرفداران بازی میخواستند که بهترین ابرقهرمانان کمپانی DC Comics به سبک خونین Mortal Kombat با یکدیگر مبارزه کنند. هرچند، اقتباسهای کمیک بوکی آن چهره جدیدی به برجستهترین ابرانسانهای DC Comics داد. این بار، سوپرمن به این نتیجه میرسد که «دیگه بسه» و جوکر را پس از این که خانوادهاش را به قتل میرساند، میکشد. مرد پولادین کجا میتواند حقیقت و عدالت را پیدا کند؟
درنتیجه، طرفداران DC Comics تنها شاهد این نیستند که بتمن تیمش را گرد هم میآورد تا با سلطنت صلح اجباری سوپرمن بجنگد. بلکه، داستان خوانندگان را مجبور میکند که به ابرقهرمانان و مورد علاقهشان در حالی نگاه کنند که نوع نگاهشان نسبت به اعتماد، وفاداری و عدالت دائماً به چالش کشیده میشود.

کمیکهای Metal Gear Solid
طرفداران بازیهای جاسوسی به نیکی از ماجراجوییهای سالید اسنیک در سرتاسر سری Metal Gear Solid یاد میکنند. هرچند، در کنار داستان و گیمپلی انقلابیاش، طرفداران عاشق نگرش آن نسبت به کاتسینهای کمیکگونه در برخی از بازیهای این سری هستند.
به خودی خود، کمیکهای Metal Gear Solid و Sons of Liberty (پسران آزادی) در صفحات خود، هیجان فیلمهای جاسوسی-تخیلی را دارند. به طرز جالبی، کمیکها پلات آن دو بازی را بازگو میکنند. علاوه بر آن، طراحی منحصر به فرد به کار رفته در این کمیکها، آنها را نسبت به دیگر کمیکهای همدورهی خود متمایز میسازد.

