بازیهای Point & Click یا ماجراجویی اشاره و کلیک، ژانری هستند که داستانگویی، اکتشاف و حل معما را در مرکز تجربه خود قرار میدهند. در این مقاله ۱۰ مورد از بهترین بازیهای اشاره و کلیک تاریخ را بررسی و بر اساس تأثیرگذاری، کیفیت طراحی و تجربه کلی رتبهبندی کردهایم.
عصر طلایی یک ژانر فراموشنشدنی
ژانر ماجرایی اشاره و کلیک (Point and Click) در اواخر دهه ۸۰ و سراسر دهه ۹۰ میلادی به اوج خود رسید؛ روزهایی که لوکاسآرتز و سیررا بر بازار حکومت میکردند. اگر شیفته عمارت (Maniac Mansion) اولین جرقههای این نسل طلایی بود، Secret of Monkey Island اولین بازی بود که تقریباً همه چیز را به درستی انجام داد. این مقاله حاصل چندین سال تجربه این عناوین و شیفتگی من به این سبک از بازیهاست. پس با من همراه باشید تا با هم مروری داشته باشیم بر ۱۰ اثری که از نگاه من، جایگاه ویژهای در تاریخ این ژانر دارند.
نکته مهم: رتبهبندی انجامشده در این مقاله، نشانه خوب یا بد بودن بازیها نیست. هر یک از این آثار در سبک و زمان خود ارزشهای متفاوتی داشتهاند و این چینش صرفاً سلیقه شخصی من است. هدف من از نوشتن این مقاله، ثبت عشقی است که سالها به این ژانر داشتهام.
۱۰ – بازی Machinarium
اطلاعات کلی
توسعهدهنده: Amanita Design
سال انتشار: ۲۰۰۹
پلتفرمها: PC, PS4, PS Vita, iOS, Android, Nintendo Switch
امتیاز متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰
وضعیت در استیم: «بسیار مثبت» با بیش از ۱۸,۰۰۰ نقد مثبت
داستان و جهان بازی
داستان بازی درباره ربات کوچکی به نام یوزف (Josef) است که توسط گروهی اوباش رباتی از دوست جدا شده و به زبالهدان شهر انداخته میشود. یوزف باید خودش را دوباره سرهم کند و راهی سفر شود تا دوستداشتنیاش را از چنگ اوباش نجات دهد و جلوی یک توطئه بزرگ را بگیرد. نام یوزف برگرفته از یوزف چاپک (Josef Čapek)، نقاش و نویسنده چک است که واژه «ربات» را ابداع کرد.

هنر، صدا و اتمسفر
ماشیناریوم یک بازی نقاشیشده با دست (Hand-drawn) در سبک استیمپانک است. یکی از جذابترین ویژگیهای بازی این است که هیچ دیالوگ نوشتاری یا گفتاری ندارد و داستان صرفاً از طریق تصاویر، انیمیشنها و پازلها روایت میشود. موسیقی بازی نیز حسی غریب و رویایی به فضای ماشینی و زنگزده شهر میبخشد و فضایی عمیقاً غوطهورکننده میسازد.
گیم پلی و طراحی معماها
سیستم راهنما در بازی Machinarium هوشمندانه طراحی شده است و در هر مرحله میتوانید دو نوع راهنما دریافت کنید. راهنمای دوم یک نوع واکترو کامل است که باید با انجام یک مینیگیم آن را فعال کنید و سپس راهحل به صورت تصویری به شما نشان داده میشود. معماهای بازی در کنار هوشمندی، گاهی بسیار چالشبرانگیز و «غیرشهودی» هستند. بعضی معماها آنقدر دور از ذهن طراحی شدهاند که حل کردنشان بیش از آنکه به منطق وابسته باشد، به شانس و آزمون و خطای بینهایت بستگی دارد.
نقاط قوت و ضعف مکیناریوم
نکات مثبت بازی شامل طراحی هنری خیرهکننده، حس نوستالژی عمیق، نبود دیالوگ به عنوان یک ایده جسورانه و موفق، و داستانی دلنشین در دل یک جهان پُرماجراست. با این حال، برخی از کاربران به معماهای غیرشهودی بازی معترض بودهاند. من واقعاً از پازلهای سموروست خوشم آمد، اما تعداد زیادی از پازلهای اینجا اصلاً شهودی نیستند!!!.
چرا در رتبه دهم قرار گرفت؟
عنوان Machinarium یک بازی هنری و مستقل خالص است که نشان میدهد ژانر اشاره و کلیک بعد از افول لوکاسآرتز هم هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. جایگاه دهم به خاطر تأثیرگذاریاش در احیای سبک در دهه ۲۰۰۰ به آن تعلق دارد.
9- بازی Runaway 3: A Twist of Fate

اطلاعات کلی
توسعهدهنده: Pendulo Studios
سال انتشار: ۲۰۰۹
پلتفرمها: PC, Nintendo DS, Wii
امتیاز متاکریتیک: ۷۹ از ۱۰۰ (Generally Favorable)
زمان تقریبی بازی: حدود ۱۰ ساعت
داستان و جهان بازی
فراری ۳ تغییر اساسی نسبت به دو نسخه قبل کرده و به جای کمدی رنگارنگ، به داستانی گریت، واقعگرایانه و پرتنش روی آورده است. برایان و جینا – زوج محبوب سری – سعی میکنند از دست پلیس نظامی (دومین بازی) و مافیایی که در اولین بازی کلاه گذاشته بودند، فرار کنند. داستان در شش فصل روایت میشود و بازی شامل کاتسینهای مکرر و شیک با استایل کارتونی جذاب است.
هنر، صدا و اتمسفر
گرافیک بازی فوقالعاده است، انیمیشنها به خوبی انجام شدهاند و جوکهای درونگروهی و شوخیها فوقالعادهاند. موسیقی متن نیز مانند دو نسخه قبل بسیار عالی است. با این حال، نقدهایی به ضعف لوکلیشین (بومیسازی) و داستانیکه گاهی قابل پیشبینی است، وارد است.
گیم پلی و طراحی معماها
بزرگترین مشکل بازی در گیمپلی آن نهفته است: تعداد بیش از حد نقاط تعامل (Hotspots) که حتی پس از استفاده هم از بین نمیروند و باعث میشود در مواقع گیر کردن، مجبور به ترکیب کردن بینهایت آیتم با یکدیگر شوید. علاوه بر این، منطق معماها گاهی به طرز عجیبی غیرمنطقی و حل آنها «معجزهآسا» به نظر میرسد.
نقاط قوت و ضعف
این بازی را میتوان به عنوان یک پایان باشکوه برای سهگانه Runaway تحسین کرد. Runaway 3: A Twist of Fate یک ماجراجویی عالی و یک فینال شایسته برای این سه گانه است. به نوعی این اثر را میشود سرودی برای بازیهای کلاسیک اشاره و کلیک نامید. با این حال، برخی کاربران از سختی طاقتفرسا و طراحی مراحل بیرحمانه گلهمند بودهاند.
چرا در رتبه نهم قرار گرفت؟
جایگاه نهم به خاطر اهمیت آن به عنوان یکی از آخرین بازماندههای سبک در اواخر دهه ۲۰۰۰ و فینال قابل قبول سهگانه محبوب Runaway به آن تعلق دارد، هرچند که از نظر کیفیت کلی نسبت به نسخههای اول و دوم اندکی نزول داشته است.
8- The Secret of Monkey Island

اطلاعات کلی
توسعهدهنده: Lucasfilm Games (لوکاسآرتز امروزی)
کارگردان و طراح: ران گیلبرت
نویسندگان: ران گیلبرت، دیو گروسمن، تیم شیفر
سال انتشار: ۱۹۹۰
پلتفرمها: PC, Amiga, Atari ST, Sega CD, iOS, PS3, Xbox 360 و…
موتور: SCUMM
داستان و جهان بازی
بازی در نسخه تخیلی دریای کارائیب در دوران دزدی دریایی اتفاق میافتد. شما نقش گایبراش تریپوود (Guybrush Threepwood)، جوانی مشتاق و در عین حال سادهلوح را بر عهده دارید که آرزوی بزرگترین دزد دریایی شدن را دارد. او باید سه آزمون دزدان دریایی را پشت سر بگذارد، شمشیرزنی را با طنز و توهینهای بامزه یاد بگیرد. در نهایت با روح کاپیتان لچاک (LeChuck) روبهرو شود تا دختر مورد علاقهاش، گوورنر ایلین مارلی (Governor Elaine Marley)، را از چنگ او نجات دهد.
هنر، صدا و اتمسفر
گرافیک نسخه اصلی بازی از نوع EGA/VGA است که در سال ۱۹۹۰ واقعاً پیشرفته و دیدنی به نظر میرسید. موسیقی مایکل لند (Michael Land) با تمهای جذاب دزدان دریایی تا سالها در یادها ماند. نسخه Special Edition که در ۲۰۰۹ منتشر شد، شامل گرافیک بازطراحیشده، صدای کامل برای همه دیالوگها (که صداپیشگی جدیدی روی دیالوگهای قدیمی است) و امکان سوئیچ بین گرافیک قدیم و جدید است.
گیم پلی و طراحی معماها
بازی از سیستم SCUMM (Script Creation Utility for Maniac Mansion) استفاده میکند که سابقاً در مانیاک منشن به کار رفته بود. رابط کاربری در نسخه Special Edition به روز شده و سادهتر شده است. معماهای بازی نسبت به بازیهای کامپیوتری مدرن امروزی شاید ساده به نظر برسند، اما طنز و منطق درونی دنیای بازی باعث میشوند حل کردنشان همیشه لذتبخش باشد.
نقاط قوت و ضعف
بازی The Secret of Monkey Island در زمره کمدیهای بیزمان ژانر اشاره و کلیک قرار دارد. به نوعی مانیاک منشن اولین جرقه این نسل طلایی را زد، اما این عنوان اولین عنوانی بود که تقریباً همه چیز در آن کامل بود. طنز عجیب و غریب، شخصیتهای کاریزماتیک و دیالوگهای فراموشنشدنی بازی، آن را به اثری تبدیل کرده که هنوز هم پس از سه دهه، بازی کردنش لذتبخش است.
چرا در رتبه هشتم قرار گرفت؟
رتبه هشتم به خاطر جایگاه بنیادین آن در تاریخ سبک است. این بازی ماجراحویی نه یک بازی، بلکه یک انقلاب بود. هر بازی اشاره و کلیکی که بعد از آن منتشر شد، مدیون این شاهکار ران گیلبرت است. لذت تجربه اولین لحظات حضور در جزیره Mêlée و شنیدن موسیقی کلاسیک آن، هیچگاه از یاد نخواهد رفت.
رتبه ۷ – Maniac Mansion + Day of the Tentacle

اطلاعات کلی
توسعهدهنده: Lucasfilm Games / LucasArts
طراحان: ران گیلبرت و گری وینیک (بازی اول)، دیو گروسمن و تیم شیفر (بازی دوم)
سال انتشار: ۱۹۸۷ / ۱۹۹۳
پلتفرمها: PC, Amiga, Apple II, NES, Commodore 64 و… (نسخه ریمستر شده در ۲۰۱۶)
داستان و جهان بازی
Maniac Mansion (بازی اول)
داستان درباره یک دانشمند دیوانه به نام دکتر فرد ادیسون (Dr. Fred Edison) و خانواده عجیب و غریبش است که در عمارت بزرگشان در کنار یک شهابسنگ بیگانه که مغز انسانها را کنترل میکند، زندگی میکنند. یک گروه از نوجوانان (شامل دیو، برنارد، سیدنی، مایکل، ریزر و وندی) برای نجات دوست یکی از نوجوانان که ربوده شده، وارد عمارت میشوند.

Day of the Tentacle (بازی دوم یا DLC)
Day of the Tentacle چند سال پس از وقایع Maniac Mansion اتفاق میافتد. یک شاخک بنفش رنگ که از زبالههای سمی تشعشعیافته بیرون میآید، دو دست پیدا میکند و تصمیم میگیرد جهان را تسخیر کند. برنارد (تنها شخصیتی که از بازی اول بازمیگردد) به همراه دوستانش هوپر و لَورن، از طریق دستگاه سفر در زمان دکتر ادیسون باید به گذشته و آینده سفر کنند و جلوی شاخکهای دیوانه را بگیرند.
هنر، صدا و اتمسفر
بازی دارای بیش از ۴,۰۰۰ خط دیالوگ ضبطشده است و صداپیشگی ریچارد سندرز (از WKRP in Cincinnati) را در خود دارد. گرافیک کارتونی و زنده بازی که با استایل پرفسور ادیسون (که با سنگتراشهای که صورتش را پوشانده حرف میزند)، امروز هم زیبا و جذاب به نظر میرسد. سبک طراحی استیو پورسل (Steve Purcell) به بازی حس و حالی کمدی و در عین حال مرموز بخشیده است.
گیم پلی و طراحی معماها
سیستم SCUMM در هر دو بازی به کار رفته. بازی سه شخصیت قابل بازی دارد که هر کدام در یک دوره زمانی متفاوت (گذشته، حال، آینده) حضور دارند و اقداماتشان در یک دوره روی دوره دیگر تأثیر میگذارد. این ایده سفر در زمان به شکل هوشمندانهای در معماهای بازی پیاده شده است.
نقاط قوت و ضعف
اگر کسی هستید که عاشق بازیهای ماجرایی هستید اما حس شوخطبعی ندارید، Day of the Tentacle برای شما ساخته نشده است. مثلاً در یکی از صحنهها، کاراکترها از یک صندوق پیشنهادات برای اصلاح قانون اساسی آمریکا استفاده میکنند تا مطمئن شوند همه خانههای آمریکا یک جاروبرقی در زیرزمین دارند!.
این بازی به نوعی یک اجرای تمام و کمال در طراحی بازیهای ماجرایی است اگرچه حیف که گیمپلی بازی به شدت کوتاه است. طنز اغراقآمیز و عجیب بازی هرگز کم نمیآورد.
چرا در رتبه هفتم قرار گرفت؟
جایگاه هفتم به تأثیر تاریخی مانیاک منشن به عنوان اولین بازی بزرگ SCUMM و تکامل آن در Day of the Tentacle تعلق دارد. اگر مانیاک منشن آغازگر عصر طلایی بود، بازی دوم اوج بلوغ آن است. یک همستر یخزده، یک قیافه مصنوعی، سفر در زمان… این بازی واقعاً همه چیز دارد.
6 – بازی Full Throttle

اطلاعات کلی
توسعهدهنده اصلی: LucasArts (ساختۀ تیم شیفر)
نسخه ریمستر: Double Fine Productions
سال انتشار: ۱۹۹۵ / ۲۰۱۷
پلتفرمها: PC, PS4, PS Vita, iOS, Android, Xbox One
داستان و جهان بازی
بازی Full Throttle داستان بن تروتل (Ben Throttle)، رهبر گروه موتورسوارانی به نام پولکتز (Polecats) است که درگیر یک توطئه بزرگ شرکتی میشوند. داستان جذاب و هیجانانگیز بن برای نجات گروهش، پی بردن به یک قتل مرموز و موارد دیگر در بازی روایت میشود.
ویژگیهای بصری و صوتی در نسخه ریمستر
ریمستر این اثر یک ریمستر واقعی و حتی فراتر از آن است. تفاوت بین نسخه اصلی و ریمستر به حدی زیاد است که میتوان گفت این بازی چیزی از یک بازسازی کامل کم ندارد. طراحی محیطها از حالت پیکسلی گذشته خارج شده و شکل و شمایلی کاملاً امروزی پیدا کرده است، طراحی کاراکترها نیز به طور واضح بهبود یافته و میتوانید چهره بن تروتل را به طور کامل ببینید. موسیقیهای راک و متال با کیفیت فوقالعادهای پخش میشوند.
افتخار دیگر این اثر ماجرایی این است که اولین عنوانی بود که در آن از صداپیشههای کاملاً حرفهای استفاده شد: روی کنراد (Roy Conrad) به جای بن و مارک همیل (Mark Hamill) افسانهای، صداپیشگی یکی از شخصیتها را بر عهده داشتند. صدای بن حتی از نسخه اصلی هم دلنشینتر شده و دیالوگهایش (اگرچه گاهی خیلی عمیق نیستند) برای سالها در ذهن باقی میمانند.
گیمپلی و طراحی معماها
بزرگترین ضعف بازی در گیمپلی آن نهفته است:. شخصیت اصلی بسیار کند حرکت میکند و بازی مکانیزم دویدن ندارد. حتی بدتر از آن، بخشهای اکشن بازی که کنترلهای بدقلق و غیرمنطقی دارند به مانند نبردهای موتورسیکلت که بیش از هر چیز به شانس وابسته هستند.
گاهی با چند ضربه دشمن را شکست میدهید و گاهی بعد از ۱۰ بار زدن، خودتان به شکل عجیبی چپ کرده و شکست میخورید. این بخشها واقعاً اعصابخردکن هستند. با این حال، معماهای خلاقانهای در بازی وجود دارد که یادآور نبوغ تیم شیفر هستند.
نقاط قوت و ضعف
با وجود مشکلات اشارهشده، ریمستر Full Throttle یک بازی خیلی خوب و یک ریمستر عالی است. برای کسانی که بازی را در دهه ۹۰ تجربه کردهاند نیز تجدید خاطرهای شیرین محسوب میشود. برای کسانی هم که تا به حال اسم آن را نشنیدهاند، یک انتخاب عالی برای طرفداران سبک ماجرایی محسوب میشود.
چرا در رتبه ششم قرار گرفت؟
جایگاه ششم به خاطر جسارتش در دور شدن از فرمول کلاسیک دزدان دریایی و شوالیهها و وارد کردن جذابیتهای فرهنگ موتورسواری و موسیقی راک به ژانر اشاره و کلیک است. این بازی به ما نشان داد که این ژانر میتواند باحال باشد.
5- The Curse of Monkey Island

اطلاعات کلی
توسعهدهنده: LucasArts (تیم جدید، بدون ران گیلبرت)
سال انتشار: ۱۹۹۷
پلتفرمها: PC (ویندوز)
صداپیشه اصلی گایبراش: دومینیک آرمانتو (Dominic Armato)
داستان و جهان بازی
سومین قسمت از مجموعه مانکی آیلند، دقیقاً از پایان قسمت دوم آغاز میشود. گایبراش موفق میشود روح کاپیتان لچاک را در چاه حلاجی بیندازد، اما طلسمی که روی حلقه ازدواجاش ریخته شده، به اشتباه گوورنر ایلین را تبدیل به مجسمه طلا میکند. گایبراش حالا باید راهی سفری در دریای دزدان دریایی شود تا نفرین ایلین را باطل کند و با طلسمها و شخصیتهای عجیب جدیدی روبهرو شود.
هنر، صدا و اتمسفر
این اولین قسمت از سری بود که به گرافیک کارتونی، پررنگ و شاد تبدیل شد. پیکسلهای EGA/VGA جای خود را به سلشیدینگ (Cel-shading) اولیه و انیمیشنهای روان و خیرهکننده ( برای یک بازی کامپیوتری در سال ۱۹۹۷ ) دادند. معرفی دومینیک آرمانتو به عنوان صداپیشه گایبراش، یک اتفاق بزرگ بود. صدای او آنقدر با شخصیت گایبراش هماهنگ بود که گویی تا پیش از این، همین صدا را در ذهنتان میشنیدید. شخصیتهای فرعی همچون موری (استخوان جمجمه سخنگو) وهاندرد هِرِتس (دزد دریایی ته دل) به جذابیت داستان افزودهاند.
گیمپلی و طراحی معماها
علت اینکه جایگاه پنجم را به این بازی میدهم (با وجود حذف ران گیلبرت) قدرت معماهای جذاب و داستان منسجم آن است. معماها کلاسیک و هوشمندانه هستند؛ از معروفترین معماهای این بازی میتوان به معمای عروسکهای بادکرده (balloon monkeys) اشاره کرد که هنوز هم در فهرست بهترین معماهای تاریخ بازیهای ماجرایی جای دارد.
نقاط قوت و ضعف
کاری که تیم جدید انجام داده، تقریباً به خوبی کار ران گیلبرت است. بدون شک مانکی آیلند ۳ بهترین قسمت این مجموعه است. در واقع احتمالاً بهترین بازی مجموعه با داستانی منسجم، کاراکترهایی عالی، صداپیشگی درخشان و طراحی گرافیکی زیبا به عقیده بسیاری از طرفداران مجموعه است. این اثر در چین هم این بازی در TOP100 رتبه چهارم را به دست آورد و در عصری که استراتژیهای همزمان (RTS) بازار را در دست داشتند، برای یک بازی ماجرایی سنتی دستاوردی بزرگ بود.
چرا در رتبه پنجم قرار گرفت؟
عنوان The Curse of Monkey Island اثبات کرد که این مجموعه بدون ران گیلبرت هم میتواند زنده بماند و حتی در برخی زمینهها به اوج برسد. گرافیک کارتونی، صداپیشگی دومینیک آرمانتو و معماهای خلاقانه، آن را به یکی از لذتبخشترین تجربههای اشاره و کلیک تمام دوران تبدیل کرده است.
4- Broken Age

اطلاعات کلی
کارگردان و نویسنده: تیم شیفر (Tim Schafer)
توسعهدهنده: Double Fine Productions
سال انتشار: پرده اول ۲۰۱۴، پرده دوم ۲۰۱۵
پلتفرمها: PC, PS4, PS Vita, iOS, Android, Ouya, Nintendo Switch
نکته خاص: یکی از موفقترین پروژههای کیکاستارتر در زمان خود
داستان و جهان بازی
Broken Age داستان دو نوجوان را در دو جهان موازی روایت میکند:
شِی (Shay) پسری نوجوان و خسته است که در یک فضاپیمای غولپیکر زندگی میکند. به نظر میرسد او آخرین انسان زنده دنیاست. هوش مصنوعی هدایتگر فضاپیما که در قالب پدر و مادر شِی ظاهر میشود، یک زندگی یکنواخت و قابلپیشبینی را به او دیکته میکند و اجازه نمیدهد حتی برای خودش غذا درست کند. شِی باور دارد باید هرطور شده دکمه ایست این زندگی مکانیکی را بفشارد.
وِلا (Vella) دختری زیبا در روستایی باصفا زندگی میکند. در سنتی اشتباه و کهن (که به شکلی مضحک مقدس خوانده میشود)، وِلا قرار است به زودی خوراک هیولایی به نام ماگچاترا (Mog Chothra) شود. اما وِلا عقیده دارد باید به جای پذیرایی از ماگچاترا، او را از بین ببرد.
هنر، صدا و اتمسفر
بازی Broken Age همچون کتاب داستان کودکان میماند که شخصیتهایش زنده شدهاند. رنگآمیزی گرم و سرد بازی و توجه وسواسگونه سازندگان به جزئیات، دیوانهکننده است. از کرتیس که به شکل قابلدرکی از درختها هراس دارد، گرفته تا جانوران بافتنی لوس، همه چیز در عین سادگی از ریزهکاریها و تزیینات فراوان بهره میبرند. صداپیشگی فوقالعاده نیز به عمق خصوصیات شخصیتی هر کاراکتر میافزاید.
گیمپلی و طراحی معماها
طراحی معماها و ساختار و ریتم این بازی از آن دسته است که با ذائقه من جور درمیآید. سازندگان آرام آرام بازیکننده را در مراحل ابتدایی با منطقها و قوانین دنیایشان آشنا میکنند، بنابراین وقتی به مراحل بالاتر میرسید، هرگز دچار سردرگمی نمیشوید. معماهای بازی تعدادی از ملایمترین و در عین حال هوشمندانهترین و جذابترین موانعی هستند که با آن مواجه میشوید. بازی هرگز به قدری شما را اذیتنخواهد کرد و به طرز مازوخیسمانهای خشنودکننده و متحرک باقی میماند؛ تفاوتی اساسی با دشواریهای خشونتآمیز گریم فندنگو.
نقاط قوت و ضعف
بازی مثال بارز قانون “مقدار کمتر، کیفیت بهتر” است و یک ثانیهاش هم صرف بیهودهکاری نمیشود. داستانی درباره “حرف گوش نکردنها”؛ گاهی به ضررمان تمام میشود و گاهی باعث میشود چیزهای تازهای درمورد دنیای اطرافمان یاد بگیریم و شخصیتمان را پیدا کنیم. بروکن ایج درباره آن احساسات است. درباره بزرگشدن و کسب تجربه در دل خطر و طبیعت. پایان غافلگیرکننده بازی نیز مخاطب را مشتاق پرده دوم میکند.
چرا در رتبه چهارم قرار گرفت؟
رتبه چهارم به خاطر بازگشت پیروزمندانه تیم شیفر به ژانر اشاره و کلیک بعد از سالها دوری است. این اثر ماندگار تیم شیفر ثابت کرد که ژانر ماجرایی اشاره و کلیک نه تنها مُرده نیست، بلکه اگر در دستان هنرمندی مثل او قرار گیرد، میتواند همچنان زاده شود و نسل جدیدی را مجذوب کند.
رتبه ۳ – The Dig (ساختهی LucasArts، ۱۹۹۵)

اطلاعات کلی
ایده اولیه: استیون اسپیلبرگ
توسعهدهنده: LucasArts
سال انتشار: ۱۹۹۵
پلتفرمها: PC (DOS/Windows)، Mac OS
داستان و جهان بازی
The Dig شاید غیرمعمولترین بازی لوکاسآرتز باشد. داستان درباره گروهی از فضانوردان و دانشمندان است که برای منحرف کردن یک سیارک در حال برخورد با زمین به فضا فرستاده میشوند. اما در عملیات، متوجه میشوند که سیارک یک سفینه فضایی بیگانه است. آنها وارد سفینه شده و ناگهان خود را در سیارهای بیگانه و مرموز میبینند. حال باید راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند.
هنر، صدا و اتمسفر
گرافیک VGA و پیکسلآرت بازی، علیرغم قدمت، «نفسگیر» است. لوکیشنهای بازی در طراحی و تنوع خیرهکننده هستند. بعضی بخشها به شکلی مناسب بیگانه به نظر میرسند در حالی که به دلیل ترکیب هماهنگ فناوری و طبیعت، قابل شناسایی باقی میمانند. موسیقی بازی، ساخته مایکل لند، یکی از نقاط قوت اصلی آن است. صدای محیط برای حس بیگانگی بیشتر استفاده شده و موسیقی، فضای ماورایی و غریب بازی را چند برابر میکند.
گیمپلی و طراحی معماها
ساختار کلی گیمپلی هنوز هم میتواند درگیر کننده باشد اما متأسفانه در بازی راهنمای درستی برای استفاده از مکانیزمهای گیمپلی وجود ندارد به علاوه عدم وجود نسخه remastered نیز کار را برای گیمر امروزی سخت تر هم میکند. در رابطه با معماهای بازی، به خصوص در نیمه دوم بازی، بسیار پیچیده و گنگ هستند. بسیاری از معماها چنان پنهان و نامفهوم طراحی شدهاند به طوری که حل کردنشان بدون راهنما تقریباً غیرممکن است. این یک نقطه ضعف جدی برای بازی محسوب میشود. پیشرفت آهسته روایت و شخصیتهایی که گاهی دیالوگهای بیش از ح د سادهای دارند و فقط میگویند «حواسم پرت است، تنهایم بگذار»، از دیگر معایب بازی هستند.
نقاط قوت و ضعف
از طرفی با یکی از بهترین بازیهای ماجراجویی با فضای دلانگیز و مالیخولیایی، پیکسلآرت خیرهکننده، موسیقی متن بینظیر و داستانی گیرا طرف هستیم. در طرف مقابل، دیالوگها ضعیفاند و مهمترین مشکل بازی این است که خودش را خیلی جدی گرفته است. در حالی که تمام بازیهای لوکاسآرتز، حتی Full Throttle، لحظات بامزهای دارند، The Dig تمام مدت علمی-تخیلی خالص و جدی باقی میماند.
با این حال، چیزی که The Dig را از سایر بازیهای هم سبک متمایز میکند، بعد فلسفی و روانشناختی آن است. این بازی به زعم بسیاری از طرفداران، «یک سفر ذهنی» است که باید تجربهاش کرد، نه اینکه صرفاً از آن عبور کرد.
چرا در رتبه سوم قرار گرفت؟
جایگاه سوم به خاطر ارزش ادبی و فلسفی بالای آن است. The Dig ثابت میکند که بازیهای ماجرایی اشاره و کلیک فقط برای خندیدن و سرگرمی نیستند. بلکه این عناوین گاهی میتوانند درباره مرگ و زندگی، فناوری و مسئولیت، جوهر انسانیت و تنهایی، سوال بپرسند. The Dig اشتباهات فنی و گیمپلی دارد، اما جسارتش در روایت یک علمی-تخیلی ناب و فلسفی، غیرقابل انکار است.
2- Monkey Island 2: LeChuck’s Revenge

اطلاعات کلی
کارگردان و نویسنده: ران گیلبرت، تیم شیفر، دیو گروسمن
سال انتشار: ۱۹۹۱
پلتفرمها: PC, Amiga, Mac OS (نسخه Special Edition در ۲۰۱۰)
داستان و جهان بازی
گایبراش تریپوود برای دومین بار بازگشته و این بار ماجرا از جزیره اسکاب (Scabb) آغاز میشود. گویند گنج بزرگ و افسانهای به نام بزرگچه (Big Whoop) در جایی پنهان شده. گایبراش به دنبال یافتن آن گنج است اما کاپیتان لچاک که به نوعی از مرگ برگشته، بار دیگر قصد انتقام دارد. داستان بازی مملو از پیچشهای غیرمنتظره و در نهایت، یک پایان کاملاً شوکهکننده و بحثبرانگیز است که هنوز هم پس از سه دهه، کاربران درباره آن نظر میدهند.
هنر، صدا و اتمسفر
گرافیک نسخه اصلی ۲۵۶ رنگ VGA بود که نسبت به نسخه اول جهش کیفی بزرگی محسوب میشد. موسیقی مایکل لند در این نسخه به اوج رسید و تمهای جاز و فیلمهای نوآر کارائیبی را با هم تلفیق کرد. نسخه Special Edition شامل گرافیک بازطراحیشده و صدای کامل است. یکی از ویژگیهای خاص این نسخه، کامنتاری صوتی تیم شیفر و ران گیلبرت است که حین بازی فعال میشود.
گیمپلی و طراحی معماها
واقعیت تلخ این است که Monkey Island 2 نسبت به نسخه اول بسیار سختتر و گاهی غیرمنطقیتر است. معماها به قدری پیچیده و گنگ طراحی شدهاند که شاید بارها به این نتیجه برسید که بازی از بازیکن متنفر است و میخواهد تا جای ممکن وقت او را تلف کند.
اما در عین حال، همین معماها جزء به یادماندنیترین معماهای تاریخ این ژانر هستند. به طوری که حل کردن بعضی از معماها نیاز به مراجعه به راهنما دارد و واقعاً به پشتکار گیمرهای قدیمی که بدون هیچ راهنمایی آن سالها این بازی را تمام کردند، آفرین میگویم. این بازی یکی از بهترین نمونه ها برای پازل های زنجیری در تاریخ ویدیو گیم هست!
نقاط قوت و ضعف
این یک بازی ماجرایی درخشان و دارای طنزی عجیب و غریب است که سبب میشود به راحتی بازیکن غرق داستان شده و معماها جزء به یادماندنیترینها در همه بازیهای ماجرایی هستند. این بازی با معرفی یکی پازلهای زنجیرهای (پازل هایی که برای حل کردن آنها نیاز به پیش برد همزمان آنها دارید) از نوآورانهترین بازیهای معمایی در زمان و حتی در زمان خود یوده و هست. فضا هم به شدت مالیخولیایی است و هم خندهدار و دستپخت ران گیلبرت؛ داستان بازی با وجود گنگ بودن پابان آن و رفرنسهای جالب به جنگ ستارگان بسیار خوب و جذاب است و شخصیتها فوقالعاده و یادمادنی از مجموعه این سری در این بازی حضور دارند. نسخه Special Edition بازی نیز با اضافهشدن خاطره بازیهای تیم شفر و ران گیلبرت تجربه بازی را به شدت بهبود یافته است.
چرا در رتبه دوم قرار گرفت؟
رتبه دوم به خاطر جسارت بینظیرش در ساختار پازل ها و روایت و پایانبندی است. Monkey Island 2 فقط یک دنباله خوب نیست؛ اثری است که مرزهای ژانر را جابهجا میکند. پایان شوکهکننده بازی هنوز هم در انجمنهای طرفداران بحث داغ ایجاد میکند و نشاندهنده نبوغ ران گیلبرت در خلق پیچشهای داستانی است.
اگر نسخه اول پایههای این ژانر را بنا کرد، نسخه دوم سقف را ویران کرد و نشان داد که بازیهای ماجرایی میتوانند فراتر از کلیشهها باشند. پایان بندی این نسخه البته در ادامه به لطف نسخه چهارم مجموعه که توسط خود شخص ران گیلبرت تا حدی توضیح داده شد. البته با احترام به برداشت آرمانتو در قسمت سوم!)
1- Grim Fandango

اطلاعات کلی
کارگردان و نویسنده: تیم شیفر (Tim Schafer)
طراحی هنری برگرفته از: جشنواره «روز مردگان» (Día de los Muertos) در مکزیک
سال انتشار: ۱۹۹۸ (نسخه ریمستر ۲۰۱۵ برای PS4 و PC)
پلتفرمها: PC (ویندوز)، PS4، PS Vita، iOS، Android، Nintendo Switch
امتیاز متاکریتیک نسخه ریمستر: ۸۹ از ۱۰۰
«Grim Fandango» آخرین شاهکار ماجرایی استودیوی افسانهای لوکاسآرتز است که در بین ماجراجوییبازهای حرفهای حکم «خدا» را دارد و به عنوان نقطهای که این ژانر را به قبل و بعد از خودش تقسیم میکند، شناخته میشود.
داستان و جهان بازی
مانوئل «مانی» کالاورا (Manuel “Manny” Calavera)، کارمند سادهدل و سربهزیر اما شیطون و زیرکی در «اداره مرگ و میر» (Department of Death) است که مامور فروش بلیت سفر مردگان است. در این میان دست تقدیر او را با زنی آشنا میکند که به خاطر اشتباه خود مانی آواره دنیای مردگان شده. احساس گناه و عشقی که نسبت به مرسدس دارد، او را به همراه دوست خل و چلش، گلاتیس (Glottis)، به سفری چهارساله میکشد تا جلوی فساد سازمانی را بگیرد. Grim Fandango دارای قوانین و تاریخ منحصربهفرد خود است و همان چند دقیقه ابتدایی، حال و هوای کمدی بازی را میچیند و مخاطب را در دام میاندازد.
هنر، صدا و اتمسفر
طراحی هنری بازی که الهامگرفته از جشنواره «روز مردگان» در مکزیک و آیین آزتک است، این قصه بیآلایش را به تجربهای پر از رنگ و بو و مزه بدل کرده. تیم نویسندگان حتی به عناصر بصری رضایت ندادند و صداپیشگانی با لهجه شیرین اسپانیایی انتخاب شدند. موسیقی بازی یکراست پرتتان میکند به داخل فیلمهای نوآر دهه ۵۰-۶۰، با رگههایی از عناصر آمریکای لاتین و جز. از هدایت مانی در اداره محل کارش گرفته تا شهر بندری «روباکاوا» (Rubacava) با کافههای پرزرق و برق و آدمهای دورافتادهاش، همهچیز سرشار از جزئیات است.
گلاتیس، رفیق عشق سرعت مانی، به قول خودش فقط با یک هدف، یک مهارت و یک خواسته به سرزمین مردگان احضار شده: رانندگی! کافی است یک ماشین درپیت تحویلاش دهید تا ببینید با آن چه میکند.
گیمپلی و طراحی معماها (هشدار: کلافهکننده!)
بزرگترین مشکل بازی و همچنین نقطه اتمایز آن با تمام بازیهای دیگر این لیست، دشواری وحشیانهی معماهای آن است. اما نکته اینجاست: معماها به خاطر طراحی هوشمندانه و پیچیدهشان دشوار نیستند؛ بلکه به خاطر غیرمنطقی بودنشان دمار از روزگارتان درمیآورند. این «بیمنطقی» به علاوه عدم وجود برخی استانداردهای مهم در طراحی مراحل و خساست بازی از دادن اطلاعات کافی به بازیکن، برخی مراحل را غیرسرگرمکننده ساخته.
راهنمایی در بازی تقریباً وجود ندارد. تنها نشانه، این است که مانی وقتی به آیتم مهمی نزدیک میشود، سرش را کمی به سمت آن متمایل میکند. این تغییر جهت آنقدر جزئی و مختصر است که بارها از کنار نقاط مهم صحنه عبور میکنید. سیستم مدیریت آیتمها نیز در مقایسه با استانداردهای مدرن کارآمد نیست و باید بینهایت در جیبهای مانی به دنبال آیتم بگردید.
راهحل معماها گاهی به قدری دور از ذهن است که وقتی معمایی را حل میکنید، به جای خوشحالی، با احساس تهیبودن مواجه میشوید و زیر لب میگویید: «یعنی آنها از من میخواستند همچین کاری انجام دهم؟» با تمام اینها، اگر Grim Fandango را در کنار یک راهنمای قدمبهقدم تجربه کنید، آنقدر چیزهای جالب و تماشایی دارد که شما را از خودش نزند.
نقاط قوت و ضعف
«Grim Fandango» بهشکل وحشیانهای سخت و در طراحی معماها بیرحمانه است. اما نباید سیل عظیم نکات خوبش را نادیده گرفت: از مانی کالاورا (یکی از جذابترین کاراکترهای تاریخ بازیهای ویدیویی) و دیالوگهای هوشمندانه، تا گلاتیس، اتمسفر فانتزی/نوآر، انیمیشنهای اسکلتی بامزه، صداپیشگی حرفهای و موسیقی جاز غرقکننده. همانطور که اولیویا در آوازش خواند: «اکنون ما گریم فندنگو میرقصیم… و تا سالها قبل از اینکه آرام بگیریم، خواهیم رقصید.» ما هم تا نفس میکشیم، گریم فندنگو بازی میکنیم و سفر مانی کالاورا را فراموش نخواهیم کرد.
چرا در رتبه اول قرار گرفت؟
این اثر فقط یک بازی نیست؛ یک بیانیه هنری است. این اثری است که جسارت کرد تا ژانر ماجرایی اشاره و کلیک را با اتمسری فیلم نوآر، الهام از فرهنگ مکزیک و موسیقی جاز تلفیق کند. مشکلات گیمپلی قدیمی آن قابل انکار نیست، اما عظمت هنری و تأثیری که بر نسلهای بعد گذاشت، آن را شایسته عنوان بهترین بازی این سبک از نگاه من میکند.
اگر تجربه بازی کردن این آثار را داشتهاید، خوشحال میشوم نظراتتان را در گیم پالت با من در میان بگذارید. کدام بازی از این فهرست برای شما خاطرهانگیزترین است و کدام اثر را جا انداختم؟

